Pantea Bahram Instagram – پانزده ساله بودم. شاید هم کمی کمتر. همراه دختر خاله و پسر خاله ام ( هم او که سال کرونایی و به دلیل نرسیدن واکسن و داروی موثر از دستش دادیم ) داشتیم قدم میزدیم و به حکم سن و شادابی نوجوانی می خندیدیم. ناگهان با حمله ی آمرانِ معروف (البته آنوقتها این جانداران را کمیته خطاب میکردیم.)روبرو شدیم. أمر کردند که من دیگر کفش ساقدار نپوشم !!! و پسر خاله جان که روحش در آرامش باد، تی شرت آستین کوتاه!!!
پانزده ساله بودیم و شاید هم کمی کمتر. هنوز و حالا وقتی می نویسم که آنروزِ مسخره ی پُر تحقیر بر ما چه رفت ضربانم به هزار میرسد. طپشی نفس گیر که هنوز و بعد از سی و اندی سال فَکَم را قفل میکند از خشم.
جوراب سفید. کفش ساقدار. چند تار مو. حتی مانتوی خیلی بلند(چون مُد روز بود!!)و خنده خنده ی از ته دل و… جُرم نا بخشودنی ما بود در کشورِ مِهر و حقوق بشر !!!و هست هنوز.
مرگ کسب و کار شماست و ما خود غنائمِ جنگی که از پیش باخته ایم !
#نه به هرگونه رفتار و گفتارِ وحشیانه و غیر انسانی مبتنی بر ایدئولوژی
#مهسا_امینی
#نه_به_گشت_ارشاد
#نه_به_خشونت_علیه_زنان | Posted on 17/Sep/2022 20:49:02



