Hadis Miramini Instagram – زنى است که با دست خنده اش را می پوشاند تا دندان هایش دیده نشود.
به پرتگاهی غمانگیز نزدیک میشود،
شرم است، شرم از آلونکی که در آن زندگی می کنی
و از درآمد ناچیز پدر، و چیزهایی که با آن نمیتوانی بخوری، و بپوشی!
از چاقی و موهای کم پشت،
از سرخی جوشهای صورت،
جیب خالی و تظاهر به سیر بودن!
از بیماری که در درونت سر برکشیده، با بلیط یک طرفهای در دستان سرد و سیاهش به دیار نیستی،
و پولی که نداری تا سِحرش را باطل کنی!
شرمزده از شرمزدگی!
آه شرم، که چه نفرین شدهای!
که چه آشکاری!
که چه جنایت پیشه و واقعی هستی!
از ناتوانی در خواندن و وانمود کردن به توانایی!
از شرمی که نمی گذارد از خانه بیرون بروی!
از بی طاقتی فروشنده سوپر مارکت در شمردن پولهای خوردت!
از آره، پدر من هم در فلان جا کار می کند!
از پیاده شدن در مقابل خانهای زیبا و پنهان شدن در سایه درختان و تماشای دور شدن دوستان و بازگشتن به خانه در آن سوی شهر، خسته و تنها!
از کاهش دیوانه وار برای داشتن!
از گرم نشدن در زمستان!
رویای خانه و ماشین!
از اینکه بدانی این رویاها چقدر چقدر کوچکاند، چقدر کوچکاند!
بهمن ٠٣
ور رود سالا | Posted on 25/Jan/2025 07:10:24



