Home Actress Shabnam Moghadami HD Instagram Photos and Wallpapers January 2024 Shabnam Moghadami Instagram - . این تصویر ِ زن ِ میانسال ِ صبور و باتجربه و سرد و گرم ِ روزگار چشیده‌ایه که گرچه دیر اما بالاخره یه چیزایی تو مکتب ِ روزگار آموخته.شاکره که دست ْخالی نیست و اگه جوونی و ساده‌دلی‌شو داده و سختی کشیده،آخرالامر یه چیزایی در چنته داره برای ادامه راه.خیلی باورنکردن ِ آدما و خیلی اعتماد نکردن به اون‌چه می‌بینه و می‌شنوه و ساده نپذیرفتن ِهرچیز و هرخبر و هر جریان و هرگفته و نقل ِ قول رو یاد گرفته…یه گوش در یکی دروازه بودن رو هم…ندیدن ِ ظاهر ِ به ظاهر خیرخواه رو هم…بالاخره بعد ِ عمری، گرچه دیر اما فهمیده آدما چندتا رو می‌تونن داشته باشن…چند وجه، چند بُعد!…و یاد گرفته در مواجهه با هرکدوم از اضلاع! کدوم ضلع ِ خودش رو بروز بده!…این زن ،گرچه ِ شاگرد ِ خوب ِ روزگار نبوده که هیچ! گاهی خنگم تشریف داشته!اما بالاخره بازیای روزگار و آدماش و شناخته…قاطی بازی نشده و نمی‌شه…اما دیگه می‌بینه و می‌شناسه این بازیا رو ،مریضیارو…هزار رویی‌ها رو. راستی چه آرامشی داره میانسالی…جوون که بودم به دیدنِ هر نامردی و نازنی و نامردمی‌ای برآشفته می‌شدم…حالا دیگه نه!…درس می‌گیرم و درس پس می‌دم به روزگار… . مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم صفای خلوت خاطر از آن شمع چو گل جویم فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم اینم نصیحت حضرت ِ حافظ ِ جان. دیگه حرفی برای گفتن نیست. تمام و والسلام.

Shabnam Moghadami Instagram – . این تصویر ِ زن ِ میانسال ِ صبور و باتجربه و سرد و گرم ِ روزگار چشیده‌ایه که گرچه دیر اما بالاخره یه چیزایی تو مکتب ِ روزگار آموخته.شاکره که دست ْخالی نیست و اگه جوونی و ساده‌دلی‌شو داده و سختی کشیده،آخرالامر یه چیزایی در چنته داره برای ادامه راه.خیلی باورنکردن ِ آدما و خیلی اعتماد نکردن به اون‌چه می‌بینه و می‌شنوه و ساده نپذیرفتن ِهرچیز و هرخبر و هر جریان و هرگفته و نقل ِ قول رو یاد گرفته…یه گوش در یکی دروازه بودن رو هم…ندیدن ِ ظاهر ِ به ظاهر خیرخواه رو هم…بالاخره بعد ِ عمری، گرچه دیر اما فهمیده آدما چندتا رو می‌تونن داشته باشن…چند وجه، چند بُعد!…و یاد گرفته در مواجهه با هرکدوم از اضلاع! کدوم ضلع ِ خودش رو بروز بده!…این زن ،گرچه ِ شاگرد ِ خوب ِ روزگار نبوده که هیچ! گاهی خنگم تشریف داشته!اما بالاخره بازیای روزگار و آدماش و شناخته…قاطی بازی نشده و نمی‌شه…اما دیگه می‌بینه و می‌شناسه این بازیا رو ،مریضیارو…هزار رویی‌ها رو. راستی چه آرامشی داره میانسالی…جوون که بودم به دیدنِ هر نامردی و نازنی و نامردمی‌ای برآشفته می‌شدم…حالا دیگه نه!…درس می‌گیرم و درس پس می‌دم به روزگار… . مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم صفای خلوت خاطر از آن شمع چو گل جویم فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم اینم نصیحت حضرت ِ حافظ ِ جان. دیگه حرفی برای گفتن نیست. تمام و والسلام.

Shabnam Moghadami Instagram - . این تصویر ِ زن ِ میانسال ِ صبور و باتجربه و سرد و گرم ِ روزگار چشیده‌ایه که گرچه دیر اما بالاخره یه چیزایی تو مکتب ِ روزگار آموخته.شاکره که دست ْخالی نیست و اگه جوونی و ساده‌دلی‌شو داده و سختی کشیده،آخرالامر یه چیزایی در چنته داره برای ادامه راه.خیلی باورنکردن ِ آدما و خیلی اعتماد نکردن به اون‌چه می‌بینه و می‌شنوه و ساده نپذیرفتن ِهرچیز و هرخبر و هر جریان و هرگفته و نقل ِ قول رو یاد گرفته…یه گوش در یکی دروازه بودن رو هم…ندیدن ِ ظاهر ِ به ظاهر خیرخواه رو هم…بالاخره بعد ِ عمری، گرچه دیر اما فهمیده آدما چندتا رو می‌تونن داشته باشن…چند وجه، چند بُعد!…و یاد گرفته در مواجهه با هرکدوم از اضلاع! کدوم ضلع ِ خودش رو بروز بده!…این زن ،گرچه ِ شاگرد ِ خوب ِ روزگار نبوده که هیچ! گاهی خنگم تشریف داشته!اما بالاخره بازیای روزگار و آدماش و شناخته…قاطی بازی نشده و نمی‌شه…اما دیگه می‌بینه و می‌شناسه این بازیا رو ،مریضیارو…هزار رویی‌ها رو. راستی چه آرامشی داره میانسالی…جوون که بودم به دیدنِ هر نامردی و نازنی و نامردمی‌ای برآشفته می‌شدم…حالا دیگه نه!…درس می‌گیرم و درس پس می‌دم به روزگار… . مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم صفای خلوت خاطر از آن شمع چو گل جویم فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم اینم نصیحت حضرت ِ حافظ ِ جان. دیگه حرفی برای گفتن نیست. تمام و والسلام.

