Home Actress Ziba Karamali HD Instagram Photos and Wallpapers June 2021 Ziba Karamali Instagram - . که بدانم چه کسی و چه چیزی مهربان تر و نزدیکتر و عزیزتر از بارانِ آذرماه، "جانِ مرا" نوازش خواهد کرد و پیشانی‌ام را بوسه می‌زند. و من که تنهای تنها می‌گذرم از میان روز و شب بی آن که کنار تو باشم... . پ.ن: موزیک دلنشینی از گروه "بُمرانی" به نام "تنهای تنها". بشنوید. @bomranimusic @behzadomrani

Ziba Karamali Instagram – . که بدانم چه کسی و چه چیزی مهربان تر و نزدیکتر و عزیزتر از بارانِ آذرماه، “جانِ مرا” نوازش خواهد کرد و پیشانی‌ام را بوسه می‌زند. و من که تنهای تنها می‌گذرم از میان روز و شب بی آن که کنار تو باشم… . پ.ن: موزیک دلنشینی از گروه “بُمرانی” به نام “تنهای تنها”. بشنوید. @bomranimusic @behzadomrani

Ziba Karamali Instagram - . که بدانم چه کسی و چه چیزی مهربان تر و نزدیکتر و عزیزتر از بارانِ آذرماه، "جانِ مرا" نوازش خواهد کرد و پیشانی‌ام را بوسه می‌زند. و من که تنهای تنها می‌گذرم از میان روز و شب بی آن که کنار تو باشم... . پ.ن: موزیک دلنشینی از گروه "بُمرانی" به نام "تنهای تنها". بشنوید. @bomranimusic @behzadomrani

Ziba Karamali Instagram – .

که بدانم چه کسی و چه چیزی مهربان تر و نزدیکتر و عزیزتر از بارانِ آذرماه، “جانِ مرا” نوازش خواهد کرد و پیشانی‌ام را بوسه می‌زند.

و من که تنهای تنها می‌گذرم
از میان روز و شب
بی آن که کنار تو باشم…
.
پ.ن: موزیک دلنشینی از گروه “بُمرانی” به نام “تنهای تنها”. بشنوید.
@bomranimusic
@behzadomrani | Posted on 22/Nov/2020 19:35:52

Ziba Karamali Instagram – .
علیرضا ثانی فر عزیز در نمایی از فیلم کوتاه تَهاتُر.

اکران فیلم در سی و هشتمین جشنواره فیلم کوتاه تهران ادامه دارد.
جمعه سوم بهمن ساعت ۱۳:۴۵ سالن ۴
شنبه چهارم بهمن ساعت ۱۵ سالن ۱و ۷ 
شنبه چهارم بهمن ساعت ۱۵ سالن ۶ ( ویژه خبرنگاران)
.
📷 @majidtalebi
Ziba Karamali Instagram – .
کاممان تلخ است
به تلخی زهریست که ذره ذره می‌چکانند و زجر به جانمان میریزند.
از هر سو بوته‌‌های مرگ است که جوانه می‌زند و می‌پیچد به ساق‌هایمان.
ساق‌هایی که قرار بود بدوند و محمل رویاهایمان را به مقصدِ تحقق بنشانند و اکنون به دامن خاک فرو میروند و فرو می‌روند و چشم‌هایمان دوخته به این دفنِ ناگزیر با اشکی پر از درد، این خاکسپاری زندگانیمان را بدرقه می‌کند.
دست‌هایی که قرار بود معشوقی را به آغوش بکشند به زنجیر کشیده و بریده می‌شوند و ما مبهوت از جوانیمان که در لابلای تندباد حوادث و اخبار و روزگار، غبار می‌شود و نیست میگردد.
جانمان را نه توانی برای زیستن است و نه جسارت مرگ. 
با چشمان گشاده اما، چشم دوخته‌ایم به جاده‌ای که ارابه مرگ با شتابی بی امان به سمتمان می‌تازد.
تن نفس می‌کشد. جانمان اما مدت‌هاست که زیر پای خروار خروار اخبار بد، قبر خود را کنده و در آن آرمیده‌است.
ما تن‌هایی هستیم که زنده‌ایم و جان نداریم…
.

پ.ن: عکس بی ربط و اجباری!

Check out the latest gallery of Ziba Karamali