Home Actress Hengame Ghaziani HD Instagram Photos and Wallpapers June 2023 Hengame Ghaziani Instagram - آنها قادرند همه چیز را در محاسبات خود وارد کنند ، جز آمرزش به همین دلیل محاسباتشان بیهوده ست اگر این فقط داستان زندگی من بود بی گمان برایت تعریف نمی کردم حالا مثال انسانی زمستانهای بیشتری را پشت سر بگذارد ، چندان که این زمستانها چون برفی سنگین بالای سر او کمان کنند ، از این چه حاصل ؟!!!! این داستان کل حیات است که ارزش دارد و بیانش در اوج رنج زیباست شب تولد چهل سالگیم پدرم پر کشید ، عدد تولدش با تولد من یکی شد ، سی اردیبهشت امسال ، او ده ساله میشود( ده سال میگذرد ) و من پنجاه ساله ، اعداد هم حقیقیند هم غیر واقعی ، لباسی بر جسم از صدای بمبی که در خیابان اندیشه تهران افتاد ( زمان ثبت این عکس) تا صدای اژیر قرمز از رادیو همیشه روشن تا صدای مردی که میگفت : حمله هوایی شروع شد 🔺🔻 سالها صدای اون مرد در گوشم بود حتی وقتی صلح شد و چسب های رو پنجره ها کنده شد و روزهای سخت عبور از تاریخ ، سفوط هواپیمای اوکراین ، تا تعطیلی جهان تا صدای دستفروشان ، مردان و زنانی که با حساب های خالی امروز در قرنطینه هستند این صداها را بیاد میسپارم تا اگر سعادت مرگ فرارسد و در یک صدم از ثانیه چشمها و صدا تهی شوند فقط یاد آن کودک کنم که تنش زخمی ترکش بود با آن جثه کوچک و گفت : اگر بمیرم همه چیو به خدا میگم .......... ممنون «فروغ قجابگلو » عزیز رفیق، دیشب یاد این کودک کردی و به من هم یاداوری کردی.. آموختم فراموشی ما تازیانه سنگینیست بر پیکر روح خودمان. دوست داشتم پیش از انکه دیر شود بنویسم براتون که هیچکس نمی داند چه روز ، چه ساعت و در کجا روحش پر میکشد از زمین ، پس با امیدواری واقعی باید فکر کرد همیشه روز آخر است در این روزها امرزش دیگران و خودمان قلبمان را روشن میکند ، به ما قدرت میبخشد ، تفاوت هارا دریابیم و سعادت شخصی رو نفس ببخشیم آنچه را که اسیر میکنیم ، مارا در زندان فراموشی نگاه میدارد ... هنگامه /ق یازده فروردین هزارو سیصد و نود و نه ۹ عکاس : اتلیه کاووس ده سالگی /روزهای جنگ ✏️✉️⏰🌍💙دوستتون دارم

Hengame Ghaziani Instagram – آنها قادرند همه چیز را در محاسبات خود وارد کنند ، جز آمرزش به همین دلیل محاسباتشان بیهوده ست اگر این فقط داستان زندگی من بود بی گمان برایت تعریف نمی کردم حالا مثال انسانی زمستانهای بیشتری را پشت سر بگذارد ، چندان که این زمستانها چون برفی سنگین بالای سر او کمان کنند ، از این چه حاصل ؟!!!! این داستان کل حیات است که ارزش دارد و بیانش در اوج رنج زیباست شب تولد چهل سالگیم پدرم پر کشید ، عدد تولدش با تولد من یکی شد ، سی اردیبهشت امسال ، او ده ساله میشود( ده سال میگذرد ) و من پنجاه ساله ، اعداد هم حقیقیند هم غیر واقعی ، لباسی بر جسم از صدای بمبی که در خیابان اندیشه تهران افتاد ( زمان ثبت این عکس) تا صدای اژیر قرمز از رادیو همیشه روشن تا صدای مردی که میگفت : حمله هوایی شروع شد 🔺🔻 سالها صدای اون مرد در گوشم بود حتی وقتی صلح شد و چسب های رو پنجره ها کنده شد و روزهای سخت عبور از تاریخ ، سفوط هواپیمای اوکراین ، تا تعطیلی جهان تا صدای دستفروشان ، مردان و زنانی که با حساب های خالی امروز در قرنطینه هستند این صداها را بیاد میسپارم تا اگر سعادت مرگ فرارسد و در یک صدم از ثانیه چشمها و صدا تهی شوند فقط یاد آن کودک کنم که تنش زخمی ترکش بود با آن جثه کوچک و گفت : اگر بمیرم همه چیو به خدا میگم ………. ممنون «فروغ قجابگلو » عزیز رفیق، دیشب یاد این کودک کردی و به من هم یاداوری کردی.. آموختم فراموشی ما تازیانه سنگینیست بر پیکر روح خودمان. دوست داشتم پیش از انکه دیر شود بنویسم براتون که هیچکس نمی داند چه روز ، چه ساعت و در کجا روحش پر میکشد از زمین ، پس با امیدواری واقعی باید فکر کرد همیشه روز آخر است در این روزها امرزش دیگران و خودمان قلبمان را روشن میکند ، به ما قدرت میبخشد ، تفاوت هارا دریابیم و سعادت شخصی رو نفس ببخشیم آنچه را که اسیر میکنیم ، مارا در زندان فراموشی نگاه میدارد … هنگامه /ق یازده فروردین هزارو سیصد و نود و نه ۹ عکاس : اتلیه کاووس ده سالگی /روزهای جنگ ✏️✉️⏰🌍💙دوستتون دارم

