Home Actress Shabnam Moghadami HD Instagram Photos and Wallpapers August 2021 Shabnam Moghadami Instagram - . این تصویر که ساخته‌ و پرداخته‌ی دوستان هنرمندم، احسان میراث (قادری) و پیام ایرایی ست، من را به یاد ِ این شعر ِ زیبای بامداد می‌اندازد...که به زعم ِ من زیباترین گفتگوی زمین است با انسان . . پس آنگاه زمین به سخن درآمد... و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش... و زمین به سخن درآمده با او چنین می‌گفت: ــ به تو نان دادم من، و علف به گوسفندان و به گاوانِ تو، و برگ‌های نازکِ ترّه که قاتقِ نان کنی. انسان گفت: ــ چنین است. پس زمین گفت: ــ به هر گونه صدا من با تو به سخن درآمدم... با نسیم و باد، و با جوشیدنِ چشمه‌ها از سنگ، و با ریزشِ آبشاران؛ و با فروغلتیدنِ بهمنان از کوه آنگاه که سخت بی‌خبرت می‌یافتم، و به کوسِ تُندر و ترقه‌ی توفان... انسان گفت: ــ می‌دانم می‌دانم، اما چگونه می‌توانستم رازِ پیامت را دریابم؟ پس زمین با او، با انسان، چنین گفت: ــ نه خود این سهل بود، که پیام‌گزاران نیز اندک نبودند... . متن ِ کامل ِ این شعر ِ بی‌نظیر را در مجموعه‌آثار ِ شاملو ، یا در کتاب ِ شعر ِ «مدایح ِبی‌صله»می توانید بخوانید. . _ چه بر سر زمین ِ بخشنده آوردیم!...با ناآگاهی و بدکرداری و ناراستی و ناانسانی هامان!...خشمش را هم تاب نمی‌آوریم! #زمین_مادر_ماست #به_زمین_احترام_بگذاریم #احمد_شاملو #ا_بامداد #مدایح_بی_صله #شعر_نو #گرافیک_پوستر #احسان_میراث #پیام_ایرایی @ehsan.mirus @payameraeeart

Shabnam Moghadami Instagram – . این تصویر که ساخته‌ و پرداخته‌ی دوستان هنرمندم، احسان میراث (قادری) و پیام ایرایی ست، من را به یاد ِ این شعر ِ زیبای بامداد می‌اندازد…که به زعم ِ من زیباترین گفتگوی زمین است با انسان . . پس آنگاه زمین به سخن درآمد… و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش… و زمین به سخن درآمده با او چنین می‌گفت: ــ به تو نان دادم من، و علف به گوسفندان و به گاوانِ تو، و برگ‌های نازکِ ترّه که قاتقِ نان کنی. انسان گفت: ــ چنین است. پس زمین گفت: ــ به هر گونه صدا من با تو به سخن درآمدم… با نسیم و باد، و با جوشیدنِ چشمه‌ها از سنگ، و با ریزشِ آبشاران؛ و با فروغلتیدنِ بهمنان از کوه آنگاه که سخت بی‌خبرت می‌یافتم، و به کوسِ تُندر و ترقه‌ی توفان… انسان گفت: ــ می‌دانم می‌دانم، اما چگونه می‌توانستم رازِ پیامت را دریابم؟ پس زمین با او، با انسان، چنین گفت: ــ نه خود این سهل بود، که پیام‌گزاران نیز اندک نبودند… . متن ِ کامل ِ این شعر ِ بی‌نظیر را در مجموعه‌آثار ِ شاملو ، یا در کتاب ِ شعر ِ «مدایح ِبی‌صله»می توانید بخوانید. . _ چه بر سر زمین ِ بخشنده آوردیم!…با ناآگاهی و بدکرداری و ناراستی و ناانسانی هامان!…خشمش را هم تاب نمی‌آوریم! #زمین_مادر_ماست #به_زمین_احترام_بگذاریم #احمد_شاملو #ا_بامداد #مدایح_بی_صله #شعر_نو #گرافیک_پوستر #احسان_میراث #پیام_ایرایی @ehsan.mirus @payameraeeart

