Home Actress Shabnam Moghadami HD Instagram Photos and Wallpapers January 2024 Shabnam Moghadami Instagram - . کاش آرام در بستر دراز کشیده بودید آقا…نگاه‌های آخرتان به پنجره‌ی پاییز بود.کتاب‌تان را می‌بستید، عینک‌تان را رویش می‌گذاشتید کنار تخت.نفس عمیقی می‌کشیدید،برای آخر بار صدای خش‌خش برگ‌‌های پاییز ِنحس ِ صفردو را می‌شنیدید و چشم می‌بستید،وحیده را صدا می زدید و نفس ِ آخرتان را می‌کشیدید و تا وحیده به شما برسد شما می‌رفتید…بعد وحیده می‌آمد بالای سرتان ببیند چه می‌خواهید، می‌دید شما رفته‌اید، همان‌جا وا می‌رفت روی زمین.سرش را می‌گذاشت روی سینه‌تان.بغضش می‌ترکید،قلبش بی شما بودن را تاب نمی‌آورد،می‌ایستاد و تمام.بعد دوباره شما را کنار پنجره می‌دید،نورانی و سپید…شما دستش را می‌گرفتید و با هم می‌رفتید به دنیایی بهتر،روشن‌تر…آرام‌تر و به‌سامان تر… آقا کاش هرجور دیگر ترک ِ این دنیا می‌کردید و این جور نه!کاش زمین‌گیر می‌شدید از شدت کهولت…بعد می‌رفتید که همه می‌گفتند راحت شد!کاش مرگ شما را همان قدر لطیف درمی‌ربود که باورتان بود… زبانم نمی‌چرخد بگویم کشتندتان…شما را و یارتان را کشتند…به قتل رساندند! و هیچکس هم نمی‌داند به کدامین گناه؟هیچکس هم هیچوقت نمی‌فهمد به کدامین گناه؟ می‌دانم،مرگ ِ عزیز تلخ است.حتی اگر همین قدر که من تصور کردم شاعرانه باشد…عاشقانه باشد.اما …این مرگ …این جور مردن نه حق است نه باورکردنی…ظالمانه‌است…ناجوانمردانه است… حالی‌م شده بود که رخت ِ سیاه دیگر درنمی‌آید از تن‌مان.فهمیده بودم که سوگ و سیاهی شده‌‌است تکه‌ای از زندگی‌مان. این مدت اخیر خوب دستگیرم شده بود که نه اشک ِ چشم‌مان قرار است بند بیاید نه خون ِ جگرمان…نه اندوه ِ قلب‌مان قرار است کم شود نه حجم ِ بی‌رحمی ِ روزگار با ما! این فاجعه اما چیز دیگریست…جور دیگری‌ست…این فاجعه هیچ جور هضم نمی‌شود…هیچ جور توی کَت ِ هیچکس نمی‌رود…«فاجعه» چه آهنگ هولناکی دارد…چطور تن و روح‌مان را لرزاند این «فاجعه»…چطور بپذیریمش؟چطور باورش کنیم؟ . خدا می‌داند،فقط خدا می‌داند که چقدر متاسفم که دیدارمان افتاد به قیامت…جای‌تان تا همیشه… تا ابدالآباد در سینمای ایران خالی‌ست و در دل ِ ما نیز…. . تسلیت به ایران.به سینمای ایران… . #داریوش_مهرجویی #وحیده_محمدی_فر #فاجعه #به_کدامین_گناه_کشته_شدند #قتل #سینمای_ایران #کارگردانان_سینما

Shabnam Moghadami Instagram – . کاش آرام در بستر دراز کشیده بودید آقا…نگاه‌های آخرتان به پنجره‌ی پاییز بود.کتاب‌تان را می‌بستید، عینک‌تان را رویش می‌گذاشتید کنار تخت.نفس عمیقی می‌کشیدید،برای آخر بار صدای خش‌خش برگ‌‌های پاییز ِنحس ِ صفردو را می‌شنیدید و چشم می‌بستید،وحیده را صدا می زدید و نفس ِ آخرتان را می‌کشیدید و تا وحیده به شما برسد شما می‌رفتید…بعد وحیده می‌آمد بالای سرتان ببیند چه می‌خواهید، می‌دید شما رفته‌اید، همان‌جا وا می‌رفت روی زمین.