Home Actress Kamand Amirsoleimani HD Instagram Photos and Wallpapers December 2023 Kamand Amirsoleimani Instagram - پدر عزیزم هنرمند بزرگوار و درجه یک جناب آقای سعید امیرسلیمانی خدا سایه شما رو از سر خانواده و هنر ایران زمین کم نکنه. میلاد شما و امثال شما رو باید با احترام تبریک گفت چرا که بی نظیرید و بی تکرار. سالهای سال سلامت و پر انرژی باشید. تولدتون مبارک (دلم خواست تمام قد و با احترام کامل به یک استاد تبریک تولد بگم ولو اینکه پدرم باشه)

Kamand Amirsoleimani Instagram – پدر عزیزم هنرمند بزرگوار و درجه یک جناب آقای سعید امیرسلیمانی خدا سایه شما رو از سر خانواده و هنر ایران زمین کم نکنه. میلاد شما و امثال شما رو باید با احترام تبریک گفت چرا که بی نظیرید و بی تکرار. سالهای سال سلامت و پر انرژی باشید. تولدتون مبارک (دلم خواست تمام قد و با احترام کامل به یک استاد تبریک تولد بگم ولو اینکه پدرم باشه)

Kamand Amirsoleimani Instagram - پدر عزیزم هنرمند بزرگوار و درجه یک جناب آقای سعید امیرسلیمانی خدا سایه شما رو از سر خانواده و هنر ایران زمین کم نکنه. میلاد شما و امثال شما رو باید با احترام تبریک گفت چرا که بی نظیرید و بی تکرار. سالهای سال سلامت و پر انرژی باشید. تولدتون مبارک (دلم خواست تمام قد و با احترام کامل به یک استاد تبریک تولد بگم ولو اینکه پدرم باشه)

Kamand Amirsoleimani Instagram – پدر عزیزم هنرمند بزرگوار و درجه یک جناب آقای سعید امیرسلیمانی خدا سایه شما رو از سر خانواده و هنر ایران زمین کم نکنه. میلاد شما و امثال شما رو باید با احترام تبریک گفت چرا که بی نظیرید و بی تکرار. سالهای سال سلامت و پر انرژی باشید. تولدتون مبارک
(دلم خواست تمام قد و با احترام کامل به یک استاد تبریک تولد بگم ولو اینکه پدرم باشه) | Posted on 08/Nov/2023 15:05:12

Kamand Amirsoleimani Instagram – تولد ۵۰ سالگی من 🎂
Kamand Amirsoleimani Instagram – اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی میکرد. روزی کوسه‌ای به او نزدیک میشه و میگه: دوست داری با هم دوست شیم؟ 

اختاپوس خوشحال میشه که قراره دوستی داشته باشه و میگه باشه. 
کوسه میگه اما یه شرط دارم. 
اختاپوس میگه: چی؟ 

کوسه میگه: که یکی از بازوهاتو بدی بخورم.
اختاپوس به بازوهاش نگاه میکنه و میگه من که بازو زیاد دارم خب ایرادی نداره، یکیش مال تو.

کوسه بازوی اختاپوس رو خورد و دوستی اونها شروع میشه.
اونها خیلی با هم شاد بودن، با سرعت شنا می‌کردن و خاطره می‌ساختن با هم.
به هر دوشون خیلی خوش می‌گذشت و اختاپوس خیلی خوشحال بود. 
اما هر وقت که کوسه گرسنه میشد، از اختاپوس میخواست یک بازوی دیگه بهش بده و اختاپوس برای حفظ دوستیشون این کار رو می‌کرد.

تا اینکه یک شب، 
دیگه بازویی برای اختاپوس باقی نمونده بود و کوسه بهش گفت من گرسنه‌ام. 

اختاپوس گفت اما بازویی نیست. . . 
کوسه گفت حالا همه‌ی خودتو میخوام. و اختاپوس خورده شد. . .
بعد از اینکه کوسه گرسنگیش رفع شد، یاد خاطراتش با اختاپوس افتاد و دلش تنگ شد. 
خیلی خیلی دلش تنگ شد، اون یه دوست واقعی بود. 
کوسه غمگین شد و رفت تا یک دوست دیگه پیدا کنه.

▫️ما هم بعضی وقتا تو رابطه‌هامون همین کارو می‌کنیم. 
یعنی اختاپوس می‌شویم ، فقط و فقط برای اینکه احساس کنیم کسی دوستمون داره. 
فقط برای اینکه دوست داشتنی دیده شیم. 
کوسه‌هایی وارد زندگیمون میشن و آروم آروم قسمت هایی از آدمِ دوست‌داشتنی درونمون رو سرکوب میکنیم،
از خودمون تکه‌هایی رو  قطع میکنیم و درد میکشیم، 
فقط برای اینکه همون تصویری بشیم که آدم تو رابطه از ما میخواد و این درد داره. 
دردناکه…
اما باز هم ادامه میدیم تا جایی که دیگه هیچ احساس خوب و دوست داشتنی نسبت به درونمون. و خودمون نداریم. 
حتی شاید از خودمون هم بدمون میاد. 
اما برای اینکه کوسه باهامون دوست بمونه. 
از خودمون می کنیم و.میدیم بهش.تا اینکه نذاره بره. . . ؛
اما بالاخره خسته میشیم و رابطه رو قطع می کنیم.
احتمالا کوسه میره سراغ طعمه جدیدش و ما میمونیم و این فکر که دیگه قرار نیست رابطه ی صمیمی و درستی با دیگری داشته باشیم…!
این داستان پایان تلخ‌تر دیگه‌ای هم میتونه داشته باشه، 
اینکه کسی که سال‌ها آزار‌مون داده، برمیگرده و میگه :
دلم برات تنگ شده…!

به گذشته‌ها  که نگاه کنیم ، 
کوسه‌هایی از خاطرات‌مون سرک میکشن و میگن :

” سلام. برگردم!؟

Check out the latest gallery of Kamand Amirsoleimani