Ali Shadman Instagram – چند وقت است
مى خواهم بنويسم ،
راجع به خودمان …
مى خواهم بنويسم از دردِ دل ؛
كه بُخل و حسد و كينه ورزى شده است كار هر روزمان …
از كِى انقدر بى رحم شديم با خودمان ؟! مى گويند اين خاك از طلاست ، ولى باور كنيد كه نيست ، هيچ خاكى از طلا نيست ، طلا ماييم كه روز به روز خودمان خودمان را بى ارزش و بى ارزش تر مى كنيم …
از صلح و انسان دوستى مى گوييم وقتى مشغول تيز كردن شمشير هايمان براى يكديگريم !
شعار ضد فاشيستى مى دهيم اما هر كه از ما نباشد را بر خود مى دانيم …
كجاى جهان تعريف روشنفكرى اين است ؟!
كدام روشنفكر افكار و عقايدش رو فرياد زد ؟!
چرا تا دو خط كتاب مى خوانيم ، مى خواهيم آن را جار بزنيم ، اين ميلِ به فريادِ آگاهى از كجا مى آيد ؟!
اين منت گذارى براى سختى راه طى كرده و خود را مالك هنر دانستن از كجا نشأت مى گيرد ؟
حرفم با هم نسل هاى خودم و اتفاقا خودِ خودم است ،
كه سخت مشغول خط كشى و مرز بندى در هنر شده ايم ،
و در قرن بيست و يك كه عصر ايجاد ديالوگ مشترك است ، بر عليه يكديگر رأى صادر مى كنيم و يكديگر را مورد قضاوت هاى كوركورانه قرار مى دهيم …
آن هم در روز هايي كه براى به سرانجام رساند هر كارمان از هزار و يك جور فيلتر و سانسور بايد عبور كنيم !
برادر وخواهر هنرى من ،
كاش رأى صادر نكنيم و هم رخت و هم انديشه ى سياستمداران نباشيم ،
هنر نقطه ى مقابل سياست است و سر انجام اين خودزنى ها يا جنگ است يا قحطى در هيئت هاى متفاوت …
ما بقدر كافى تنها هستيم ،
بيايم و در اين وانفسا “ما” را “من” و “تو” نكنيم …
بيايم افكار و انديشه هايمان را با هنرمان نشان دهيم و نه با ايجاد موضع و هشتگ هاى مجازى …
ما نبايد؛ انديشه هايمان را بر يكديگر حقنه كنيم ،
ما جاى يكديگر زندگي نكرده ايم كه بدانيم چه كسى مُحق تر است …
رفيق هاى هم نسل
اگر جان را به جنبشِ حقيقى وا نداريم و كنار هم نباشيم
دير مى شود ،
دير كه بشود ديگر توش و توانى نمى ماند براى باقى راه …
تنها هستيم ،
تنها تر نشويم … | Posted on 20/Nov/2018 22:56:43
Home Actor Ali Shadman HD Instagram Photos and Wallpapers February 2019 Ali Shadman Instagram - چند وقت است
مى خواهم بنويسم ،
راجع به خودمان ...
مى خواهم بنويسم از دردِ دل ؛
كه بُخل و حسد و كينه ورزى شده است كار هر روزمان ...
از كِى انقدر بى رحم شديم با خودمان ؟! مى گويند اين خاك از طلاست ، ولى باور كنيد كه نيست ، هيچ خاكى از طلا نيست ، طلا ماييم كه روز به روز خودمان خودمان را بى ارزش و بى ارزش تر مى كنيم ...
از صلح و انسان دوستى مى گوييم وقتى مشغول تيز كردن شمشير هايمان براى يكديگريم !
شعار ضد فاشيستى مى دهيم اما هر كه از ما نباشد را بر خود مى دانيم ...
كجاى جهان تعريف روشنفكرى اين است ؟!
كدام روشنفكر افكار و عقايدش رو فرياد زد ؟!
چرا تا دو خط كتاب مى خوانيم ، مى خواهيم آن را جار بزنيم ، اين ميلِ به فريادِ آگاهى از كجا مى آيد ؟!