Shabnam Moghadami Instagram - . این تصویر که ساخته‌ و پرداخته‌ی دوستان هنرمندم، احسان میراث (قادری) و پیام ایرایی ست، من را به یاد ِ این شعر ِ زیبای بامداد می‌اندازد...که به زعم ِ من زیباترین گفتگوی زمین است با انسان . . پس آنگاه زمین به سخن درآمد... و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش... و زمین به سخن درآمده با او چنین می‌گفت: ــ به تو نان دادم من، و علف به گوسفندان و به گاوانِ تو، و برگ‌های نازکِ ترّه که قاتقِ نان کنی. انسان گفت: ــ چنین است. پس زمین گفت: ــ به هر گونه صدا من با تو به سخن درآمدم... با نسیم و باد، و با جوشیدنِ چشمه‌ها از سنگ، و با ریزشِ آبشاران؛ و با فروغلتیدنِ بهمنان از کوه آنگاه که سخت بی‌خبرت می‌یافتم، و به کوسِ تُندر و ترقه‌ی توفان... انسان گفت: ــ می‌دانم می‌دانم، اما چگونه می‌توانستم رازِ پیامت را دریابم؟ پس زمین با او، با انسان، چنین گفت: ــ نه خود این سهل بود، که پیام‌گزاران نیز اندک نبودند... . متن ِ کامل ِ این شعر ِ بی‌نظیر را در مجموعه‌آثار ِ شاملو ، یا در کتاب ِ شعر ِ «مدایح ِبی‌صله»می توانید بخوانید. . _ چه بر سر زمین ِ بخشنده آوردیم!...با ناآگاهی و بدکرداری و ناراستی و ناانسانی هامان!...خشمش را هم تاب نمی‌آوریم! #زمین_مادر_ماست #به_زمین_احترام_بگذاریم #احمد_شاملو #ا_بامداد #مدایح_بی_صله #شعر_نو #گرافیک_پوستر #احسان_میراث #پیام_ایرایی @ehsan.mirus @payameraeeart

Shabnam Moghadami Instagram – .
این تصویر که ساخته‌ و پرداخته‌ی دوستان هنرمندم، احسان میراث (قادری) و پیام ایرایی ست، من را به یاد ِ این شعر ِ زیبای بامداد می‌اندازد…که به زعم ِ من زیباترین گفتگوی زمین است با انسان .
.

پس آنگاه زمین به سخن درآمد…
و آدمی، خسته و تنها و اندیشناک بر سرِ سنگی نشسته بود پشیمان از کردوکار خویش…
و زمین
به سخن درآمده با او چنین می‌گفت:

ــ به تو نان دادم من، و علف به گوسفندان و به گاوانِ تو، و برگ‌های نازکِ ترّه که قاتقِ نان کنی.
انسان گفت: ــ چنین است.
پس زمین گفت:
ــ به هر گونه صدا من با تو به سخن درآمدم…
با نسیم و باد، و با جوشیدنِ چشمه‌ها از سنگ، و با ریزشِ آبشاران؛ و با فروغلتیدنِ بهمنان از کوه آنگاه که سخت بی‌خبرت می‌یافتم، و به کوسِ تُندر و ترقه‌ی توفان…
انسان گفت:
ــ می‌دانم می‌دانم، اما چگونه می‌توانستم رازِ پیامت را دریابم؟
پس زمین با او، با انسان، چنین گفت:
ــ نه خود این سهل بود، که پیام‌گزاران نیز اندک نبودند…
.
متن ِ کامل ِ این شعر ِ بی‌نظیر را در مجموعه‌آثار ِ شاملو ، یا در کتاب ِ شعر ِ «مدایح ِبی‌صله»می توانید بخوانید.
.
_ چه بر سر زمین ِ بخشنده آوردیم!…با ناآگاهی و بدکرداری و ناراستی و ناانسانی هامان!…خشمش را هم تاب نمی‌آوریم!