سرش را می‌گذاشت روی سینه‌تان.بغضش می‌ترکید،قلبش بی شما بودن را تاب نمی‌آورد،می‌ایستاد و تمام.بعد دوباره شما را کنار پنجره می‌دید،نورانی و سپید…شما دستش را می‌گرفتید و با هم می‌رفتید به دنیایی بهتر،روشن‌تر…آرام‌تر و به‌سامان تر… آقا کاش هرجور دیگر ترک ِ این دنیا می‌کردید و این جور نه!کاش زمین‌گیر می‌شدید از شدت کهولت…بعد می‌رفتید که همه می‌گفتند راحت شد!کاش مرگ شما را همان قدر لطیف درمی‌ربود که باورتان بود… زبانم نمی‌چرخد بگویم کشتندتان…شما را و یارتان را کشتند…به قتل رساندند! و هیچکس هم نمی‌داند به کدامین گناه؟هیچکس هم هیچوقت نمی‌فهمد به کدامین گناه؟ می‌دانم،مرگ ِ عزیز تلخ است.حتی اگر همین قدر که من تصور کردم شاعرانه باشد…عاشقانه باشد.اما …این مرگ …این جور مردن نه حق است نه باورکردنی…ظالمانه‌است…ناجوانمردانه است… حالی‌م شده بود که رخت ِ سیاه دیگر درنمی‌آید از تن‌مان.فهمیده بودم که سوگ و سیاهی شده‌‌است تکه‌ای از زندگی‌مان. این مدت اخیر خوب دستگیرم شده بود که نه اشک ِ چشم‌مان قرار است بند بیاید نه خون ِ جگرمان…نه اندوه ِ قلب‌مان قرار است کم شود نه حجم ِ بی‌رحمی ِ روزگار با ما! این فاجعه اما چیز دیگریست…جور دیگری‌ست…این فاجعه هیچ جور هضم نمی‌شود…هیچ جور توی کَت ِ هیچکس نمی‌رود…«فاجعه» چه آهنگ هولناکی دارد…چطور تن و روح‌مان را لرزاند این «فاجعه»…چطور بپذیریمش؟چطور باورش کنیم؟ . خدا می‌داند،فقط خدا می‌داند که چقدر متاسفم که دیدارمان افتاد به قیامت…جای‌تان تا همیشه… تا ابدالآباد در سینمای ایران خالی‌ست و در دل ِ ما نیز…. . تسلیت به ایران.به سینمای ایران… . #داریوش_مهرجویی #وحیده_محمدی_فر #فاجعه #به_کدامین_گناه_کشته_شدند #قتل #سینمای_ایران #کارگردانان_سینما

Shabnam Moghadami Instagram - . کاش آرام در بستر دراز کشیده بودید آقا…نگاه‌های آخرتان به پنجره‌ی پاییز بود.کتاب‌تان را می‌بستید، عینک‌تان را رویش می‌گذاشتید کنار تخت.نفس عمیقی می‌کشیدید،برای آخر بار صدای خش‌خش برگ‌‌های پاییز ِنحس ِ صفردو را می‌شنیدید و چشم می‌بستید،وحیده را صدا می زدید و نفس ِ آخرتان را می‌کشیدید و تا وحیده به شما برسد شما می‌رفتید…بعد وحیده می‌آمد بالای سرتان ببیند چه می‌خواهید، می‌دید شما رفته‌اید، همان‌جا وا می‌رفت روی زمین.سرش را می‌گذاشت روی سینه‌تان.بغضش می‌ترکید،قلبش بی شما بودن را تاب نمی‌آورد،می‌ایستاد و تمام.بعد دوباره شما را کنار پنجره می‌دید،نورانی و سپید…شما دستش را می‌گرفتید و با هم می‌رفتید به دنیایی بهتر،روشن‌تر…آرام‌تر و به‌سامان تر… آقا کاش هرجور دیگر ترک ِ این دنیا می‌کردید و این جور نه!کاش زمین‌گیر می‌شدید از شدت کهولت…بعد می‌رفتید که همه می‌گفتند راحت شد!