Home Actor Mehran Modiri HD Instagram Photos and Wallpapers July 2017 Mehran Modiri Instagram - ساعت پنج عصر: یک فانتزی رئال درباره ی اینجا و امروز امیر پوریا در #ساعت_پنج_عصر مهرداد پرهام (سیامک انصاری) یک صبح تا شب را به ترتیب با بدبیاری، بن بست و کابوس می‌گذراند. از معصومیت و حس همدلی با آدم ها و این که می خواهد شهروند محترم و معقولی باشد، یک به یک و نا به جا سیلی می خورد و لحن فیلم هر‌چه پیشتر می رویم، به #ابسورد نزدیک تر می شود و در نتیجه، این فیلمی است که به احتمال زیاد تصویر عینی اش از تهران و آدم ها و مناسبات شان، به ظاهر برای بیننده عجیب به چشم می آید. درست به همان دلیل که با اغراق یا شاید بهتر باشد بگوییم افراط در شیوه پرداخت فانتزی، سال هاست که بیگانه است. دست کم فانتزی در دل فضای ظاهراً رئال را خوب به جا نمی آورد. آن اواخر که تنها یک بار و چند لحظه اشک در چشمان مرد طفلکی برق می زند و سیامک انصاری ماهرانه آن را در حلقه ی چشم باز می دارد، هر آدم ِ زندگی‌کرده در این حوالی و حواشی، از اعماق وجود و ذهن خود، احوال او را فهم می کند. باید از خود بپرسد اصلاً چه شد و چرا من در این وضع و موقعیت هستم. اما به جایش فقط از امکان رهایی، نفس راحتی می کشد تا باز سگ دو بزند. جذاب ترین دستاورد فیلم در تاثیر بر بیننده این است که با اتمام اش و حتی در فرآیند تماشایش از خود می پرسد آیا فیلم واقعاً درباره همین چیزهایی ست که من حس و فکر کردم؟ چون آنها را فریاد نمی زند، در این موضوع شک می کنید. دنبال این و آن می گردید تا بپرسید «فیلم چی می خواست بگه؟». اما این بدترین و کوته فکرانه ترین سوال تاریخ سینماست. از آن خلاص شوید. شک به دل تان راه ندهید. فیلم درباره همانی است که می بینید یا فکرش را می کنید: ما در این سال ها و این جا.

Mehran Modiri Instagram – ساعت پنج عصر: یک فانتزی رئال درباره ی اینجا و امروز امیر پوریا در #ساعت_پنج_عصر مهرداد پرهام (سیامک انصاری) یک صبح تا شب را به ترتیب با بدبیاری، بن بست و کابوس می‌گذراند. از معصومیت و حس همدلی با آدم ها و این که می خواهد شهروند محترم و معقولی باشد، یک به یک و نا به جا سیلی می خورد و لحن فیلم هر‌چه پیشتر می رویم، به #ابسورد نزدیک تر می شود و در نتیجه، این فیلمی است که به احتمال زیاد تصویر عینی اش از تهران و آدم ها و مناسبات شان، به ظاهر برای بیننده عجیب به چشم می آید. درست به همان دلیل که با اغراق یا شاید بهتر باشد بگوییم افراط در شیوه پرداخت فانتزی، سال هاست که بیگانه است. دست کم فانتزی در دل فضای ظاهراً رئال را خوب به جا نمی آورد. آن اواخر که تنها یک بار و چند لحظه اشک در چشمان مرد طفلکی برق می زند و سیامک انصاری ماهرانه آن را در حلقه ی چشم باز می دارد، هر آدم ِ زندگی‌کرده در این حوالی و حواشی، از اعماق وجود و ذهن خود، احوال او را فهم می کند. باید از خود بپرسد اصلاً چه شد و چرا من در این وضع و موقعیت هستم. اما به جایش فقط از امکان رهایی، نفس راحتی می کشد تا باز سگ دو بزند. جذاب ترین دستاورد فیلم در تاثیر بر بیننده این است که با اتمام اش و حتی در فرآیند تماشایش از خود می پرسد آیا فیلم واقعاً درباره همین چیزهایی ست که من حس و فکر کردم؟ چون آنها را فریاد نمی زند، در این موضوع شک می کنید. دنبال این و آن می گردید تا بپرسید «فیلم چی می خواست بگه؟». اما این بدترین و کوته فکرانه ترین سوال تاریخ سینماست. از آن خلاص شوید. شک به دل تان راه ندهید. فیلم درباره همانی است که می بینید یا فکرش را می کنید: ما در این سال ها و این جا.

