Mahsa Hejazi

Mahsa Hejazi Instagram – توی لیوان را بو می‌کشد، میوی خفه‌ای می‌کند، می‌گوید: آدم! کاری با اینکه این لیوان چای صبحانه‌ات است ندارم، چرا وقتی یک ساعت پیش که به سمت خواب می‌رفتم این لیوان اینجا بود؟ چرا هنوز هست؟ چرا هنوز توی آن پر چای است؟ چرا مثل جن زده‌ها به رو به رو خیره‌ای؟ آدم بودن سخت است نه؟ هنوز به بهشت و جهنم فکر می‌کنی گاهی؟
چای کیسه‌ای دم نکشیده و خنک را برمی‌دارم. بو که می‌کشم حالم بد می‌شود. جلوی آینه می‌روم و پیراهنم را بالا می‌دهم. شکم و ران‌هایم را نگاه می‌کنم. چه لاغر شده‌ام. امروز صبحانه را هم مثل شام دیشب و ناهار دیروز و وعده‌های غذایی هفته‌ی پیش نتوانستم شکمم را سیر کنم. آدم بودن واقعا سخت است. نیچه، گربه‌ای که صاحب خانه‌مان است، خرامان به سمتم می‌آید. کمرش را از وسط کمی تاب می‌دهد و سرش را به زانویم نزدیک می‌کند. به سمت اتاق می‌رود و نگاهم می‌کند، یعنی بیا. برایش غذا در ظرف می‌ریزم. با اشتها مشغول غذا خوردن می‌شود. | Posted on 07/Sep/2020 11:14:34

Mahsa Hejazi
Mahsa Hejazi

Check out the latest gallery of Mahsa Hejazi