Sahar Valadbeygi Instagram – 🤍
به آهستگی راه میرفت.
به آهستگی نفس میکشید.
به آهستگی احساساتش را تجربه میکرد.
و به آهستگی به درون خودش نزدیک و نزدیک تر میشد.
این آهستگی را دوست داشت.
فهمیده بود زندگی در آهسته بودنها قابل لمس است،
و فهمیده بود به همین علت انسانها به درد احتیاج دارند.
تا کمی سرعتشان کم شود،
آهسته شوند،
تا شاید بتوانند گاهی چشمانِ زندگیشان را ببینند.
و متوجه شوند که آسیب از سرعت است و سرعتها از انتظارات و رویاها!
و زندگی، جریانی آهسته در لابه لای رویاها و انتظارات.
اکنون، به چشمان زندگیاش نگاه میکرد.
مدتها بود دیگر برای ارتباط با زندگیاش به دردی احتیاج نداشت، البته که اگر دردی وارد میشد حبیب خانهی قلبش بود اما گویی آهستگیها به او کمک میکردند بدون دردهای تذکر دهنده، به زندگیاش وصل باشد.
چشمان زندگیاش را دوست داشت.
و برای اولین بار احساس میکرد، زندگی هم او را دوست دارد.
متن #پونه_مقیمی
@_poune_ | Posted on 27/Sep/2023 15:00:23



