Borzoo Niknejad Instagram – پدربزرگ بازنشسته آموزش و پرورش بود و سی سالی میشه که زمینی نیست ولی عکسش همیشه همراهمه، خیلی وقتها میبینمش و حسودیم میشه چرا مثل اون نشدم با اینکه از بچه گی، بهم میگفتن ژنتیکی عینه پدربزرگی
در حالیکه پدربزرگ بر خلاف من لاغر بود ، پر انرژی ، قبراق و خستگی ناپذیر ، ربطی به روغن حیوانی نداشت
بر خلاف من که تا لنگ ظهر خواب آلودم، صبح بیدارمیشد،صورت جدی و مهربونش رو اصلاح میکرد، سنگ جهنم میمالید که تا غروب جوانه نزند و مخلوط عطر صبحانه ایی که چیده بود با عطر خودش چه هوشی میبرد از سر، پدربزرگ یه جورایی سمبل زندگی بود .
یهو یه روز نشست ، انگار خسته شد از تلاش مداوم برای پوشاندن خسته بودنهایش ، بی خسته نباشیدی که شنیده باشد، بی لبخندی که دیده باشد و بی محبتی که درک کرده باشد.
انگار بالاخره اشتراکات ژنتیک من و پدربزرگ دارد خودی نشان میدهد برزو نیک نژاد | Posted on 13/Aug/2022 13:12:31
Home Actor Borzoo Niknejad HD Instagram Photos and Wallpapers August 2022 Borzoo Niknejad Instagram - پدربزرگ بازنشسته آموزش و پرورش بود و سی سالی میشه که زمینی نیست ولی عکسش همیشه همراهمه، خیلی وقتها میبینمش و حسودیم میشه چرا مثل اون نشدم با اینکه از بچه گی، بهم میگفتن ژنتیکی عینه پدربزرگی
در حالیکه پدربزرگ بر خلاف من لاغر بود ، پر انرژی ، قبراق و خستگی ناپذیر ، ربطی به روغن حیوانی نداشت
بر خلاف من که تا لنگ ظهر خواب آلودم، صبح بیدارمیشد،صورت جدی و مهربونش رو اصلاح میکرد، سنگ جهنم میمالید که تا غروب جوانه نزند و مخلوط عطر صبحانه ایی که چیده بود با عطر خودش چه هوشی میبرد از سر، پدربزرگ یه جورایی سمبل زندگی بود .
یهو یه روز نشست ، انگار خسته شد از تلاش مداوم برای پوشاندن خسته بودنهایش ، بی خسته نباشیدی که شنیده باشد، بی لبخندی که دیده باشد و بی محبتی که درک کرده باشد.
انگار بالاخره اشتراکات ژنتیک من و پدربزرگ دارد خودی نشان میدهد برزو نیک نژاد
Borzoo Niknejad Instagram – پدربزرگ بازنشسته آموزش و پرورش بود و سی سالی میشه که زمینی نیست ولی عکسش همیشه همراهمه، خیلی وقتها میبینمش و حسودیم میشه چرا مثل اون نشدم با اینکه از بچه گی، بهم میگفتن ژنتیکی عینه پدربزرگی در حالیکه پدربزرگ بر خلاف من لاغر بود ، پر انرژی ، قبراق و خستگی ناپذیر ، ربطی به روغن حیوانی نداشت بر خلاف من که تا لنگ ظهر خواب آلودم، صبح بیدارمیشد،صورت جدی و مهربونش رو اصلاح میکرد، سنگ جهنم میمالید که تا غروب جوانه نزند و مخلوط عطر صبحانه ایی که چیده بود با عطر خودش چه هوشی میبرد از سر، پدربزرگ یه جورایی سمبل زندگی بود . یهو یه روز نشست ، انگار خسته شد از تلاش مداوم برای پوشاندن خسته بودنهایش ، بی خسته نباشیدی که شنیده باشد، بی لبخندی که دیده باشد و بی محبتی که درک کرده باشد. انگار بالاخره اشتراکات ژنتیک من و پدربزرگ دارد خودی نشان میدهد برزو نیک نژاد
Check out the latest gallery of Borzoo Niknejad