Hengame Ghaziani Instagram - آنها قادرند همه چیز را در محاسبات خود وارد کنند ، جز آمرزش به همین دلیل محاسباتشان بیهوده ست اگر این فقط داستان زندگی من بود بی گمان برایت تعریف نمی کردم حالا مثال انسانی زمستانهای بیشتری را پشت سر بگذارد ، چندان که این زمستانها چون برفی سنگین بالای سر او کمان کنند ، از این چه حاصل ؟!!!! این داستان کل حیات است که ارزش دارد و بیانش در اوج رنج زیباست شب تولد چهل سالگیم پدرم پر کشید ، عدد تولدش با تولد من یکی شد ، سی اردیبهشت امسال ، او ده ساله میشود( ده سال میگذرد ) و من پنجاه ساله ، اعداد هم حقیقیند هم غیر واقعی ، لباسی بر جسم از صدای بمبی که در خیابان اندیشه تهران افتاد ( زمان ثبت این عکس) تا صدای اژیر قرمز از رادیو همیشه روشن تا صدای مردی که میگفت : حمله هوایی شروع شد 🔺🔻 سالها صدای اون مرد در گوشم بود حتی وقتی صلح شد و چسب های رو پنجره ها کنده شد و روزهای سخت عبور از تاریخ ، سفوط هواپیمای اوکراین ، تا تعطیلی جهان تا صدای دستفروشان ، مردان و زنانی که با حساب های خالی امروز در قرنطینه هستند این صداها را بیاد میسپارم تا اگر سعادت مرگ فرارسد و در یک صدم از ثانیه چشمها و صدا تهی شوند فقط یاد آن کودک کنم که تنش زخمی ترکش بود با آن جثه کوچک و گفت : اگر بمیرم همه چیو به خدا میگم .......... ممنون «فروغ قجابگلو » عزیز رفیق، دیشب یاد این کودک کردی و به من هم یاداوری کردی.. آموختم فراموشی ما تازیانه سنگینیست بر پیکر روح خودمان. دوست داشتم پیش از انکه دیر شود بنویسم براتون که هیچکس نمی داند چه روز ، چه ساعت و در کجا روحش پر میکشد از زمین ، پس با امیدواری واقعی باید فکر کرد همیشه روز آخر است در این روزها امرزش دیگران و خودمان قلبمان را روشن میکند ، به ما قدرت میبخشد ، تفاوت هارا دریابیم و سعادت شخصی رو نفس ببخشیم آنچه را که اسیر میکنیم ، مارا در زندان فراموشی نگاه میدارد ... هنگامه /ق یازده فروردین هزارو سیصد و نود و نه ۹ عکاس : اتلیه کاووس ده سالگی /روزهای جنگ ✏️✉️⏰🌍💙دوستتون دارم

