Esmael Barari Instagram – حرفهای دیوید لینچ
خاطرهها، انگارهها
در مونتانا بزرگ شدهام، جایی که درختهای بلند دارد. پدرم محقق وزارت کشاورزی بود. در مورد جنگل و درخت بهاندازهی کافی میدانم؛ اما صدای کارخانهها را دوست دارم. در صدای آنها قدرتی وجود دارد. در مورد خود کارخانهها و ابزارشان چیز زیادی نمیدانم ولی تصور میکنم به دنیای بزرگی قدم میگذاریم. در این فضاهای بزرگ چیزهای عجیبوغریبی رخ میدهد.
احساس میکنم در شهرهای بزرگ و غولآسا ترس انسان را فرامیگیرد. من شهرهای کوچک را دوست دارم. نه آنقدر کوچک که همه را بشناسید و نه آنقدر بزرگ که در آن گم شوید. شهر تویین پیکز چنین شهری است.
فیلادلفیا شهر عجیبی بود. نخستین جرقههای هیجانانگیز زندگیام آنجا زده شد. پسازآن سعی کردم در مورد زندگی، عمق و پوچی آن، کندوکاو کنم. در فیلادلفیا صحنههای باورنکردنی دیدم، مثل زن مسنی که خودش را بغل کرده بود و مثل بچهها حرف میزد.
شاید فیلمهایم در عین عیان کردن ترسهایم، آنها را پنهان کنند. نمیخواهم با هر صحنهای خود را تحلیل کنم. جلو رفتن در مورد مفاهیم متغیر و تعبیر برانگیز گاه شما را چنان میترساند که دیگر تمایلی به جلو رفتن پیدا نمیکنید. روانشناسی، رمز و راز را از بین میبرد و کیفیات جادویی ذهن را ویران میسازد. با روانشناسی، ذهن انسان را طبقهبندی میکنند و به تعاریف مشخصی دست میزنند. راز و رمز قدرت ذهن با روانشناسی از دست میرود و امکان تجربه و جستجوی بیپایان در این قلمرو بیانتها را از بین میبرد.
باور نمیکردم زندگی چه لایههای پیچیده و جذابی دارد. با سطوح متفاوتی از ترس تا شوق و از خشونت تا معنویت؛ و کلید یافتن رمز زندگی با گذر از لایهای به لایه دیگر نهفته است.
نمیخواهم همهچیز را چنان واضح نشان دهم تا تصاویر خیالی ذهنم ویران شوند. در راهرویی که چندان روشن نیست و نمیدانید به کجا میرسد، همیشه وقایع فوقالعاده جذابی در انتظارتان هست.
اگر سورئالیسم با بیان ضمیر ناخودآگاه شکل میگیرد، میتوانم بگویم به تعبیری یک سورئالیست هستم؛ اما فیلمهای زیادی از بونوئل ندیدهام و حقیقت این است که در مورد سورئالیسم هم چیز زیادی نمیدانم.
در هر فردی، هم رشتههای شیطانی وجود دارد و هم رشتههای خوبی. فکر میکنم در سینما به دلیل وجود قصه، سفیدها باید کمی سفیدتر و سیاهها کمی سیاهتر باشند. بخشی از درام قضیه از این تضاد برمیخیزد. سینما مثل رؤیا است، مثل قصههای کودکانه قصههای کودکانه از اصول مشخصی پیروی میکنند و یکی از این اصول، «کنتراست» است. قصههای رازآلود جنایی را دوست دارم! | Posted on 04/Feb/2018 11:49:54



