گفت: دیوانگی شاخ و دم ندارد وقتی آدم به آدم های دیگر شباهت نداشته باشد دیوانه محسوب میگردد گفتم: اگر همه مردم دیوانه بودند تا حالا همدیگر رو خورده بودن گفت: نکته همینجاست که آفت عالم و بلای جان بنی آدم همیشه نیم عقلا و نیم ديوانگان بوده اند و الا از آدم تمام عاقل و تمام دیوانه ،اگر فرضا پیدا شود هرگز سر سوزنی آزار نمی رسد دارالمجانین Photo by: @omidpic
روز جهاني تياتر مبارك اميدوارم شرايط خيلي بهتري براي اين هنر و هنرمندان اين عرصه در سرزمينمون فراهم بشه و مهربانانه تر باهاش رفتار بشه عكس مربوط به نمايش “شب” هستش كه در سال ٩٧ در تماشاخانه شهرزاد با تعداد محدودي اجرا به روي صحنه رفت
زیر نظر
بله ممکن است دیگران رفتار ما را نفهمند، اما چه باید کرد؟ اگر دیگران انتظار داشته باشند که فقط کارهایی انجام دهیم که آنها بفهمند و تصمیمهایی بگیریم که آنها دلیلش را درک کنند عملا انتظار دارند زندگی، سطح درک آنها و نگاه آنها به زندگی باشیم بگذار بگویند غیرمنطقی یا ضد اجتماعی هستیم اما به این میارزد که خودمان باشیم تا زمانی که رفتار ما و تصمیمهای ما به کسی آسیبی نمیزند ما توضیحی به کسی بدهکار نیستیم چقدر زندگیها که با این توضیح خواستنها و تلاشهای بیهوده برای قانع کردن دیگران بر باد رفتهاند اریک فروم
جرأت کنید راست و حقیقی باشید جرأت کنید زشت باشید اگر موسیقی بد را دوست دارید رک و راست بگویید خود را همان که هستید نشان دهید این بزک تهوع انگیز دوروئی و دو پهلویی را از چهره روح خود بزدایید با آب فراوان بشوئید رومن رولان
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست دویدم چشم فرستادی برام تا ببینم که دیدم پرسیدم این آتشبازی تو آسمون معناش چیه کنار این جوب روون نعناش چیه این همه راز این همه رمز این همه سر و اسرار معماست؟ آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله حسین پناهی Photo by: @pouya.kamrani.pv
قیمت
نمیتوانیم چیزی بالاتر از زندگی را بیافرینیم نمیتوانیم دستهایی را که خنجر میزنند کوتاه کنیم نمیتوانیم دهانها را ببندیم نمیتوانیم قدمی به عقب بگذاریم و مسیر را تغییر دهیم بعضی از ما آدمها حتی نمیتوانیم مُشت که میخوریم تلافیاش را جایی در کنیم یا با هرکس شبیهِ خودش رفتار کنیم ما تنها میتوانیم دوست داشته باشیم میتوانیم عشق بورزیم به انگیزههای کوچکی که در دردهای بزرگمان پنهاناند Designing by: @shaaneart
شما ميتوانيد تا صدسالگي زندگي كنيد به شرط آنكه تمام چيزهايي كه ميخواهيد به خاطرشان تا صدسالگي زندگي كنيد را رها كنيد وودی الن
خود کودکیم و خود بزرگسالیم ما کودکان بزرگی هستیم که بین احساسات کودکی و زندگی بزرگسالی وا ماندهایم میترسیم که انتخاب کنیم میترسیم که مستقل باشیم میترسیم که مسئولیت بپذیریم میترسیم که جدا باشیم و جدا ببینیم میترسیم که تأیید نشویم میترسیم که قضاوت بشویم میترسیم که پذیرفته نشویم میترسیم که نیازمان را بگوییم ما شادی و آزادی را به ترس فروختهایم و اینجا و اکنون کودکان مضطربی هستیم ، در حال فروختن خود به گذشتهمان
سکانس ۱۴۰۲/۱۲/۲۰ / روز / داخلی – خارجی
دوربین بیرون یکی از اتاقهای داخل لوکیشن قراردارد
عوامل در ظاهر آماده گرفتن سکانسی هستن
من بی خبر از همه جا آماده ام برای ورود به اتاق و گفتن دیالوگهایم
سه دو یک ، حرکت
کارگردان به من ورود به صحنه را اعلام میکند
من وارد اتاق میشوم و شروع به دیالوگ گفتن میکنم
