من و لنای عزیزم یلدا رو بهتون تبریک میگیم یلدا مبارک🍉 عمرتون به بلندی یلدا
این فقط یک عکس نیست این معنی رفاقتهای واقعی و طولانی ماست تو این سالها رفاقتهایی که ارزشش یک دنیاست ما باهم تو این حرفه عمر گذروندیم بی شیله پیله و مناسبتهای امروز ما با هم زندگی کردیم دختر مهران رو میبینم که یه دنیا عشقه یا سید جواد عزیز که با یه عالمه ذوق میگه نوه م رو امشب اوردم اکران فیلم و حتی خودم که وقتی به لنا نگاه میگنم هنوز باورم نمیشه داره میره کلاس اول! از خودم میپرسم چجوری اینهمه سال گذشت؟؟؟ و در نهایت میدونم که همه چیز میگذره و تموم میشه بجز دوستی و حال خوب ♥️♥️♥️♥️♥️دوستون دارم #سید_جواد_هاشمی #الیکاعبدالرزاقی #مهران_غفوریان #محمد هادی_عطایی #اامیر_غفارمنش #نیوشا_ضیغمی
این فقط یک عکس نیست این معنی رفاقتهای واقعی و طولانی ماست تو این سالها رفاقتهایی که ارزشش یک دنیاست ما باهم تو این حرفه عمر گذروندیم بی شیله پیله و مناسبتهای امروز ما با هم زندگی کردیم دختر مهران رو میبینم که یه دنیا عشقه یا سید جواد عزیز که با یه عالمه ذوق میگه نوه م رو امشب اوردم اکران فیلم و حتی خودم که وقتی به لنا نگاه میگنم هنوز باورم نمیشه داره میره کلاس اول! از خودم میپرسم چجوری اینهمه سال گذشت؟؟؟ و در نهایت میدونم که همه چیز میگذره و تموم میشه بجز دوستی و حال خوب ♥️♥️♥️♥️♥️دوستون دارم #سید_جواد_هاشمی #الیکاعبدالرزاقی #مهران_غفوریان #محمد هادی_عطایی #اامیر_غفارمنش #نیوشا_ضیغمی
این فقط یک عکس نیست این معنی رفاقتهای واقعی و طولانی ماست تو این سالها رفاقتهایی که ارزشش یک دنیاست ما باهم تو این حرفه عمر گذروندیم بی شیله پیله و مناسبتهای امروز ما با هم زندگی کردیم دختر مهران رو میبینم که یه دنیا عشقه یا سید جواد عزیز که با یه عالمه ذوق میگه نوه م رو امشب اوردم اکران فیلم و حتی خودم که وقتی به لنا نگاه میگنم هنوز باورم نمیشه داره میره کلاس اول! از خودم میپرسم چجوری اینهمه سال گذشت؟؟؟ و در نهایت میدونم که همه چیز میگذره و تموم میشه بجز دوستی و حال خوب ♥️♥️♥️♥️♥️دوستون دارم #سید_جواد_هاشمی #الیکاعبدالرزاقی #مهران_غفوریان #محمد هادی_عطایی #اامیر_غفارمنش #نیوشا_ضیغمی
این فقط یک عکس نیست این معنی رفاقتهای واقعی و طولانی ماست تو این سالها رفاقتهایی که ارزشش یک دنیاست ما باهم تو این حرفه عمر گذروندیم بی شیله پیله و مناسبتهای امروز ما با هم زندگی کردیم دختر مهران رو میبینم که یه دنیا عشقه یا سید جواد عزیز که با یه عالمه ذوق میگه نوه م رو امشب اوردم اکران فیلم و حتی خودم که وقتی به لنا نگاه میگنم هنوز باورم نمیشه داره میره کلاس اول! از خودم میپرسم چجوری اینهمه سال گذشت؟؟؟ و در نهایت میدونم که همه چیز میگذره و تموم میشه بجز دوستی و حال خوب ♥️♥️♥️♥️♥️دوستون دارم #سید_جواد_هاشمی #الیکاعبدالرزاقی #مهران_غفوریان #محمد هادی_عطایی #اامیر_غفارمنش #نیوشا_ضیغمی
