Marjaneh Golchin Instagram – این داستان اخرش قشنگ پس تا انتها بخونید😁
از قدیم گفتن ماه پیشونی من و کجا میشونی
این ماه پیشونی ما هم چون خیلی وقته به حالت کسوف در اومده درم نمیخواد بیاد هی میبره جاهای بد بد میشونه خوب تاریک چشمش نمیبینه بنده خدا 🌚
هزارو یک دلیل دارم این و میگما یکیش همین پریدن اخرم بود 🛫🛬 که ایکاش به جای پریدن ور میپریدم چرا؟ صبر داشته باشین هنوز به جاهای بودارش نرسیدم🤧
اقا ما قرار بود یه شب از سفر زودتر برگردیم خودم گفتم حالا که همه چی عالیه🥹 ، کمی سرما خوردم 😪 تو تبم میسوزم🤒 😬 بس صدام خروسکه، استخونهام خورده ،😵💫 نمیتونم پاشممممممممم😫 یه شب دیرتر برگردیم من بتونم بیام🤒🤕
اقا گفتند باشه فرداش امدیم قرار بود اول تویه ساعت دیگه با یه پرنده 🛩 دیگه بپریم که ماه پیشونی🌚 نذاشت گفت بیااااا واست سوپرایز دارم🥹 اقا ما بازهم مثل همیشه تسلیم🫡 سوار این پر، پرک شدیم شماره صندلیمون اون وسطا مسطا بود تازه جاگید شده بودیم و گرم عکس گرفتن با هموطنای زیبارومون👩 بودیم که به خاطر لطف و محبت سر مهماندار عزیز که بسیار هم محترم بودند دعوت شدیم که خانم گلچین اون عقب چرا؟ بفرمایید جلو هم هواش بهتره هم دل باز تره ، ماهم بادی به گلو انداختیم و نگاهی به همراهانمون انداختیم که تا من و دارین غم نداشته باشین مثل یک ژنرال پرچمدارو پر غرور رفتم به جلو یاران هم یکی یک بنده خداها با ساک و کوله پشت سر ژنرال که ما باشیم😎🫡 رفتیم و رفتیم تا به جایگاه لژ نشینش رسیدیم، در ظاهر همه چی اروم بود ما همه خوشحال بودیم همه میخندیدیم تا اینکه حمله های شیمیایی بدون اژیر خطر از دو طرف من ویارانمو محاصره کرد نگو در دوسمت لژ نشین ما دو در پرسی واقع شده که w_cیا همون توالت خودمونه🚽🪠ترکش بوووووو نگم براتون من نمیدونم چرا همه با ما لج کرده بودند شورشی همه تو صف برای توالت🫣 مهندس محترم پرواز و یاران که دیدند من رنگم😨کبود شده در شرف🤮اینم لطف کردند من و یاران همراهم رو یکی دو تا دونه از محل خلا دور کردند پنجره که نداشت ، هواکشم خراب سه ساعتم راه پرنده🛫🛬مهاجر ما هم هی خوشش امده بود توی این چاههای هایی هوایی بالانس میزد چاه توالت ما رو هم هی همش میزد مهماندار محترمم هی میخواست ابرو داری کنه با یه خوشبو کننده که بیشتر بوی امشی میداد مدام فیسسسسسسسسسسس میزد تو هوا و ما دور از جونمون مثل حشرات به دام افتاده تو شکم این پرنده رو هی بیحال و بیحالتر میکرد من خیلی عصبانی شدم😡 که اقاس مهندس عزیز من واگاه، توجیه ، و ارامم کرد اصولا من همینطورم خیلی زود اگاه ، توجیه ، و ارام میشم ادامه داستان در کامنت … | Posted on 02/May/2024 23:57:18
Check out the latest gallery of Marjaneh Golchin



