Mehrave Sharifinia Instagram – ❤️…👭…
ديشب بعد از دو سه ساعت گير كردن در ترافيك و لذت بردن از شادىِ مردم بالاخره رسيدم خونه.
از ظهر بيرون بودم و وقتى برگشتم، همهى انرژىهام تموم شده بود و خسته شده بودم.
دراز كشيدم روى تختم و مشغول فضاى مجازى شدم.
ديدم مليكا برام يه عكس فرستاده از هزارسال قبل!
انگار يهو من رو زدن به شارژ.
همهى شيطنتها و لوسبازىهاى سالهاى دور، جارى شد توى رگهام. ياد همهى لحظههاى خواهرانهمون افتادم، همهى لحظههاى دلنشين. ياد روزايى كه باهاش قهر مىكردم و
اون از زير در نامه مىفرستاد برام كه:
“قهر بمون،
ولى بيا با هم چاى بخوريم،
تنهايى نمىچسبه”!
😍
ياد روزايى كه دوازده_سيزده سالش بود و مىخواست با دوستاش بره تورِ يك روزه و جرأت نمىكرد از بابا اجازه بگيره و من يواشكى مىفرستادمش بره و براش “رضايتنامهى ولى” مىنوشتم و به جاى بابام امضا مىكردم و به مامان بابام مىگفتم امروز مليكا كلاسش تا شب طول مىكشه و خدا خدا مىكردم همه چيز به خير بگذره.
(امروز بعد از هزار سال به اين جعل امضا اعتراف كردم😬)
😍
ياد همين روزى كه كيف پولش رو در آورده بود و من ديدم يه عكسِ سه در چهار از مامان داره، يه عكسِ سه در چهار از بابا و يه عكس سه در چهار از خودش، ولى اثرى از من توى كيف پولش نيست😕 و چون نقاشِ خيلى ماهرى هستم! سريع عكس خودم رو كشيدم كه بفهمه چقدر از نبودن عكسم توى كيف پولش ناراحت شدم و گذاشتم كنار عكس مامان و بابا!
😬
اونم تا نقاشى رو ديد از خنده غش كرد و من رو برد توى حياط و يك ساعت ازم عكاسى كرد. خودش هم عكسها رو توى تاريكخونهى هنرستانش ظاهر كرد و يه عكس خوشگل كه خودش گرفته بود و خودش چاپ كرده بود، از من گذاشت توى كيف پولش.
❤️
حالا وقتى بعد از اينهمه سااااااال
خواهر عزيزدلت
اون نقاشىِ ساده رو نگه داشته و برات مىفرسته،
مگه مىشه ياد اون روزها نيفتى و يه خندهى از ته دل، لبات رو زيبا نكنه؟ …
❤️❤️👩❤️👩❤️❤️
@melikasharifinia .
. | Posted on 21/May/2017 15:25:47
Home Actress Mehrave Sharifinia HD Instagram Photos and Wallpapers June 2017 Mehrave Sharifinia Instagram - ❤️...👭...
ديشب بعد از دو سه ساعت گير كردن در ترافيك و لذت بردن از شادىِ مردم بالاخره رسيدم خونه.
از ظهر بيرون بودم و وقتى برگشتم، همهى انرژىهام تموم شده بود و خسته شده بودم.
دراز كشيدم روى تختم و مشغول فضاى مجازى شدم.
ديدم مليكا برام يه عكس فرستاده از هزارسال قبل!
انگار يهو من رو زدن به شارژ.
همهى شيطنتها و لوسبازىهاى سالهاى دور، جارى شد توى رگهام. ياد همهى لحظههاى خواهرانهمون افتادم، همهى لحظههاى دلنشين. ياد روزايى كه باهاش قهر مىكردم و
اون از زير در نامه مىفرستاد برام كه:
"قهر بمون،
ولى بيا با هم چاى بخوريم،
تنهايى نمىچسبه"!
😍
ياد روزايى كه دوازده_سيزده سالش بود و مىخواست با دوستاش بره تورِ يك روزه و جرأت نمىكرد از بابا اجازه بگيره و من يواشكى مىفرستادمش بره و براش "رضايتنامهى ولى" مىنوشتم و به جاى بابام امضا مىكردم و به مامان بابام مىگفتم امروز مليكا كلاسش تا شب طول مىكشه و خدا خدا مىكردم همه چيز به خير بگذره.