یک روز بیدار میشی و میبینی همه کابوسات به واقعیت تبدیل شدن حالا تو موندی و ویرونهای از هر چی که سالها با جون و دل ساخته بودی. هیچچی شبیه قبل نیست… بهت زده و ترسیده از آدما، از آدمنماهایی که نقاباشون افتاده… از دنیایی که پر از تنهاییه. به خودت نگاه میکنی و میبینی روحت تیکهتیکهست… اما باید بلند شی و دوباره بسازی… به خاطر کسی که پاره وجودته اون تیکهای از وجودت که خودش یه جهانه 💛 پا میشی… تیکههای وجودتو جمع میکنی و کنار هم میزاری و یهو یه «منِ جدید» به دنیا میاد… منی که نگاهش عوض شده، پختهتر و عمیقتره اونجاست که میفهمی شکستت دلیلی داشته همون چیزی که بهش میگن «مصلحت الهی»… من با تکتک سلولام این مسیر رو زندگی کردم… و از دلِ شکست، راهی ساختم رو به سپیدی 🤍✨ #نیوشا_ضیغمی
♥️♥️♥️♥️شبتون زیبا #کیش
فرصت زندگی خیلی کوتاه است هر روز بیشتر تلاش میکنم اثری در این جهان باقی بگذارم ، تا زمانی که دیگر در این جهان نیستم یادی نیک به یادگار بماند♥️
خیلی کوچک بودم پدرم عاشق سینما بود اولین باری که نام ایشان را شنیدم ان موقعی بود که فیلم باشو غریبه کوچک اکران شده بود پدر و مادرم من را با خودشان به سینما بردند برایم جذاب بود چهره با صلابت زنی که بعدها فهمیدم نامش سوسن تسلیمی بوده ، و حرفهای پدرم در بازگشت از سینما که نام بهرام بیضایی را جوری میبرد که در ذهن من حک شد. بعدها که بزرگتر شدم و عاشقانه سینما را دنبال میکردم اسطوره ادبیات تاتر و سینمای ایرانم را شناختم ، الحق که قلمش نظیر نداشت و ندارد و ما چقدر بیچاره ایم که سالهای زیاد حضور پر افتخار ایشان را از دست دادیم بعدتر بازیگر شدم ، تازه دومین فیلم سینمایی م بود ،برای تمرین بیان در فیلم شوریده به گروه تاتری ایشان که قرار بود اجرایی در تاتر شهر داشته باشند معرفی شدم ، از خوشحالی سر ار پا نمیشناختم روز اول تمرین بود از استاد بیان پرسیدم جناب بیضایی تشریف میاورند ؟ ایشان گفتند بله و من را به مکانی که تمرین داشتیم هدایت کردند بعد از مدتی صدایی شنیدم ، ،صدای استاد بود قلبم داشت از جا درمیامد باورم نمیشد که قرار است بیضایی بزرگ را از نزدیک ببینم اجازه گرفتم و رفتم به ایشان سلام کردم و تشکر کردم از اینکه اجازه دادند همراه گروهشان باشم ان روزها را تا ابد مو به مو در ذهن دارم. چند سال گذشت …. جشنواره فیلم فجر بود ، پس از نمایش فیلم ،(وقتی همه خوابیم ) در نشست خبری این فیلم اتفاقی افتاد که برایم باور نکردنی بود!! اصحاب رسانه و منتقدین چنان به ایشان تاختند که برای من تازه وارد به سینما باور نکردنی بود ، ایشان پاسخشان را دادند . اما بعد از آن برای همیشه از ایران رفتند و دیگر فیلمی نساختند و امروز ما ایشان را برای همیشه از دست دادیم و بدا به حال ما که چنین شخصیت بزرگی را دیگر نداریم تنها چیزی که حالا و با این تجربه میدانم ، این است که اگر استاد بزرگ ،بهرام بیضایی، تنها یکی از کتابهایش و یا تنها یکی از فیلمهایش را فقط نوشته و یا ساخته بود ما باید تا همیشه حرمتش را نگه میداشتیم جایشان تا همیشه خالی🖤
#اکران ♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️
کپشن مهم 👇💥 خبر دارین نئو بانک جدید با یه عالمه فروشگاه زنجیرهای و غیر زنجیرهای اقساطی تو کشور ایجاد شده که برای اولین بار شما میتونید اعتبار رو خیلی سریع ازش اجاره کنید برای اطلاعات بیشتر به این پیج سر بزنید💌 با نئو بانک توانا، فراتر از بودجه ات زندگی کن!👌 ثبت نام و اجاره اعتبار: https://neo.tavanapay.ir @tavanapay @tavanastore.ir