غافل از اینکه بیرون چه خبر است
دو تا از بچه های صحنه با عجله پتویی را در مقابل در ورودی اتاق میگیرند تا من اتفاقات بیرون را نبینم
با شمردن مدیر برنامه ریزی پروژه ، مسعود حقی ، پتو کنار میرود و…
از تک تک بچه های پروژه که به یادم بودن و تولدم رو امسال سر کار جشن گرفتن ، ممنونم
قطعا یکی از به یادموندنی ترین تولد های زندگیم خواهد بود
خوشحالم از داشتن رفقایی مثل شما وخدارو شکر میکنم
ممنونم از آقای شیخ طادی عزیز که همیشه همراه هستن
ممنونم از آرش مجیدی ، رفیقی خوب و هم بازی ای کاربلد و حرفه ای که به یادم بود
ممنونم از آقای کریمی ، مدیر فیلمبرداری دوست داشتنیمون که این لحظه رو با دوربین پروژه ثبت کردن
و ممنونم از بچه های گروه کارگردانی و برنامه ریزی،
سعید ، حسن و امیر که این ویدئوها رو واسه من گرفتن
پ.ن: خدا رو شکر به خاطر همین دلخوشی های کوچیک
خیلی حس عجیبیه یه عمر از مرگ میترسیدیم الان از زندگی نماهایی از سریال ‘ داستان یک شهر Photo by: @nader_pirzadeh
خیلی حس عجیبیه یه عمر از مرگ میترسیدیم الان از زندگی نماهایی از سریال ‘ داستان یک شهر Photo by: @nader_pirzadeh
خیلی حس عجیبیه یه عمر از مرگ میترسیدیم الان از زندگی نماهایی از سریال ‘ داستان یک شهر Photo by: @nader_pirzadeh
خیلی حس عجیبیه یه عمر از مرگ میترسیدیم الان از زندگی نماهایی از سریال ‘ داستان یک شهر Photo by: @nader_pirzadeh
رفیق بی کَلَک
حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست، بیمار است معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند نه احمق احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند بیشعور ها اما داستان شان با احمق ها فرق دارد کسی که ساعت سه صبح بوق میزند، بیشعور است کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند، بیشعور است کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود، بیشعور است این ها بیشعورند حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پرفسور بیشعور احمق بودن درد ندارد، درمان هم ندارد، ربطی هم به شعور ندارد بیشعوری از جای دیگری می آید از خانه و مدرسه، از سرانه مطالعه، از خود شیفتگی، از بی وجدانی، از مرکز فرهنگ فاسد بیشعوری واگیر دارد هم درد دارد و هم درمان مشکل ما، احمق ها نیستند مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند مشکل ما، بیشعور ها هستند یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمیاره شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه این شعور است که راه استفاده درست و یا غلط از سواد رو به ما میگه شعور رو به کسی نمیشه آموزش داد یک انسان میبایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند بخشهایی از بیشعوری نوشته خاویر کرمنت Photo by: @mahsa.ghasemi_._
بعضی آدم ها را نمیشود داشت فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها اصلا به آخرش فکر نمی کنی آنها برای اینند که دوستشان بداری آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست این آدم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم در کنج دلت تا ابد یک جور خاص دوست داشته خواهند شد بابا لنگ دراز – جین وبستر
خنده های از ته دل Photo by: @hassanshojaeiofficial
میخندم اما تو باور نکن
این روزها روزهایی که دلخوشیها کوچیک و خوشحالیها کوتاه و زودگذره بیشتر به سکوت میگذره و انتظار