#زمین_مادر_ماست
#به_زمین_احترام_بگذاریم
#احمد_شاملو
#ا_بامداد
#مدایح_بی_صله
#شعر_نو
#گرافیک_پوستر
#احسان_میراث
#پیام_ایرایی
@ehsan.mirus
@payameraeeart | Posted on 30/Jul/2021 20:57:40

Shabnam Moghadami Instagram – .
نیم ساعت نشده رفاقتی به‌هم زدیم و معاشرتی کردیم با هم که نگو!
دوست شدیم و قرارشد عکس یادگاری بگیریم با هم.
این‌جا هی بهشون می‌گفتم :
بچه‌هااااااا!…بخندین!…بخندیم…اگه می‌خوایم عکسامون خیلی خوشگل بشه باید بخندیم!
د یالاااااا!زودباشین …یک، دو، سه ! خنده خنده خنده!
نمی‌خندیدن!…قلقلک شون دادم،بالا پایین پریدم ،بلند بلند خندیدم،شعر خوندم ،جیغ زدم…تا عاقبت به زور…این خنده مختصر رو که می بینین گرفتم ازشون…
ما که هیچ…هیچ و ناامید …مرگ‌زده و خسته …غمگین و بی‌پناه…خشمگین …عبوس و بی‌لبخند…هیچ!
این بچه‌ها چی؟طفلکیا چقدر گناه دارن …
خنده و شادی و کودکانگی باید دم دستی‌ترین حس و‌حال بچه باشه …و نیست انگار! انگار سنگینی ِغصه‌های ما روی دل ِ کوچیک و‌نازک ِ اون‌ها هم ناخودآگاه داره فشار می‌آره.چقدر گناه دارن…چقدر گناه داریم…
خدایا! نظر ِ لطفی…نگاه ِ خاص ِ محبت آمیز و مشکل‌گشایی…چیزی آخه! 
.

آرزو کن که آن اتفاق قشنگ بیفتد
رویا ببارد
دختران برقصند
قند باشد، بوسه باشد
خدا بخندد به خاطر ما 
ما که کاری نکرده ایم …
.
عکس‌ها را طاهره فلاحت‌پیشه برداشته از من و‌دوستای کوچولوی قشنگم.در تیرماهی که گذشت.
بچه ها اسماشون هست:
نفس ، مهنا،امیررضا، کیان، تیام، آتنا و بازیگر های قشنگ ِ این اپیزودهای آخر ‌ِ «مردم معمولی»بودن.متاسفم که فامیلی‌هاشونو نمی دونم.
.
شعر ِ زیبا سروده‌ی سیدعلی صالحی ست.
.
لطفاً برای هم دعا و آرزوهای خوب کنیم.
لطفاً مراقب خودمون و همدیگه باشیم.و بیش از همیشه حواس‌مون به بچه‌ها باشه.
.
#کودکانه 
#کودکانگی 
#بچه_ها 
#خنده_هایی_که_گم_شد
Shabnam Moghadami Instagram – …
من درد در رگانم
حسرت در استخوانم
چیزی نظیر آتش در جانم پیچید
سر تا سر وجود مرا گویی چیزی بهم فشرد
تا قطره ای به تفتگی خورشید جوشید از دو چشمم
از تلخی تمامی دریاها در اشک ناتوانی خود ساغری زدم…
.
بخشی از سروده‌ی احمد شاملو. با عنوان ِ «با چشم ها…»از مجموعه«کاشفان فروتن شوکران»
باصدای شاعر.
تصویر، اثری از آدرین هیلکا، با عنوان ِ «ناامیدی».
#ا.بامداد 
#احمد_شاملو 
#کاشفان_فروتن_شوکران 
#این_روزها 
#Adrianhilka
#hopless

Check out the latest gallery of Shabnam Moghadami