میخوام یه رازی رو بهتون بگم روزی بود که فکر میکردم تمام جهان روی سرم آوار شده و هیچ امیدی نداشتم ،هر انچه که ساخته بودم به یکباره نابود شد تاکید میکنم هر آنچه از ابتدا تا آنروز شاید اون روز سیاه ترین تاریخ زندگیم بود فصل بهار بود روی یک صندلی تنها نشسته بودم حالم از زندگی و آدمها و همه چیز به هم میخورد ، از همه چیز بیزار بودم به مرگ فکر میکردم و اشکام بند نمیومد با صدای مامان گفتن لنا در اطاق باز شد سریع اشکم رو پاک کردم و با لبخندی ساختگی گفتم جانم یادم نیست چی گفت مثل همیشه حرفی کودکانه یا خواسته ای به چشماش نگاه کردم شرم عالم از فکرهای تو سرم به دلم نشست به خودم گفتم نیوشا بلند شو قوی باش تو مادری و مادر بودن خیلی کلمه بزرگیه بلند شو و دوباره همه چیز رو بساز بخاطر لنا و خودت از همون روز به خودم قول دادم شاید سخت ترین ها رو در دو سالی که گذشت تجربه کردم چیزهایی که در کابوس شبهام ندیده بودم اما همونها شد شروع رشد و بلوغ دوباره من شد سر آغاز جدایی از بندها بندهایی که با وابستگی به ظواهر زندگی به دست و پا و روحم بسته بودم رنج های برام تبدیل شد به موهبت الهی و من رو تبدیل کرد به یک انسان تازه درست مثل پروانه ای که از پیله تاریک خودش بیرون میاد و دنیای جدیدی رو میبینه به طرز شگفت انگیزی تمام بیخودیهای اطرافم حذف شدند رفتند آنهایی که باید میرفتند ماندند آنهایی که باید میماندند و امدند آنهایی که بودنشان درست شبیه معنی تازه زندگی ام بود وامروز من به خود تازه ام سلام میکنم دنیای تازه ام را عاشقانه دوست دارم و یاد گرفتم که رنج انسان را بزرگ میکند من تولد دوباره ام رو مدیون رنج هستم♥️ #نیوشا_ضیغمی #زن #مادر
میخوام یه رازی رو بهتون بگم روزی بود که فکر میکردم تمام جهان روی سرم آوار شده و هیچ امیدی نداشتم ،هر انچه که ساخته بودم به یکباره نابود شد تاکید میکنم هر آنچه از ابتدا تا آنروز شاید اون روز سیاه ترین تاریخ زندگیم بود فصل بهار بود روی یک صندلی تنها نشسته بودم حالم از زندگی و آدمها و همه چیز به هم میخورد ، از همه چیز بیزار بودم به مرگ فکر میکردم و اشکام بند نمیومد با صدای مامان گفتن لنا در اطاق باز شد سریع اشکم رو پاک کردم و با لبخندی ساختگی گفتم جانم یادم نیست چی گفت مثل همیشه حرفی کودکانه یا خواسته ای به چشماش نگاه کردم شرم عالم از فکرهای تو سرم به دلم نشست به خودم گفتم نیوشا بلند شو قوی باش تو مادری و مادر بودن خیلی کلمه بزرگیه بلند شو و دوباره همه چیز رو بساز بخاطر لنا و خودت از همون روز به خودم قول دادم شاید سخت ترین ها رو در دو سالی که گذشت تجربه کردم چیزهایی که در کابوس شبهام ندیده بودم اما همونها شد شروع رشد و بلوغ دوباره من شد سر آغاز جدایی از بندها بندهایی که با وابستگی به ظواهر زندگی به دست و پا و روحم بسته بودم رنج های برام تبدیل شد به موهبت الهی و من رو تبدیل کرد به یک انسان تازه درست مثل پروانه ای که از پیله تاریک خودش بیرون میاد و دنیای جدیدی رو میبینه به طرز شگفت انگیزی تمام بیخودیهای اطرافم حذف شدند رفتند آنهایی که باید میرفتند ماندند آنهایی که باید میماندند و امدند آنهایی که بودنشان درست شبیه معنی تازه زندگی ام بود وامروز من به خود تازه ام سلام میکنم دنیای تازه ام را عاشقانه دوست دارم و یاد گرفتم که رنج انسان را بزرگ میکند من تولد دوباره ام رو مدیون رنج هستم♥️ #نیوشا_ضیغمی #زن #مادر