Ziba Karamali Instagram – .
طنابی که بین دوتا از بلندترین صخرهها بسته شده و من اون بندبازیم که جسورانه دویده و درست در میانهی این طناب، نگاهش به پایین و درهی زیرپاش افتاده. از ترس چیزی به سقوطش نمونده… حالا عاقلانست که برگرده و لذتِ “صعود” رو قربانی هراسِ “سقوط” کنه و یا ادامه بده و به عشق صعود، ترسِ سقوط رو با جونش پذیرا بشه؟ اینجا و این لحظه ادامه دادن، راه عقله یا استمرار حماقت؟ اینجا، ادامه دادن، مسیر منطقه یا پیروی از احساس؟
بازگشت چی؟ بازگشت تدبیر عقله یا نمود ترس؟ بازگشت نشانهی پختگیه یا ظهور سستی؟ قراره کی به جواب این سوالا برسم وقتی درست روی این طناب ایستادمو این طناب لعنتی هر بار با هر لرزشش به من نهیبی میزنه تا چشمای هراسان منو یه بار دیگه گره بزنه به قعر درهی زیر پام؟
نگاه من اما هنوز جسوره… خودش رو از قعر جدا میکنه و پیوندش با غرور صخره مقابلش رو تحکیم میکنه. هنوز نه آتشِ عشقِ فتحِ درونش خاموش شده و نه شعله های هراس از سقوط! هنوز ایستادم… روی این طناب لرزان… منتظر… منتظر بارون تا بباره و خاموش کنه یکی از این شرارههارو!
یکی باید تسلیم بشه…
یا جسارت و یا حزم… .
#توصیف_لحظه
. 📷@emad.araad | Posted on 16/Aug/2017 03:43:43



