Esmael Barari Instagram – مادرم میگفت من امروز غروب در انزلی بدنیا اومدم و تمام شب تا صبح، باران سیلآسا باریده است☔️ شاید همین داستانهای کودکی مرا به طبیعت باران علاقمند کرده باشد.
بچه که بودم، میپنداشتم که باران همزاد منست. باور کرده بودم که در هر فصل و ماه از سال، اگر حتی یک سر کوتاه به خانه در رشت بروم، باران می بارد… و عجیب اینکه میبارید!💦
یکبار در وسط تابستان با اتوبوس از شهر رشت عبور کردم و حتی توقف هم نداشتم و از دلم گذشت که اینبار دیگر نمیشود! حتی لحظه ای از این فکرم نگذشتهبود که برف پاک کن راننده شروع بکار کرد🌧 و من شیشه کناری را باز کردم و دستم را بیرون بردم تا از باران خیس شود.
اراده میکردم، باران میآمد! یک بار در تهران، در دفترم خودم را به چالش کشیدم و طلب باران کردم و در برابر چشمان حیرتزدهام، اون روز زیر باران به خانه برگشتم.
اما سالهاست که این بازی تمام شده است. انگار کودکی درونم برای این پندارها، بزرگ شده و تمام شدهاست و دیگر مردی بیباران شدهام! | Posted on 26/Oct/2023 10:37:11
Check out the latest gallery of Esmael Barari