(امروز بعد از هزار سال به اين جعل امضا اعتراف كردم😬)
😍
ياد همين روزى كه كيف پولش رو در آورده بود و من ديدم يه عكسِ سه در چهار از مامان داره، يه عكسِ سه در چهار از بابا و يه عكس سه در چهار از خودش، ولى اثرى از من توى كيف پولش نيست😕 و چون نقاشِ خيلى ماهرى هستم! سريع عكس خودم رو كشيدم كه بفهمه چقدر از نبودن عكسم توى كيف پولش ناراحت شدم و گذاشتم كنار عكس مامان و بابا!
😬
اونم تا نقاشى رو ديد از خنده غش كرد و من رو برد توى حياط و يك ساعت ازم عكاسى كرد. خودش هم عكسها رو توى تاريكخونهى هنرستانش ظاهر كرد و يه عكس خوشگل كه خودش گرفته بود و خودش چاپ كرده بود، از من گذاشت توى كيف پولش.
❤️
حالا وقتى بعد از اينهمه سااااااال
خواهر عزيزدلت
اون نقاشىِ ساده رو نگه داشته و برات مىفرسته،
مگه مىشه ياد اون روزها نيفتى و يه خندهى از ته دل، لبات رو زيبا نكنه؟ ...
❤️❤️👩❤️👩❤️❤️
@melikasharifinia .
.
Mehrave Sharifinia Instagram – ❤️…👭… ديشب بعد از دو سه ساعت گير كردن در ترافيك و لذت بردن از شادىِ مردم بالاخره رسيدم خونه. از ظهر بيرون بودم و وقتى برگشتم، همهى انرژىهام تموم شده بود و خسته شده بودم. دراز كشيدم روى تختم و مشغول فضاى مجازى شدم. ديدم مليكا برام يه عكس فرستاده از هزارسال قبل! انگار يهو من رو زدن به شارژ. همهى شيطنتها و لوسبازىهاى سالهاى دور، جارى شد توى رگهام. ياد همهى لحظههاى خواهرانهمون افتادم، همهى لحظههاى دلنشين. ياد روزايى كه باهاش قهر مىكردم و اون از زير در نامه مىفرستاد برام كه: “قهر بمون، ولى بيا با هم چاى بخوريم، تنهايى نمىچسبه”! 😍 ياد روزايى كه دوازده_سيزده سالش بود و مىخواست با دوستاش بره تورِ يك روزه و جرأت نمىكرد از بابا اجازه بگيره و من يواشكى مىفرستادمش بره و براش “رضايتنامهى ولى” مىنوشتم و به جاى بابام امضا مىكردم و به مامان بابام مىگفتم امروز مليكا كلاسش تا شب طول مىكشه و خدا خدا مىكردم همه چيز به خير بگذره. (امروز بعد از هزار سال به اين جعل امضا اعتراف كردم😬) 😍 ياد همين روزى كه كيف پولش رو در آورده بود و من ديدم يه عكسِ سه در چهار از مامان داره، يه عكسِ سه در چهار از بابا و يه عكس سه در چهار از خودش، ولى اثرى از من توى كيف پولش نيست😕 و چون نقاشِ خيلى ماهرى هستم! سريع عكس خودم رو كشيدم كه بفهمه چقدر از نبودن عكسم توى كيف پولش ناراحت شدم و گذاشتم كنار عكس مامان و بابا! 😬 اونم تا نقاشى رو ديد از خنده غش كرد و من رو برد توى حياط و يك ساعت ازم عكاسى كرد. خودش هم عكسها رو توى تاريكخونهى هنرستانش ظاهر كرد و يه عكس خوشگل كه خودش گرفته بود و خودش چاپ كرده بود، از من گذاشت توى كيف پولش. ❤️ حالا وقتى بعد از اينهمه سااااااال خواهر عزيزدلت اون نقاشىِ ساده رو نگه داشته و برات مىفرسته، مگه مىشه ياد اون روزها نيفتى و يه خندهى از ته دل، لبات رو زيبا نكنه؟ … ❤️❤️👩❤️👩❤️❤️ @melikasharifinia . .
Check out the latest gallery of Mehrave Sharifinia


