Masih Alinejad Instagram – .
نیلوفر آقایی، دختری جوان که در جریان انقلاب زن زندگی آزادی، از ناحیهی چشم هدف گلوله قرار گرفت، چند روز پس از وایرال شدن ویدیوی عروسی دختر شمخانی، عکسی از خودش در روز عروسی را در اینستاگرام منتشر کرد. در آن عکس، او در لباس سفید عروسی ایستاده و گل تور عروسیاش روی چشمی که جمهوری اسلامی از او گرفت را پوشانده است.
او همراه انتشار این عکس نوشت:
«پنج و نیم صبح بیدار شدم که برم آرایشگاه.
رفتم دست و صورتم رو بشورم و شروع کردم با چشمم حرف زدن:
«امروزو با من راه بیا، اذیتم نکن، برات جبران میکنم»
ولی همون اول صبح، وقتی کرم مرطوبکننده رو زدم و پنج دقیقه بعد خشک شد، فهمیدم روز سختی در پیش دارم…
ساعت ۹ صبح – آرایشگاه
هانیهجون، من یه لحظه برم دستشویی؟
رفتم تو و با دستهام چشمهامو باد میزدم که اشکم درنیاد. دوباره کرم زدم و زیر لب گفتم:
«خیلی نامردی، روز عروسیم داری ده برابر همیشه اذیتم میکنی!»
وسط روز – در حال عکاسی
فیلمبردار که از ماجرای چشمم خبر نداشت، کلافه شده بود.
میگفت: «نیلوفرجان، تو رو خدا یه کم پلک زدنت کمتر شه، من سریع ویدیو رو میگیرما!»
منم میگفتم: «باشه باشه، فقط یه لحظه صبر کنین، من کرم چشممو بزنم…»
بعد از ظهر – بعد از عکاسی
تقریباً هر هفت، هشت دقیقه یه بار میگفتم:
«علی عزیزم، کرم چشممو از جیبت میدی؟»
یه سرماخوردگی ناگهانی هم باعث شده بود خشکی چشمم بدتر بشه.
شب – وسط مراسم
مهمونا: «نیلوفرجون، عکس بگیریم؟»
من: «آره عزیزم، فقط یه لحظه کرم چشمم رو بزنم »
خلاصه از پروتزم دلخور بودم که همهی اذیتایی رو که روزای معمولی نمیکرد، گذاشته بود برای روز عروسیم!
با این حال، از خودم ممنونم که روحیهمو حفظ کردم، نذاشتم روزم خراب شه، از وسط مجلس تکون نخوردم و تا آخر با لبخند رقصیدم.
علی هم حواسش به من بود.
اشک تو چشمهام جمع شده بود، ولی نگهش داشتم — حتی وقتی مامان و بابا اشک ریختن، من نریختم، چون یه قطره اشک میتونست بهونهای بشه برای سوزش و درد بیشتر چشمم… و اونجا وقتش نبود.»
دلنوشتهای که خواندنش درست چند روز پس از انتشار ویدیوی عروسی مجلل دختر شمخانی ما را به یاد دریای خونی انداخت که بین ما و آنها برای همیشه فاصله انداخته است.
#زن_زندگی_آزادی
#نیلوفر_آقایی
nilooofar_aghaee@ | Posted on 23/Oct/2025 14:04:52



