دلتنگی برای روزهایی که گذشتند اما شیرینیشان در ذهن و دهان مانده.
. اگر به کام من جهان نگردانی… جهان بسوزانم! 🙃
… اسمش را بگذاریم اگر بشود!
ابرهای خاکستری پر بارانِ شبکار. تهران نیمه روشن نزدیکِ غروب.
سنین اَیلشدیغین یرده، خیالین اَیلنیپ سَس سیز . . در جایی که تو مینشستی حالا خیالت بیصدا نشسته.
هر آدمی نیاز دارد که کار کند. اگر بتواند کاری که دوست دارد را بکند که در دنیا شانس بزرگی به دست آورده. من این شانس را داشتهام که در مسیر کاری که دوست دارم باشم. انتخاب کنم که میخواهم بازیگر شوم و برایش تلاش کنم. هرچند ای کاش قبل از انتخاب و تلاشم میدانستم چه راه پر پیچ و خمی روبهرویم است. چقدر اقبال از تلاش من مهمتر است. کاش میدانستم که باید برای در مسیر ماندن هزار کار دیگر هم بکنم که انتخاب من نیستند و دوستشان ندارم. کارهایی که باید برایشان با عذاب از خواب بیدار شوم و با درد شب به خواب بروم. نوشتن تنها کاری است که مرا در مسیرم برای هدفم عمیقتر میکند. نوشتن و تخیل چیزهایی هستند که آرامم میکنند و در پناهشان همان کاری را میکنم که دوستش دارم و یک بار دیگر موازی با زندگی خودم آنجا زندگی میکنم، با این تفاوت که هر آنچه را که بخواهم در تخیلم برای خودم مهیا میکنم. تمام چیزی که برای این کار میخواهم، یک چهاردیواری امن که برای من است، من و باز هم من است و تخیل بیانتهایم. دست به کار میشوم و مسیرم را سختتر از پیش در پیش میگیرم. . . 📷 @maryam.firuzi
آرزو زیاده و وقت تنگ. بجنب!
Look If you had One shot Or one opportunity To seize everything you ever wanted In one moment Would you capture it Or just let it slip? . . 📷 @elaheaskari
. . . 🫠
باید خودم رو بیشتر قایم کنم.
«فاجعه، فاجعه است. وقتی هم که میآید باید بایستم و زل زل فقط نگاه کنم و نشان ندهم که این جنگجوی همه تن حریف چطور شکسته است.» بخشی از نامهام به کسی که فاجعه بود.
«زالاوا» از هشتم تیر بر روی پرده میرود . فیلم سینمایی «زالاوا» به کارگردانی ارسلان امیری و تهیهکنندگی سمیرا و روحالله برادری از هشتم تیرماه در سراسر کشور بر روی پرده میرود. . این فیلم سینمایی تاکنون منتخب سی و شش جشنواره بینالمللی همچون ونیز، تورنتو، روتردام، گوتنبرگ، کارلووی واری و … بوده و سال گذشته در جشنوارهی فیلم ونیز، جایزه بزرگ هفته منتقدین فیلم ونیز و جایزه فیپرشی بهترین فیلم سه بخش افقها، هفته منتقدین و روزهای ونیز را از نگاه داوران فدراسیون بین المللی منتقدان فیلم، دریافت کرده است. همچنین «زالاوا»، با کاندید شدن در ۱۰ رشته برای کسب سیمرغ بلورین و دریافت سه سیمرغ بلورین بهترین کارگردان فیلم اول (ارسلان امیری)، بهترین فیلمنامه (ارسلان امیری، آیدا پناهنده و تهمینه بهرام)، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (پوریا رحیمی سام) و دیپلم افتخار بهترین فیلمبرداری (محمد رسولی)؛ یکی از شگفتیهای سی و نهمین جشنواره فیلم فجر بود. . «زالاوا» درامی است قصهگو و بینژانری از سینمای ایران که پس از اقبال مخاطبان جهانی در جشنوارههای ژانر و فانتاستیک در آمریکا، مکزیک، آلمان، هنگکنگ، رومانی، اسکاتلند و سوئیس، از هشتم تیرماه، در سینماهای تهران و شهرستانها اکران میشود. . خانه فیلم پخش این فیلم سینمایی را بر عهده دارد . @khanehfilm.official @toubafilms @arsalanamiri_ @samirabaradari . #زالاوا