Hengame Ghaziani Instagram – آنها قادرند همه چیز را در محاسبات خود وارد کنند ، جز آمرزش
به همین دلیل محاسباتشان بیهوده ست
اگر این فقط داستان زندگی من بود بی گمان برایت تعریف نمی کردم
حالا مثال انسانی زمستانهای بیشتری را پشت سر بگذارد ، چندان که این زمستانها چون برفی سنگین بالای سر او کمان کنند ، از این چه حاصل ؟!!!! این داستان کل حیات است که ارزش دارد و بیانش در اوج رنج زیباست
شب تولد چهل سالگیم پدرم پر کشید ، عدد تولدش با تولد من یکی شد ، سی اردیبهشت امسال ، او ده ساله میشود( ده سال میگذرد ) و من پنجاه ساله ، اعداد هم حقیقیند هم غیر واقعی ، لباسی بر جسم
از صدای بمبی که در خیابان اندیشه تهران افتاد ( زمان ثبت این عکس) تا صدای اژیر قرمز از رادیو همیشه روشن تا صدای مردی که میگفت : حمله هوایی شروع شد 🔺🔻
سالها صدای اون مرد در گوشم بود حتی وقتی صلح شد و چسب های رو پنجره ها کنده شد و روزهای سخت عبور از تاریخ ، سفوط هواپیمای اوکراین ، تا تعطیلی جهان
تا صدای دستفروشان ، مردان و زنانی که با حساب های خالی امروز در قرنطینه هستند
این صداها را بیاد میسپارم تا اگر سعادت مرگ فرارسد و در یک صدم از ثانیه چشمها و صدا تهی شوند
فقط یاد آن کودک کنم که تنش زخمی ترکش بود با آن جثه کوچک و گفت : اگر بمیرم همه چیو به خدا میگم ……….
ممنون «فروغ قجابگلو » عزیز رفیق، دیشب یاد این کودک کردی و به من هم یاداوری کردی.. آموختم فراموشی ما تازیانه سنگینیست بر پیکر روح خودمان.
دوست داشتم پیش از انکه دیر شود بنویسم براتون
که هیچکس نمی داند چه روز ، چه ساعت و در کجا روحش پر میکشد از زمین ، پس با امیدواری واقعی باید فکر کرد همیشه روز آخر است
در این روزها امرزش دیگران و خودمان قلبمان را روشن میکند ، به ما قدرت میبخشد ، تفاوت هارا دریابیم و سعادت شخصی رو نفس ببخشیم
آنچه را که اسیر میکنیم ، مارا در زندان فراموشی نگاه میدارد … هنگامه /ق
یازده فروردین هزارو سیصد و نود و نه ۹
عکاس : اتلیه کاووس
ده سالگی /روزهای جنگ ✏️✉️⏰🌍💙دوستتون دارم | Posted on 31/Mar/2020 00:19:07

Hengame Ghaziani Instagram – پسرم ، با عشق ورزیدنت ، با حرمتت ، مفهوم‌واقعی عشق را ترجمان بودی .

ا
تجربه مادر بودن رو از تو دارم پسرم.
خوشحالم در وجودم رشد کردی و به دنیام پا گذاشتی .روزهایی گذشت که خدا داند و تو و من و زمین ، و ادامه راه .
اما ما با هم از دریای بلند عبور کردیم و ادامه میدیم .
 بمونی برام 
چیزهای زیادی ازت اموختم و میاموزم .
صبر و سکوت تو ایجاز است ، حرمت ، عشق واقعی و مبارزه بر علیه ناامیدی در تو باشکوه است . عشق بهم میدی و سرشارم .
 
باعث شدی امروز روز من باشه و باز خودم رو مرور کنم ، چه ماموریت غریب و عاشقانه بی شرطی بود وهست. 

موفقیت هات پابرجا خوش قلب ، 
دلتنگت ♥️✨♥️
Hengame Ghaziani Instagram – : سرزمین مرد سرخپوست قانون مرد سفید پوست 
نویسنده : ویلکومب واشبرن 
ترجمه : هنگامه قاضیانی
چاپ دوم ✨
امروز از فراز قله ي ژيري به گذشته هاي دور نظر مي افكنم ، در بستر گذشته هنوز كودكان و زناني مي بينيم كه قتل عام شده و در ته دره هاي پيچ پيچ، دراز به دراز افتاده اند، چيز ديگري نيز هست 
رؤياي يك ملت 
اتحادآنان  خرد شده 
و اين كه ديگر هسته اي وجود ندارد.
و از آن درخت مقدس حقيقت خشك شده است .

برای چاپ دوم ترجمه کتاب « سرزمین مرد سرخپوست قانون مرد سفید پوست » که یک هدیه ارزشمند بود برایم  در این زمان ..!
از انتشارات « ثالث» جناب آقای جعفریه و آقای سینا جعفریه سپاسگزارم ، از سال هفتاد و هشت شاهد صبوری های این خانواده محترم نشر هستم ، لحظه ای شکست را باور نکردند و به راه اشاعه فرهنگ و اندیشه ادامه دادند 
و از شما هم « هم قبیله های» خردمند و همیشه مهربانم.

Puppets/ leonard cohen🔽📶

Check out the latest gallery of Hengame Ghaziani