کاش مرگ شما را همان قدر لطیف درمی‌ربود که باورتان بود… زبانم نمی‌چرخد بگویم کشتندتان…شما را و یارتان را کشتند…به قتل رساندند! و هیچکس هم نمی‌داند به کدامین گناه؟هیچکس هم هیچوقت نمی‌فهمد به کدامین گناه؟ می‌دانم،مرگ ِ عزیز تلخ است.حتی اگر همین قدر که من تصور کردم شاعرانه باشد…عاشقانه باشد.اما …این مرگ …این جور مردن نه حق است نه باورکردنی…ظالمانه‌است…ناجوانمردانه است… حالی‌م شده بود که رخت ِ سیاه دیگر درنمی‌آید از تن‌مان.فهمیده بودم که سوگ و سیاهی شده‌‌است تکه‌ای از زندگی‌مان. این مدت اخیر خوب دستگیرم شده بود که نه اشک ِ چشم‌مان قرار است بند بیاید نه خون ِ جگرمان…نه اندوه ِ قلب‌مان قرار است کم شود نه حجم ِ بی‌رحمی ِ روزگار با ما! این فاجعه اما چیز دیگریست…جور دیگری‌ست…این فاجعه هیچ جور هضم نمی‌شود…هیچ جور توی کَت ِ هیچکس نمی‌رود…«فاجعه» چه آهنگ هولناکی دارد…چطور تن و روح‌مان را لرزاند این «فاجعه»…چطور بپذیریمش؟چطور باورش کنیم؟ . خدا می‌داند،فقط خدا می‌داند که چقدر متاسفم که دیدارمان افتاد به قیامت…جای‌تان تا همیشه… تا ابدالآباد در سینمای ایران خالی‌ست و در دل ِ ما نیز…. . تسلیت به ایران.به سینمای ایران… . #داریوش_مهرجویی #وحیده_محمدی_فر #فاجعه #به_کدامین_گناه_کشته_شدند #قتل #سینمای_ایران #کارگردانان_سینما

Shabnam Moghadami Instagram – .
کاش آرام در بستر دراز کشیده بودید آقا…نگاه‌های آخرتان به پنجره‌ی پاییز بود.کتاب‌تان را می‌بستید، عینک‌تان را رویش می‌گذاشتید کنار تخت.نفس عمیقی می‌کشیدید،برای آخر بار صدای خش‌خش برگ‌‌های پاییز ِنحس ِ صفردو را می‌شنیدید و چشم می‌بستید،وحیده را صدا می زدید و نفس ِ آخرتان را می‌کشیدید و تا وحیده به شما برسد شما می‌رفتید…بعد وحیده می‌آمد بالای سرتان ببیند چه می‌خواهید، می‌دید شما رفته‌اید، همان‌جا وا می‌رفت روی زمین.سرش را می‌گذاشت روی سینه‌تان.بغضش می‌ترکید،قلبش بی شما بودن را تاب نمی‌آورد،می‌ایستاد و تمام.بعد دوباره شما را کنار پنجره می‌دید،نورانی و سپید…شما دستش را می‌گرفتید و با هم می‌رفتید به دنیایی بهتر،روشن‌تر…آرام‌تر و به‌سامان تر…
آقا کاش هرجور دیگر ترک ِ این دنیا می‌کردید و این جور نه!کاش زمین‌گیر می‌شدید از شدت کهولت…بعد می‌رفتید که همه می‌گفتند راحت شد!کاش مرگ شما را همان قدر لطیف درمی‌ربود که باورتان بود…
زبانم نمی‌چرخد بگویم کشتندتان…شما را و یارتان را کشتند…به قتل رساندند! و هیچکس هم نمی‌داند به کدامین گناه؟هیچکس هم هیچوقت نمی‌فهمد به کدامین گناه؟
می‌دانم،مرگ ِ عزیز تلخ است.حتی اگر همین قدر که من تصور کردم شاعرانه باشد…عاشقانه باشد.اما …این مرگ …این جور مردن نه حق است نه باورکردنی…ظالمانه‌است…ناجوانمردانه است…
حالی‌م شده بود که رخت ِ سیاه دیگر درنمی‌آید از تن‌مان.فهمیده بودم که سوگ و سیاهی شده‌‌است تکه‌ای از زندگی‌مان.
