Home Actress Ziba Karamali HD Instagram Photos and Wallpapers March 2020 Ziba Karamali Instagram - . این اولین بار بود که خودمو موقع نقش گویی جسی دیدم و اینجا بود که فهمیدم علاوه بر صدا گویا چهره جسی رو هم دارم تکرار میکنم😂😂 . #زیادی_در_نقش_فرو_نرویم . #دوبله #دوبله_انیمیشن #داستان_اسباب_بازی #داستان_اسباب_بازی_۴ . ممنون از مدیر دوبلاژ خوش انرژی و صبور و دوست داشتنی استودیو نماهنگ برای تمام ساعات خوشی که توی دنیای انمیشن برامون رقم میزنه😍 @ehsanmahdi . داستان اسباب بازی ۴ رو با دوبله ما میتونید از وبسایت یا اپ دیجیتون تماشا کنید💛

Ziba Karamali Instagram – . این اولین بار بود که خودمو موقع نقش گویی جسی دیدم و اینجا بود که فهمیدم علاوه بر صدا گویا چهره جسی رو هم دارم تکرار میکنم😂😂 . #زیادی_در_نقش_فرو_نرویم . #دوبله #دوبله_انیمیشن #داستان_اسباب_بازی #داستان_اسباب_بازی_۴ . ممنون از مدیر دوبلاژ خوش انرژی و صبور و دوست داشتنی استودیو نماهنگ برای تمام ساعات خوشی که توی دنیای انمیشن برامون رقم میزنه😍 @ehsanmahdi . داستان اسباب بازی ۴ رو با دوبله ما میتونید از وبسایت یا اپ دیجیتون تماشا کنید💛

Ziba Karamali Instagram - . این اولین بار بود که خودمو موقع نقش گویی جسی دیدم و اینجا بود که فهمیدم علاوه بر صدا گویا چهره جسی رو هم دارم تکرار میکنم😂😂 . #زیادی_در_نقش_فرو_نرویم . #دوبله #دوبله_انیمیشن #داستان_اسباب_بازی #داستان_اسباب_بازی_۴ . ممنون از مدیر دوبلاژ خوش انرژی و صبور و دوست داشتنی استودیو نماهنگ برای تمام ساعات خوشی که توی دنیای انمیشن برامون رقم میزنه😍 @ehsanmahdi . داستان اسباب بازی ۴ رو با دوبله ما میتونید از وبسایت یا اپ دیجیتون تماشا کنید💛

Ziba Karamali Instagram – .
این اولین بار بود که خودمو موقع نقش گویی جسی دیدم و اینجا بود که فهمیدم علاوه بر صدا گویا چهره جسی رو هم دارم تکرار میکنم😂😂
.
#زیادی_در_نقش_فرو_نرویم
.

#دوبله #دوبله_انیمیشن #داستان_اسباب_بازی #داستان_اسباب_بازی_۴ .
ممنون از مدیر دوبلاژ خوش انرژی و صبور و دوست داشتنی استودیو نماهنگ برای تمام ساعات خوشی که توی دنیای انمیشن برامون رقم میزنه😍
@ehsanmahdi
.
داستان اسباب بازی ۴ رو با دوبله ما میتونید از وبسایت یا اپ دیجیتون تماشا کنید💛 | Posted on 27/Oct/2019 23:13:49

Ziba Karamali Instagram – .
بمونه به یادگاری از یه تجربه فوق العاده دلنشین و دوست داشتنی کنار آدمایی که مثل خیلی‌ از آدمای این روزها، هزاررنگ و هزار رو نیستن. واقعی‌ان. بی ریا و بی غل و غش! به دور از هر حاشیه، به دور از هر ادایی و هر نامروتی! .
برای من که این چند سال اخیر تا به امروز، تغییرات خیلی زیادی رو توی زندگیم تجربه کردم و به واسطه‌‌ی موقعیت‌های تازه‌ای که در اون ها قرار گرفتم، با افرادی تازه و معمولا ( به لحاظ سنی) بزرگتر از خودم آشنا شدم، بیشتر از هر چیزی، آدم‌ها و رفتارشون و منششون جلب توجه کرد. خیلی چیزها حالمو بد کرد و خیلی حرف‌ها و رفتارهای ناحقی که شنیدم و دونستم که پشت سرم مطرح شده، دلمو شکست و غمگینم کرد. ضربه هم خوردم ازشون. شاید حتی هنوز هم ترکش‌های این رفتارها من و آینده‌مو نشونه رفته باشه. شایدم نه! نمیدونم. ولی الان تنها چیزی که می‌دونم اینه که امروز من با زیبای چند سال پیش خیلی متفاوت شده. من قوی تر شدم و تمام این قدرت رو مدیون همون آدم‌هایی هستم که زمانی مانع سازی کردن. الان به جای هر گلایه‌ای تشکر می‌کنم از همه‌ی اون آدم‌هایی که باعث شدن زیبای زودرنج کم تحمل، امروز قوی تر بشه و مصمم‌تر تا بدونه دنیا قرار نیست اونجوری باشه که دلش میخواد. بلکه قراره خودش به شکلی درش بیاره که دلش میخواد😊
قرار نبود اینارو بنویسم ولی یه دفعه حجم انرژی خوب و صمیمیتی که از جمع افراد این عکسا متصاعد میشد،😁 سفره دلمو باز کرد و باعث شد بگم که این آدما جزو اون دسته‌ کم یابن که هرچقدرم کارت سخت باشه بازم دوست داری زمانتو با اونها و جهان اونها بگذرونی😍 خیلی خیلی باعث افتخاره که کنار شما در دوبله “#انیمیشن_شیرشاه همکاری کردم.😍
.
می‌دونید که چقدر دوستتون دارم😍
.
پ.ن: جای اوناییم که نیومدن خالی. 😁 .
عکاس همه عکس‌ها: @saman.rahmatabadi
Ziba Karamali Instagram – .
طنابی که بین دوتا از بلندترین صخره‌ها بسته شده و من اون بندبازیم که جسورانه دویده و درست در میانه‌ی این طناب، نگاهش به پایین و دره‌ی زیرپاش افتاده. از ترس چیزی به سقوطش نمونده… حالا عاقلانست که برگرده و لذتِ “صعود” رو قربانی هراسِ “سقوط” کنه و یا ادامه بده و به عشق صعود، ترسِ سقوط رو با جونش پذیرا بشه؟ اینجا و این لحظه ادامه دادن، راه عقله یا استمرار حماقت؟ اینجا، ادامه دادن، مسیر منطقه یا پیروی از احساس؟ 
بازگشت چی؟ بازگشت تدبیر عقله یا نمود ترس؟ بازگشت نشانه‌ی پختگیه یا ظهور سستی؟ قراره کی به جواب این سوالا برسم وقتی درست روی این طناب ایستادمو این طناب لعنتی هر بار با هر لرزشش به من نهیبی میزنه تا چشمای هراسان منو یه بار دیگه گره بزنه به قعر دره‌ی زیر پام؟ 
نگاه من اما هنوز جسوره… خودش رو از قعر جدا می‌کنه و پیوندش با غرور صخره ‌‌مقابلش رو تحکیم می‌کنه. هنوز نه آتشِ عشقِ فتحِ درونش خاموش شده و نه شعله های هراس از سقوط! هنوز ایستادم… روی این طناب لرزان… منتظر… منتظر بارون تا بباره و خاموش کنه یکی از این شراره‌هارو!
یکی باید تسلیم بشه…
یا جسارت و یا حزم… .

#توصیف_لحظه
. 📷@emad.araad

Check out the latest gallery of Ziba Karamali