دیشب خواب میدیدم شناسنامهام را از کتابخانهای که خیلی بزرگتر از کتابخانهی خودم است بیرون میکشم. شبیه به کتاب نفیسی است که بین هر برگش کاغذی روغنی است تا در تاریخ زندگیام آسیبی به اسمها و کدها و شناسههایم نرسد. با دقت ورق میزدم و اسمم را پیدا نمیکردم. میان ورق زدنهایم، شناسنامه هزار صفحه میشد. انگار که یک نفر نباشم. صبح زود با اضطراب از خواب بیدار شدم و گفتم نکند شناسنامهام را گم کرده باشم. باید شناسنامه را از نزدیک میدیدم تا باور کنم که مهسا هستم، که مهسا هنوز هست. صفحهی اول شناسنامه را که دیدم نفسی عمیق از روی آسودهخاطر بودن کشیدم. چشم دوختم به نامها. بابا را تصور کردم که با تن رنجور از کار زیادش به سمت ثبت احوال میرود. یک بار دیگر دختر دار شده است، اما کار و بارش جور نیست. نگران است که نکند از پس زندگی برنیاید. نگران است. بابا نگران است. همیشه نگران بوده. در ثبت احوال که نامم را میپرسند تازه به خاطر میآورد که نام را فراموش کرده است. برای لحظهای یاد مادرش میافتد. دلتنگ میشود. خاطرهاش از مادر خیلی گنگ است اما از لحظهای که چشمش به چشمهایم افتاده، اطمینان داشت این چشمها را یک بار دیگر در زندگیاش دیده است. «دیده است» یعنی فعلی که در گذشته اتفاق افتاده و تمام شده. اینجای ماجراست که زیباست. چشمها. اینکه چگونه مهسا میشوم اهمیتی ندارد. کارمند ثبت احوالِ ناخوش من و پدر با دقتی مثال زدنی نامم را مینویسد. زیباترین میم و ه و سین و الف را کنار هم میچیند. انگار که باید همین یک نام را در زندگیاش ثبت کند.
یاد روزایی که با برف و بارون خستگی در میکردیم. . _عه الهه بارون میاد. عه پاشو بریم از نزدیک ببینیم.
لب از لب باز نمیکنم تو حرفت را بزن من همه را به جان میخرم لب از لب باز نمیکنم اگر تو راست میگویی و من ماه دور کدام زمین یا کدام مشتری میگردم نکند سیارهام رها شده، خارج شده از مدار . . ششم آبان نود و نه
Sleeping Dreaming Seeing something creeping Always watching me around a corner in my mind Letting me know that everything is not fine As my mind slowly tries to win a battle against whatever is in the dark . . NEVER A SAFE PLACE IN MY MIND.
مریم تو به معنای کلمهی هنرمند، هنرمندی. تویی که در تنهایی خودت دونه دونه سوزن زدی و گل دوختی روی سرمون. تویی که از همهی چیزهایی که از کودکی تا حالا یاد گرفتی اثری میسازی که به احترامش باید تمام قد ایستاد. . . نیلوفر مرسی که به میز پشت سرت تکیه دادی تا یک بار هم که شده من از تو قدم بلند تر به نظر برسه. خودت میدونی گلشیری منی. یه روزی که لب دریا داری ظرفها رو با شنها میشوری ازت یه عکس میگیرم که تو تاریخ بمونه ازت.