Shabnam Moghadami Instagram – .
این تصویر ِ زن ِ میانسال ِ صبور و باتجربه و سرد و گرم ِ روزگار چشیده‌ایه که گرچه دیر اما بالاخره یه چیزایی تو مکتب ِ روزگار آموخته.شاکره که دست ْخالی نیست و اگه جوونی و ساده‌دلی‌شو داده و سختی کشیده،آخرالامر یه چیزایی در چنته داره برای ادامه راه.خیلی باورنکردن ِ آدما و خیلی اعتماد نکردن به اون‌چه می‌بینه و می‌شنوه و ساده نپذیرفتن ِهرچیز و هرخبر و هر جریان و هرگفته و نقل ِ قول رو یاد گرفته…یه گوش در یکی دروازه بودن رو هم…ندیدن ِ ظاهر ِ به ظاهر خیرخواه رو هم…بالاخره بعد ِ عمری، گرچه دیر اما فهمیده آدما چندتا رو می‌تونن داشته باشن…چند وجه، چند بُعد!…و یاد گرفته در مواجهه با هرکدوم از اضلاع! کدوم ضلع ِ خودش رو بروز بده!…این زن ،گرچه ِ شاگرد ِ خوب ِ روزگار نبوده که هیچ! گاهی خنگم تشریف داشته!اما بالاخره بازیای روزگار و آدماش و شناخته…قاطی بازی نشده و نمی‌شه…اما دیگه می‌بینه و می‌شناسه این بازیا رو ،مریضیارو…هزار رویی‌ها رو.
راستی چه آرامشی داره میانسالی…جوون که بودم به دیدنِ هر نامردی و نازنی و نامردمی‌ای برآشفته می‌شدم…حالا دیگه نه!…درس می‌گیرم و درس پس می‌دم به روزگار…
.

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
صفای خلوت خاطر از آن شمع چو گل جویم
فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم
به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل
چه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارم
مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش
فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم
گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند
بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم
سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی
چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم
اینم نصیحت حضرت ِ حافظ ِ جان.
دیگه حرفی برای گفتن نیست.
تمام و والسلام. | Posted on 22/Aug/2023 00:21:46

Shabnam Moghadami Instagram – .
این عالیجناب گلستان از آن قِسم آدم‌هایی‌ست که هیچ خوش ندارم درباره‌ی نکات منفی و نقاط ِ تاریک زندگی و کار و روابط‌شان حرفی بزنم  و حتی اشاره‌ای کنم.به واقع بینی‌ام هم ربطی ندارد.نگفتم نمی‌دانم!گفتم از آن حرفی نمی‌زنم.نمی‌خواهم بزنم.کدام مان گل ِ بی‌خاریم آخر؟؟کدام‌مان بی نقص و بی‌گناه و کاملیم؟!
به جا و به وقتش مگر نقد ِ عملکرد و تفکر و منش ایشان را نخوانده و ندیده ایم؟
اما دلم می‌خواهد حالا که رفته‌اند به نقش ِ مهم و تاثیرگذارشان در سینمای روشنفکری،به بنیان‌گذاری ِ استودیو گلستان…به تاثیرِ بی‌تردیدشان بر فروغ ،تا ستاره‌ی شعر ِمعاصر ِ ایران زمین باشد،به ساختن ِ«خشت و آینه»و «اسرار گنج دره جنی»،به پروردن ِ کاوه گلستان ،به این‌که نخستین جایزه‌ی جهانی را برای سینمای ایران به ارمغان آورده‌اند،به اینکه «خانه سیاه است»ِ فروغ را تهیه کرده‌اند ،به اینکه «آذر،ماه آخر ِ پاییز» را نوشته‌اند و…هزار اثرگذاری مثبت دیگر ایشان فکر کنم و درباره‌ی آن‌چه گفته و کرده‌اند بیشتر بخوانم و بدانم.گوشم را هم به روی حرف‌های خاله‌زنکی و عمومردکی می‌بندم.
تمام و والسلام.
غرق نور باشید آقا…نادیده گرفتن و حدف ِ شما از ادبیات و سینمای ایران غیرممکن است…و تلاش ِ تلاشگران ِاین امر ِ بیهوده نیز،بیهوده است.

#ابراهیم_گلستان
#مفاخر_ایران 
#فرهیختگان 
#فرهیختگان_معاصر_خود_را_بهتر_بشناسیم
#سینمای_موج_نو
#سینمای_روشنفکری 
#فروغ_فرخزاد
Shabnam Moghadami Instagram – .
#شبكه_مخفى_زنان  امروز پخش نخواهد شد.
پس
منتظرمون نباشین!
نمی‌آیم!
دلیلش ؟ نمی‌دونیم!
تا‌ کی؟ نمی‌دونیم!
همین‌قدر می‌دونیم که دیگه از دهن‌افتاد! 
تمام و والسلام!

#نماوا
#افشین_هاشمی 
#شبکه_نمایش_خانگی 
#شبکه_مخفی_زنان 
@hashemi.afshin 
@monafarjad 
@yaldaabbasi_zanjani 
@shaghayeghdehghanofficial

Check out the latest gallery of Shabnam Moghadami