Mahsa Hejazi Instagram – حواسم پرت میشه که کسی کنارم نشسته یا کسی ممکنه دوربینش رو بیاره بالا و ازم عکس بگیره. میرم اون دختربچهی شیش ساله رو میبینم. وسط ظهر تابستون توی کوچهای که پرنده پر نمیزنه و آفتاب، قیرِ زیرِ آسفالت رو به جوش آورده. پای چپش لای میلههای آهنیِ پلِ روی جوب گیر کرده. مامانش رو صدا میزنه، خواهرش، برادرش، بابا هم که مثل همیشه نیست. کسی صداش رو نمیشنوه. ناامید میشه و فکر میکنه شاید تا اخر روز کسی به دادش نرسه. نگران میشه که نکنه پاش تا همیشه لای این میلهها گیر کنه. خب بچهاس و زود میترسه. یه خانم خیلی بزرگ رو از دور میبینه که به سمتش میاد. جلوش زانو میزنه و میگه گریه نکن. آروم پاش رو از لای میلهها بیرون میکشه و دمپایی صورتیش رو پاش میکنه. فکر میکنه این خانم غریبهاس؟ چرا انقدر آشناس؟ خانم مودب و مهربونه. ازش میپرسه میشه بغلت کنم؟ دختر جوابی نمیده. خانم بغلش میکنه. یه قطره اشک میریزه که دلیلش رو دختر نمیفهمه. خانم به دختر میگه: اسم منم مهساست.اومدم بهت بگم من خیلی دوستت دارم. و غیب میشه.
فرناز میگه اِیردراپ گوشیت رو روشن کن. این عکس رو میفرسته. خانم به جهان واقعی میاد و این عکس رو روی صفحهی اینستاگرامش پست میکنه.
.
.
@farnaz.jangjoo | Posted on 01/Dec/2024 19:42:09
Check out the latest gallery of Mahsa Hejazi