جنگ جهانی سوم در راه است/درباره آخرین ساخته هومن سیدی، معرفی عوامل فیلم و انتشار اولین تصویر . فیلم سینمایی «جنگ جهانی سوم»، به نویسندگی هومن سیدی، آرین وزیردفتری و آزاد جعفریان و کارگردانی و تهیهکنندگی هومن سیدی این روزها در شمال کشور در حال فیلمبرداری است. این اولین تجربه تهیهکنندگی هومن سیدی است و محسن تنابنده، ندا جبرئیلی، مهسا حجازی، نوید نصرتی، لطفالله سیفی و حاتم مشمولی از جمله بازیگرانی هستند که در «جنگ جهانی سوم» به ایفای نقش پرداختهاند. این اولین حضور محسن تنابنده مقابل دوربین هومن سیدی است. در واقع تنابنده تنها بازیگر ستاره فیلم سیدی است که با یک بازی متفاوت در نقشی سخت به هنرنمایی پرداخته و سیدی مثل پروژههای دیگرش این بار هم سراغ یک سری چهره جدید و نوظهور رفته است. در خلاصه داستان این فیلم آمده «من همونی هستم که لباس تنت کرد، آدمت کرد، بهت بها داد، من همونم…» از عوامل اصلی که در این فیلم سینمایی هومن سیدی را همراهی میکنند میتوان به حضور پیمان شادمانفر به عنوان مدیر فیلمبرداری، مهران ملکوتی، مدیر صدابرداری و محسن نصرالهی، طراح صحنه اشاره کرد که در واقع چندمین همکاری آنها با هومن سیدی است. شادمانفر، ملکوتی و نصرالهی پیش از این در تولید فیلمهایی مانند «مغزهای کوچک زنگزده»، «اعترافات ذهن خطرناک من» و همچنین سریال «قورباغه» سیدی را همراهی کردهاند. الهام معین به عنوان طراح لباس، فواد بوربور، مدیر تولید، مهدی صیاد، طراح گریم و حسین خضوعی، دستیار اول کارگردان، رسول حسینی، برنامهریز، ایمان کرمیان، جلوههای ویژه میدانی، فرید ناصرفصیحی، جلوههای ویژه رایانهای و امید صالحی به عنوان عکاس در این پروژه حضور دارند. «جنگ جهانی سوم» با سرمایهگذاری صددرصدی نماوا در حال تولید است و در واقع این اولین باری است که یک پلتفرم پخش آنلاین به ساخت یک پروژه سینمایی ورود کرده است. پیش از این پلتفرمها تنها روی سریالهایی سرمایهگذاری میکردند که به صورت اختصاصی از آنها پخش میشد اما حالا برای اولین بار نماوا تصمیم گرفته علاوه بر تولید سریالهای اختصاصی در یک پروژه سینمایی هم ورود کند. «جنگ جهانی سوم» در واقع دومین همکاری نماوا با هومن سیدی پس از تجربه موفق «قورباغه» است. عکاس: امید صالحی @namava_ir @houman_seyedi @mohsen.tanabandeh @paymanshadmanfar @nedajebreilii @omidsalehi.pix
سیزدهم آبان نود و نه
دلتنگ چیزیام که هنوز ندیدمش.
زالاوا نیمی از این داستان واقعی است نیمهی ترسناکش
زیر این درخت، چند وجب زیر خاک. جایی که کرمها چهل، پنجاه یا شصت سال است که بین ریشههایش در هم میلولند. رد پاهای کودکانهی مامان که به مادرش قول داده بود تا تک درخت دور نمیرود اما رفته بود. زیر همین درخت… همین آسمان… همینجا… . . فروردین و عید سال چهارصد
درختهایی که سال گذشته آتش زدند دوباره از زمین جوانه زدهاند. در این دو ماه بهار به بوتههای سبز کوتاهی تبدیل شدهاند که هنوز نمیتواند کسی خودش را از تیر و تفنگ پشتشان پنهان کند. از پاییز که این خانه را برای اولین بار دیدهام بارها و بارها دربارهی چگونگی رشد درختان مطالعه کردهام. این بوتهها حداقل پانزده سال زمان میخواهند تا این تپه را از انبوهشان پر کنند. طوری که بشود لااقل سه یا چهار نفر پشت آنها پنهان شوند. پشت دیوار زندان
من بگذرم اگر تو بمانی از ماندن تو می گذرم تو در گذشتن من بنشین تا از خیال بگذرم ای یال ای خیال بر شانه های من! فیلم مرگ موقتی زنبورها نویسنده و کارگردان: @maryam.firuzi