Ali Shadman Instagram – کودکی؟
کدام کودکی؟
جوانی؟
کدام جوانی؟
زندگی؟
کدام زندگی؟
همان که به نامِ خدای رنگینکمان قایقش را به آب میانداخت؟
همان که خمیر نان را روی دستانش میرقصانْد؟
همان که با برادر غریبش به پیادهرَوی رفت
و برنگشت؟
همان که به میله بسته شد؟
همان که به گلوله گرفته شد؟
همان که با موتور از رویش رد شدند؟
همانکهمانکهمانکه«همان» …!؟
هر یک از این ه«ما»ن هایِ کودک و جوان و میانسال و مُسن که رفتند و برنگشتند، همهی رفتگانِ بیبرگشتِ این روزها، تکهتکهی روح ما بودند و هستند که همچون دَدان به جانشان افتادهاید …
فقدان کدامشان را تسلیت بگویم؟
راستش با جگر آتشگرفتهام باید بگویم دیگر هیچ کدام …
اینان که میبینم خرمندتر، شجاعتر، شریفتر و پیشرو تر از آنند که به دلسوزی و ترحم و آرزوی مغفرت کسی نیاز داشته باشند؛ فقط از پروردگار میخواهم به خانوادههایشان صبر دهد.
زندگی هر نسلی از این خاک که به ناحق رفت،
به حق پَسَش میگیریم؛ روسیاهیاش بماند برای آنها که از روحِ خدا ترسی نداشتند و ندارند.
از کدام شهر و کجای ایران (تو بخوان نقشهی ایران) چه بگویم؟ چشمانم همه را سفید میبیند،
آنقدر سفید که به قرمز و حتی سبز میماند.
چه لالهها بدمد از دِل زیبای این خاک،
چه رقصها باید کرد و چه شعرها باید سرود و چه سرودها باید خواند و چه داستانها باید نوشت …
صدای «حق»خواهیِ معترضینِ این روزها،
صدای کاردْ روی استخوانهایمان، حالا طنیناندازِ زیباترین سمفونیِ زمانه است؛ سرمستم از شنیدنش.
سراپایم ناسور و خَش«ما»خشم است، اما از آن خَشمهای خوب، این زخم را هِی میکَنم که تازه باشد، دوست دارم جایش بماند، ببینم تا کجا نمک دارید…
۱۴۰۱/۸/۲۶
#آبان | Posted on 17/Nov/2022 21:45:09



