Ali Shadman Instagram – این روزها
بسیار به سرزمین شنعار(بابِل) فکر میکنم…
به «سفر پیداش».
به زمانی که زبان بَشر یکی بود و کلمات آشنا؛
زمانی که آدمیزاد هنوز برای ساختن برج بابل کوششی نکردهبود و بعدتر دورهای که انسانِ مغرور در پی رسیدنِ جسمانی و دست مالیدن راست راستکی به خاک بهشتِ بالای آسمان بود؛ از جهل یا غرورش که مهم هست ولی اهم، صنعِ آن بُرج بود که میخواست سرش به آسمان بساید…
درست در فصل یازدهم از سفر پیدایش…
اما خدای منتقمشان چه کرد؟
خدای اساطیرِ بابِل تصمیم گرفت عظیمترین بلا را به خاطر نابخشودنیترین گناه به بشر نازل کند و کرد.
“فروپاشی یا انقطاع زبان بشر”
جایی که زبانهای مختلف بهوجود آمدند و انسان با انسان بیگانه شد…
تمام.
حالا درست به پیش از آن فکر میکنم
به پیش از آن پا از گلیم بیشتر فرا نهادن و به آن عقوبت شوم…
این روزها عجیب برای من نزدیک به پیش از این ویرانی است، نزدیکتر از طاعون و وَبا…
میگویم نزدیکتر به دلیل وجود و کارکرد رسانه که همهگیر و البته ترسناک کرده هر غم و شادیای را…
روزهایی که انسان قرن بیستویکمی، یا درگیر حفظ و بقای آرمان شهر ویرانشدهاش است یا درگیر ویران کردن هر آرمانی… اما میان هیاهوی این روزها تمام جهانیان یک کلمهی مشترک را میشناسند:
“کرونا”
با معنا و عواقبش همه آشنا هستند و برای بقا که ازلی-ابدیترین صفت انسان است در تلاش.
من
هیچوقت به قدر این روزا ها با تک تک مردم جهان همذات پنداری و احساس قرابت، نکرده ام …
این نیز میگذرد ، اما فراموش نمیشود …
مختصر:
انسان کجای مسیر تاریخ است؟
.
پ.ن : سیاهمشقنویسیهای قرنطینه. روز بیستوسوم.
پ.ن ۲ : عکس را سال۱۳۹۶ در سرپل ذهاب گرفته ام ، زلزله آمده بود … | Posted on 17/Mar/2020 23:14:34
Home Actor Ali Shadman HD Instagram Photos and Wallpapers June 2020 Ali Shadman Instagram - این روزها
بسیار به سرزمین شنعار(بابِل) فکر میکنم...
به «سفر پیداش».
به زمانی که زبان بَشر یکی بود و کلمات آشنا؛
زمانی که آدمیزاد هنوز برای ساختن برج بابل کوششی نکردهبود و بعدتر دورهای که انسانِ مغرور در پی رسیدنِ جسمانی و دست مالیدن راست راستکی به خاک بهشتِ بالای آسمان بود؛ از جهل یا غرورش که مهم هست ولی اهم، صنعِ آن بُرج بود که میخواست سرش به آسمان بساید...
درست در فصل یازدهم از سفر پیدایش...
اما خدای منتقمشان چه کرد؟
خدای اساطیرِ بابِل تصمیم گرفت عظیمترین بلا را به خاطر نابخشودنیترین گناه به بشر نازل کند و کرد.
"فروپاشی یا انقطاع زبان بشر"
جایی که زبانهای مختلف بهوجود آمدند و انسان با انسان بیگانه شد...
تمام.
حالا درست به پیش از آن فکر میکنم
به پیش از آن پا از گلیم بیشتر فرا نهادن و به آن عقوبت شوم...
این روزها عجیب برای من نزدیک به پیش از این ویرانی است، نزدیکتر از طاعون و وَبا...
میگویم نزدیکتر به دلیل وجود و کارکرد رسانه که همهگیر و البته ترسناک کرده هر غم و شادیای را...
روزهایی که انسان قرن بیستویکمی، یا درگیر حفظ و بقای آرمان شهر ویرانشدهاش است یا درگیر ویران کردن هر آرمانی... اما میان هیاهوی این روزها تمام جهانیان یک کلمهی مشترک را میشناسند:
"کرونا"
با معنا و عواقبش همه آشنا هستند و برای بقا که ازلی-ابدیترین صفت انسان است در تلاش.
من
هیچوقت به قدر این روزا ها با تک تک مردم جهان همذات پنداری و احساس قرابت، نکرده ام ...
این نیز میگذرد ، اما فراموش نمیشود ...
مختصر:
انسان کجای مسیر تاریخ است؟
.
پ.ن : سیاهمشقنویسیهای قرنطینه. روز بیستوسوم.
پ.ن ۲ : عکس را سال۱۳۹۶ در سرپل ذهاب گرفته ام ، زلزله آمده بود ...
Ali Shadman Instagram – این روزها بسیار به سرزمین شنعار(بابِل) فکر میکنم… به «سفر پیداش». به زمانی که زبان بَشر یکی بود و کلمات آشنا؛ زمانی که آدمیزاد هنوز برای ساختن برج بابل کوششی نکردهبود و بعدتر دورهای که انسانِ مغرور در پی رسیدنِ جسمانی و دست مالیدن راست راستکی به خاک بهشتِ بالای آسمان بود؛ از جهل یا غرورش که مهم هست ولی اهم، صنعِ آن بُرج بود که میخواست سرش به آسمان بساید… درست در فصل یازدهم از سفر پیدایش… اما خدای منتقمشان چه کرد؟ خدای اساطیرِ بابِل تصمیم گرفت عظیمترین بلا را به خاطر نابخشودنیترین گناه به بشر نازل کند و کرد. “فروپاشی یا انقطاع زبان بشر” جایی که زبانهای مختلف بهوجود آمدند و انسان با انسان بیگانه شد… تمام. حالا درست به پیش از آن فکر میکنم به پیش از آن پا از گلیم بیشتر فرا نهادن و به آن عقوبت شوم… این روزها عجیب برای من نزدیک به پیش از این ویرانی است، نزدیکتر از طاعون و وَبا… میگویم نزدیکتر به دلیل وجود و کارکرد رسانه که همهگیر و البته ترسناک کرده هر غم و شادیای را… روزهایی که انسان قرن بیستویکمی، یا درگیر حفظ و بقای آرمان شهر ویرانشدهاش است یا درگیر ویران کردن هر آرمانی… اما میان هیاهوی این روزها تمام جهانیان یک کلمهی مشترک را میشناسند: “کرونا” با معنا و عواقبش همه آشنا هستند و برای بقا که ازلی-ابدیترین صفت انسان است در تلاش. من هیچوقت به قدر این روزا ها با تک تک مردم جهان همذات پنداری و احساس قرابت، نکرده ام … این نیز میگذرد ، اما فراموش نمیشود … مختصر: انسان کجای مسیر تاریخ است؟ . پ.ن : سیاهمشقنویسیهای قرنطینه. روز بیستوسوم. پ.ن ۲ : عکس را سال۱۳۹۶ در سرپل ذهاب گرفته ام ، زلزله آمده بود …
Check out the latest gallery of Ali Shadman


