Mehrave Sharifinia Instagram – …
سال ٩٢ بابت ساخت سريال “كيميا” ٦ ماه در آبادان و خرمشهر زندگى كرديم و جز خوبى و مهربونى از مردم جنوب چيزى نديديم.
اون سال هوا خيلى بد نبود، غبار و مه صبحگاهى تا قبل از ظهر تموم مى شد و همه مى تونستن به كار و زندگيشون برسن.
پاييز ٩٤ هم به مدت دو هفته براى صحنه هاى پايانى “كيميا” آبادان فيلمبردارى داشتيم.
شب اول كه دستياران كارگردان لطف كردند و من رو به خيابون اميرى بردند تا خريد كنم باورم نمى شد در همون آبادانِ دوست داشتنى هستم!
از شدت گرد و غبار چشمامون رو نمى تونستيم باز نگه داريم و وقتى برگشتيم به هتل كاروانسرا، لباس هامون كاملا كرم رنگ شده بود!
اين عكس مربوط به همون شبه
بدون اديت و هيچ فيلترى
كيفيتش بده چون نمى تونستم درست ببينم ولى گرد و غبار هوا معلومه،
رنگ آسمون عوض شده.
نمى دونم چه كسى بايد چه كارى انجام بده كه مردم خوزستان هوا براى نفس كشيدن داشته باشن!
پارسال پست گذاشتم
امسال هم مى ذارم
سالِ بعد هم مى ذارم ولى چه فايده؟
اين پست گذاشتن ها آيا واقعا به درد خوزستان مى خوره؟؟؟
…
پى نوشت:
١. چند وقته كه مى خوام كانال تلگرامم رو احيا كنم و سه تا خاطره ى ساده از روزهاى آبادان و مهربونى مردمش بخونم،
امشب بعد از اجراى تئاتر “ترن”
وقتى برگردم خونه
حدود ساعت ١٢ شب، اولين خاطره رو باهاتون به اشتراك مى گذارم.
خاطره از مردمِ خوب و گرم و مهربونِ جنوب كه اين روزها در شرايط سختى به سر مى برن
و كارى از دست ما براشون برنمياد، جز همين كارهاى پيش پا افتاده كه فقط دلمون رو الكى خوش مى كنه.
٢.”لبخندهاى احمقانه ى يك زن” به روز شد.
… #خوزستان
#خوزستان_نفس_ندارد
#خوزستان_فرزند_ناتنی_ایران_نیست
#خوزستان_قلب_مردم_ایران_است
#خوزستان_را_در_یابید | Posted on 19/Feb/2017 19:00:24



