Bahareh Afshari Instagram – سیزده سال پیش وقتی دو ماهه بود به اصرار یکی از دوستانم پیش من اومد و باعث شد به یکی از ترس های زندگیم که حیوانات بود غلبه کنم یادم میاد روزهای اول حتی از اینکه بغلش کنم میترسیدم…او باعث شد من بر ترس هام غلبه کنم به من یاد داد ادمها گاهی عاشق ترس هاشون میشن…
به یک سال نرسید که مادرم نتونست در مقابل عشق بی دریغی که ازش میگرفت مقاومت کنه و عاشقش شد اونقدر که چند سال بعد به طورکلی سپرستی تامی رو از من گرفت و همیشه کنارش بود ،مادرم با تامی آدم شادتری بود …
مادربزرگ و پدربزرگم که ادمهای نمازخون و معتقدی بودن و اصولا با داشتن حیوان خانگی مشکل داشتند پذیرفتند که تامی کنار سجاده اونها گاهی بشینه و نظارگر اونها باشه…
یادمه وقتی پدربزرگم سکته مغزی کرد و تمام حافظه اش رو از دست داد تنها کسی که برای اولین بار به یاد آورد تامی بود و حال اونو از ما که براش غریبه شده بودیم میپرسید…
رفته رفته برای تمام اطرافیان ما و خانواده او تبدیل به عضوی شد که در احوالپرسی های روزانه مثل یکی از اعضای خونواده احوالش برای همه مهم بود…
تامی عشقی رو در فضا منتشر میکرد که پاک بود و بی توقع
عشقی که هر کسی با هر اعتقادی و هر نسبتی باهاش نمیتونست فراموشش کنه…
عزیز بود و عزیز ماند برای سالهای سال و عزیزتر رفت…
ازش ممنونم برای حس نابی که در زندگی ما گسترش داد…
تو به من یاد دادی در لحظه زندگی کنم،بی وقفه عشق بورزم و بی توقع باشم و متعهد به کسی که وابسته اش کردم درست مثل شازده کوچولو…
سفرت سلامت پسر🤍
#تامی | Posted on 13/Oct/2024 22:54:30