این مدت اخیر خوب دستگیرم شده بود که نه اشک ِ چشم‌مان قرار است بند بیاید نه خون ِ جگرمان…نه اندوه ِ قلب‌مان قرار است کم شود نه حجم ِ بی‌رحمی ِ روزگار با ما! این فاجعه اما چیز دیگریست…جور دیگری‌ست…این فاجعه هیچ جور هضم نمی‌شود…هیچ جور توی کَت ِ هیچکس نمی‌رود…«فاجعه» چه آهنگ هولناکی دارد…چطور تن و روح‌مان را لرزاند این «فاجعه»…چطور بپذیریمش؟چطور باورش کنیم؟
.
خدا می‌داند،فقط خدا می‌داند که چقدر متاسفم که دیدارمان افتاد به قیامت…جای‌تان تا همیشه… تا ابدالآباد در سینمای ایران خالی‌ست و در دل ِ ما نیز….
.
تسلیت به ایران.به سینمای ایران…
.
#داریوش_مهرجویی
#وحیده_محمدی_فر
#فاجعه
#به_کدامین_گناه_کشته_شدند
#قتل
#سینمای_ایران
#کارگردانان_سینما | Posted on 15/Oct/2023 10:55:55

Shabnam Moghadami Instagram – .
امروز
نیمه‌ی پاییز ِ نامهربان ِ ۱۴۰۲.
Shabnam Moghadami Instagram – .
دور از ذهن و دل ِ همه‌ی ماست نبودن ِ تو آتیلا…
نبودنت در باور ِ هیچکس نمی‌گنجد…سیاه ِ تو را نمی‌شود تن کرد،مرگ ِ تلخ ِ تو را نمی‌شود پذیرفت…
چطور آن همه اشتیاق ِ زندگی و تسلیم ناپذیری و شور و جوانی و تازگی و خلاقیت و خنده و خاطره و بازی و کودکانگی و شوق و سرخوشی و شعف و نشاط که تو بودی…می‌شود که نباشد؟با جای خالی‌ات چه کنیم آتیلا؟
.
تسلیت به همه اهل ِتئاتر و سینما که رفیق و یار و حامی و همکاری بی‌نظیر از دست‌شان رفت…که رفت…
.
کاش می‌شد بدانم با این نبودن‌های بزرگ و دل‌خراش چطور باید کنار آمد؟
.
در آرامش و نور باشی آتیلا جان…پروازت نورانی…
برای فاطی بانوجان و ستاره و خسرو عزیزم صبر آرزو دارم.
این عکس را با همه‌ی بی‌کیفیتی‌اش دوست دارم.تکه‌ای است از یک سلفی.که پشت ِ صحنه‌ی «مردم معمولی»گرفتم.لبخند ِ آتیلا حس و حال ِخوبی دارد.شیطنت ِ همیشگی‌اش را دارد.عکس،خیلی آتیلاست.
.
#آتیلا_پسیانی 
#من_مرگ_هیچ_عزیزی_را_باور_نمیکنم

Check out the latest gallery of Shabnam Moghadami