اين منت گذارى براى سختى راه طى كرده و خود را مالك هنر دانستن از كجا نشأت مى گيرد ؟
حرفم با هم نسل هاى خودم و اتفاقا خودِ خودم است ،
كه سخت مشغول خط كشى و مرز بندى در هنر شده ايم ،
و در قرن بيست و يك كه عصر ايجاد ديالوگ مشترك است ، بر عليه يكديگر رأى صادر مى كنيم و يكديگر را مورد قضاوت هاى كوركورانه قرار مى دهيم ...
آن هم در روز هايي كه براى به سرانجام رساند هر كارمان از هزار و يك جور فيلتر و سانسور بايد عبور كنيم !
برادر وخواهر هنرى من ،
كاش رأى صادر نكنيم و هم رخت و هم انديشه ى سياستمداران نباشيم ،
هنر نقطه ى مقابل سياست است و سر انجام اين خودزنى ها يا جنگ است يا قحطى در هيئت هاى متفاوت ...
ما بقدر كافى تنها هستيم ،
بيايم و در اين وانفسا "ما" را "من" و "تو" نكنيم ...
بيايم افكار و انديشه هايمان را با هنرمان نشان دهيم و نه با ايجاد موضع و هشتگ هاى مجازى ...
ما نبايد؛ انديشه هايمان را بر يكديگر حقنه كنيم ،
ما جاى يكديگر زندگي نكرده ايم كه بدانيم چه كسى مُحق تر است ...
رفيق هاى هم نسل
اگر جان را به جنبشِ حقيقى وا نداريم و كنار هم نباشيم
دير مى شود ،
دير كه بشود ديگر توش و توانى نمى ماند براى باقى راه ...
تنها هستيم ،
تنها تر نشويم ...
Ali Shadman Instagram – چند وقت است مى خواهم بنويسم ، راجع به خودمان … مى خواهم بنويسم از دردِ دل ؛ كه بُخل و حسد و كينه ورزى شده است كار هر روزمان … از كِى انقدر بى رحم شديم با خودمان ؟! مى گويند اين خاك از طلاست ، ولى باور كنيد كه نيست ، هيچ خاكى از طلا نيست ، طلا ماييم كه روز به روز خودمان خودمان را بى ارزش و بى ارزش تر مى كنيم … از صلح و انسان دوستى مى گوييم وقتى مشغول تيز كردن شمشير هايمان براى يكديگريم ! شعار ضد فاشيستى مى دهيم اما هر كه از ما نباشد را بر خود مى دانيم … كجاى جهان تعريف روشنفكرى اين است ؟! كدام روشنفكر افكار و عقايدش رو فرياد زد ؟! چرا تا دو خط كتاب مى خوانيم ، مى خواهيم آن را جار بزنيم ، اين ميلِ به فريادِ آگاهى از كجا مى آيد ؟! اين منت گذارى براى سختى راه طى كرده و خود را مالك هنر دانستن از كجا نشأت مى گيرد ؟ حرفم با هم نسل هاى خودم و اتفاقا خودِ خودم است ، كه سخت مشغول خط كشى و مرز بندى در هنر شده ايم ، و در قرن بيست و يك كه عصر ايجاد ديالوگ مشترك است ، بر عليه يكديگر رأى صادر مى كنيم و يكديگر را مورد قضاوت هاى كوركورانه قرار مى دهيم … آن هم در روز هايي كه براى به سرانجام رساند هر كارمان از هزار و يك جور فيلتر و سانسور بايد عبور كنيم ! برادر وخواهر هنرى من ، كاش رأى صادر نكنيم و هم رخت و هم انديشه ى سياستمداران نباشيم ، هنر نقطه ى مقابل سياست است و سر انجام اين خودزنى ها يا جنگ است يا قحطى در هيئت هاى متفاوت … ما بقدر كافى تنها هستيم ، بيايم و در اين وانفسا “ما” را “من” و “تو” نكنيم … بيايم افكار و انديشه هايمان را با هنرمان نشان دهيم و نه با ايجاد موضع و هشتگ هاى مجازى … ما نبايد؛ انديشه هايمان را بر يكديگر حقنه كنيم ، ما جاى يكديگر زندگي نكرده ايم كه بدانيم چه كسى مُحق تر است … رفيق هاى هم نسل اگر جان را به جنبشِ حقيقى وا نداريم و كنار هم نباشيم دير مى شود ، دير كه بشود ديگر توش و توانى نمى ماند براى باقى راه … تنها هستيم ، تنها تر نشويم …
Check out the latest gallery of Ali Shadman


