Mehrave Sharifinia Instagram – …
هميشه فكر مىكردم جانبازها
آدمهاى خيلى مذهبى هستن
كه به خاطر اعتقادشون جنگيدن!
هميشه براشون احترام قائل بودم
ولى هيچوقت قسمت نشده بود
باهاشون همكلام بشم و
حس و حالشون رو عميق بفهمم.
…
سه سال پيش،
براى اولين بار توى عمرم
با يك جانباز كار كردم
كه نمىدونستم جانبازه
اصلا حدس هم نمى زدم!
چون با تصورات من فرق داشت…
ريش نداشت،
پر انرژىترين فردِ گروه بود،
كارگردانى كه شوخطبعى
و شور و نشاطِ زيادش
اجازه نمىداد هيچكس خسته بشه.
از تمام مسيرهاى صعبالعبور
اول خودش رد مىشد
بعد بقيه رو صدا مىزد.
نمىتونستم تصور كنم
كه با پاى مصنوعى
اينجورى تند تند راه مىره
كار مىكنه
و از همه سرحالتره.
دو ماه از كار گذشته بود كه فهميدم
در سن ١٦ سالگى يك پاش رو توى جنگ از دست داده
در اثر انفجار مين.
و از همون روز احترامى كه براش قائل بودم
چندين برابر شد.
جنوب كار مىكرديم
دربارهى جنگ!
رفتيم شلمچه
درست همونجايى كه
پاش رو از دست داده بود
به خاطر عشق،
عشق به خاك وطنش
عشق به مردم وطنش.
همونجا نشست
با يه لبخندِ عميق
به جزيرهى روبروش نگاه كرد
بعد از سكوتى طولانى گفت:
“پاى من همينجا رفت
دست رفيقم همينجا رفت
جونِ خيلىهاى ديگه همينجا رفت
ولى نگاه كن
امروز ما مىتونيم
دوباره توى همين زمين بايستيم
و آروم باشيم
و تو خاك خودمون نفس بكشيم،
امن و راحت،
اينه كه مهمه.”
…
روز جانباز
بر همهى فداكاران اين مرز و بوم
و جواد افشار مبارك
…
جواد افشار، مادر جان و من
پشت صحنهى “كيميا”
دو سال پيش | Posted on 01/May/2017 17:39:15