Mehran Modiri Instagram - ساعت پنج عصر: یک فانتزی رئال درباره ی اینجا و امروز امیر پوریا در #ساعت_پنج_عصر مهرداد پرهام (سیامک انصاری) یک صبح تا شب را به ترتیب با بدبیاری، بن بست و کابوس می‌گذراند. از معصومیت و حس همدلی با آدم ها و این که می خواهد شهروند محترم و معقولی باشد، یک به یک و نا به جا سیلی می خورد و لحن فیلم هر‌چه پیشتر می رویم، به #ابسورد نزدیک تر می شود و در نتیجه، این فیلمی است که به احتمال زیاد تصویر عینی اش از تهران و آدم ها و مناسبات شان، به ظاهر برای بیننده عجیب به چشم می آید. درست به همان دلیل که با اغراق یا شاید بهتر باشد بگوییم افراط در شیوه پرداخت فانتزی، سال هاست که بیگانه است. دست کم فانتزی در دل فضای ظاهراً رئال را خوب به جا نمی آورد. آن اواخر که تنها یک بار و چند لحظه اشک در چشمان مرد طفلکی برق می زند و سیامک انصاری ماهرانه آن را در حلقه ی چشم باز می دارد، هر آدم ِ زندگی‌کرده در این حوالی و حواشی، از اعماق وجود و ذهن خود، احوال او را فهم می کند. باید از خود بپرسد اصلاً چه شد و چرا من در این وضع و موقعیت هستم. اما به جایش فقط از امکان رهایی، نفس راحتی می کشد تا باز سگ دو بزند. جذاب ترین دستاورد فیلم در تاثیر بر بیننده این است که با اتمام اش و حتی در فرآیند تماشایش از خود می پرسد آیا فیلم واقعاً درباره همین چیزهایی ست که من حس و فکر کردم؟ چون آنها را فریاد نمی زند، در این موضوع شک می کنید. دنبال این و آن می گردید تا بپرسید «فیلم چی می خواست بگه؟». اما این بدترین و کوته فکرانه ترین سوال تاریخ سینماست. از آن خلاص شوید. شک به دل تان راه ندهید. فیلم درباره همانی است که می بینید یا فکرش را می کنید: ما در این سال ها و این جا.

Mehran Modiri Instagram – ساعت پنج عصر: یک فانتزی رئال درباره ی اینجا و امروز

امیر پوریا
در #ساعت_پنج_عصر مهرداد پرهام (سیامک انصاری) یک صبح تا شب را به ترتیب با بدبیاری، بن بست و کابوس می‌گذراند. از معصومیت و حس همدلی با آدم ها و این که می خواهد شهروند محترم و معقولی باشد، یک به یک و نا به جا سیلی می خورد و لحن فیلم هر‌چه پیشتر می رویم، به #ابسورد نزدیک تر می شود و در نتیجه، این فیلمی است که به احتمال زیاد تصویر عینی اش از تهران و آدم ها و مناسبات شان، به ظاهر برای بیننده عجیب به چشم می آید. درست به همان دلیل که با اغراق یا شاید بهتر باشد بگوییم افراط در شیوه پرداخت فانتزی، سال هاست که بیگانه است. دست کم فانتزی در دل فضای ظاهراً رئال را خوب به جا نمی آورد.
آن اواخر که تنها یک بار و چند لحظه اشک در چشمان مرد طفلکی برق می زند و سیامک انصاری ماهرانه آن را در حلقه ی چشم باز می دارد، هر آدم ِ زندگی‌کرده در این حوالی و حواشی، از اعماق وجود و ذهن خود، احوال او را فهم می کند. باید از خود بپرسد اصلاً چه شد و چرا من در این وضع و موقعیت هستم. اما به جایش فقط از امکان رهایی، نفس راحتی می کشد تا باز سگ دو بزند.
جذاب ترین دستاورد فیلم در تاثیر بر بیننده این است که با اتمام اش و حتی در فرآیند تماشایش از خود می پرسد آیا فیلم واقعاً درباره همین چیزهایی ست که من حس و فکر کردم؟ چون آنها را فریاد نمی زند، در این موضوع شک می کنید. دنبال این و آن می گردید تا بپرسید «فیلم چی می خواست بگه؟». اما این بدترین و کوته فکرانه ترین سوال تاریخ سینماست. از آن خلاص شوید. شک به دل تان راه ندهید. فیلم درباره همانی است که می بینید یا فکرش را می کنید: ما در این سال ها و این جا. | Posted on 23/Jul/2017 17:29:05

Mehran Modiri Instagram – نقد اميرمهدى ژوله از فيلم .
“ساعت ٥ عصر ”
يه كمدى سرد و تلخ و دردناك ، به سردى و تلخى روزگارمون .. يه فيلم يكدست و آبرومند با بعضى پلانها و سكانسها كه يقه تان را ول نمى كند و بازيهاى درجه يك .
همون مديرى دغدغه مند اين بار روى پرده سينما.
يه ورود آبرومند و در خور سينما .
الهى قدر ببيند فيلم ، قدر ببيند مديرى .
Mehran Modiri Instagram – نقد حسين پاكدل از فيلم
. “ساعت ٥ عصر”
.
مهران مديرى خودش را در سينما پيدا كرد.
هميشه باورم بود او در جعبه جادو يك پديده است. اما فكر نمى كردم تا اين درجه با اولين اثر سينمايى اش به ارتفاعى چنين بلند دست پيدا كند. پنج عصر فيلمى است كه آدم را شش دانگ درگير مى كند. نمى توانى خودت را به دست فيلم ندهى، بخود مى آيى مى بينى حسابى غرق شده اى در واقعيت هاى ملموسِ پيرامونى، سخت و دردناك، مضحك و خنده دار، با شخصيت اصلى چنان همراه و همدل مى شوى كه خودت هم باور نمى كنى. اولين اثر مهران مديرى او را از خودش جدا كرد و بر مدارى ديگر نشاند. هر چه از او مى دانيد فراموش كنيد. مهران مديرى ديگرى متولد شد. او فيلمى ساخته در قد و قواره سينماى مستقل امروز، سهل و ممتنع. خيلى سخت ولى به ظاهر ساده و بى ادعا. پنج عصر يك بند بازى ماهرانه بر لبه بايدها و نبايدهاى عادت شده است. فيلم كه تمام شد دقيقاً خودت را مى بينى كه دارى خودت را مى بينى. در حقيقت ما در فيلم مهران مديرى حسابى به خودمان مى خنديم، همانقدر كه در خود مى گرييم. فيلمش را بايد ديد، چندين و چندبار هم بايد ديد…..

Check out the latest gallery of Mehran Modiri