. خدا رو چه دیدی، شاید پر گرفتیم شاید خنده هامونو از سر گرفتیم… بهار ۱۴۰۴ #سال_نو_مبارک #گلاره_عباسی #علیرضا_قربانی #حسین_غیاثی
دومین کتابم با نام «خیال است دیگر…» با حضور دوستان و همراهان عزیزم در نشر محترم چشمه رونمایی شد. مصطفی مستور عزیز که نام کتاب به انتخاب ایشان بوده، درباره کتاب صحبت کردند و شبنم مقدمی هم بخشهایی از آن را در برنامه خواند…
دومین کتابم با نام «خیال است دیگر…» با حضور دوستان و همراهان عزیزم در نشر محترم چشمه رونمایی شد. مصطفی مستور عزیز که نام کتاب به انتخاب ایشان بوده، درباره کتاب صحبت کردند و شبنم مقدمی هم بخشهایی از آن را در برنامه خواند…
دومین کتابم با نام «خیال است دیگر…» با حضور دوستان و همراهان عزیزم در نشر محترم چشمه رونمایی شد. مصطفی مستور عزیز که نام کتاب به انتخاب ایشان بوده، درباره کتاب صحبت کردند و شبنم مقدمی هم بخشهایی از آن را در برنامه خواند…
دومین کتابم با نام «خیال است دیگر…» با حضور دوستان و همراهان عزیزم در نشر محترم چشمه رونمایی شد. مصطفی مستور عزیز که نام کتاب به انتخاب ایشان بوده، درباره کتاب صحبت کردند و شبنم مقدمی هم بخشهایی از آن را در برنامه خواند…
دومین کتابم با نام «خیال است دیگر…» با حضور دوستان و همراهان عزیزم در نشر محترم چشمه رونمایی شد. مصطفی مستور عزیز که نام کتاب به انتخاب ایشان بوده، درباره کتاب صحبت کردند و شبنم مقدمی هم بخشهایی از آن را در برنامه خواند…
دومین کتابم با نام «خیال است دیگر…» با حضور دوستان و همراهان عزیزم در نشر محترم چشمه رونمایی شد. مصطفی مستور عزیز که نام کتاب به انتخاب ایشان بوده، درباره کتاب صحبت کردند و شبنم مقدمی هم بخشهایی از آن را در برنامه خواند…
دومین کتابم با نام «خیال است دیگر…» با حضور دوستان و همراهان عزیزم در نشر محترم چشمه رونمایی شد. مصطفی مستور عزیز که نام کتاب به انتخاب ایشان بوده، درباره کتاب صحبت کردند و شبنم مقدمی هم بخشهایی از آن را در برنامه خواند…
دومین کتابم با نام «خیال است دیگر…» با حضور دوستان و همراهان عزیزم در نشر محترم چشمه رونمایی شد. مصطفی مستور عزیز که نام کتاب به انتخاب ایشان بوده، درباره کتاب صحبت کردند و شبنم مقدمی هم بخشهایی از آن را در برنامه خواند…
دومین کتابم با نام «خیال است دیگر…» با حضور دوستان و همراهان عزیزم در نشر محترم چشمه رونمایی شد. مصطفی مستور عزیز که نام کتاب به انتخاب ایشان بوده، درباره کتاب صحبت کردند و شبنم مقدمی هم بخشهایی از آن را در برنامه خواند…
دومین کتابم با نام «خیال است دیگر…» با حضور دوستان و همراهان عزیزم در نشر محترم چشمه رونمایی شد. مصطفی مستور عزیز که نام کتاب به انتخاب ایشان بوده، درباره کتاب صحبت کردند و شبنم مقدمی هم بخشهایی از آن را در برنامه خواند…
دومین کتابم با نام «خیال است دیگر…» با حضور دوستان و همراهان عزیزم در نشر محترم چشمه رونمایی شد. مصطفی مستور عزیز که نام کتاب به انتخاب ایشان بوده، درباره کتاب صحبت کردند و شبنم مقدمی هم بخشهایی از آن را در برنامه خواند…
«خیال است دیگر » ❤️ #گلاره_عباسی #نشرچشمه
«خیال است دیگر » ❤️ #گلاره_عباسی #نشرچشمه
.. . ☝📚ورق بزنید . کتاب دیگری از مجموعهی هزاردستان در راه است… . 📚خیال است دیگر ✒گلاره عباسی . #هزاردستان #نوولای_فارسی #خیال_است_دیگر #گلاره_عباسی #نشرچشمه
.. . ☝📚ورق بزنید . کتاب دیگری از مجموعهی هزاردستان در راه است… . 📚خیال است دیگر ✒گلاره عباسی . #هزاردستان #نوولای_فارسی #خیال_است_دیگر #گلاره_عباسی #نشرچشمه
.. . ☝📚منتشر شد . پخش سراسری از شنبه ۴ اسفند . در مرامش گاهی جانت زودتر از عمرت تمام میشود. به خودت که میآیی میبینی هزار سؤال بیپاسخ در قامت تجربههای ناتمام مقابلت صف کشیدهاند. از زندگی چه میخواستی؟ عشق؟ یار مهربانی که از قصهها میآمد و خوشبختی را برایت صرف میکرد؟ آنچه زندگی را به ما بدهکار میکند صبر است. صبر، هر چهقدر هم بلند، زورش به گذر زمان نمیرسد. حتی سیندرلا هم که باشی باز نیمهشب که از راه برسد جادوی حقیقت خیال عاشقانهات را خراب میکند. آدمیزاد است دیگر… گاهی قلبش را درست مانند استکان کمرباریکِ خالیشده از چای برعکس میکند و با نعلبکی روی میز میگذارد تا فرشتهی مرگ بیاید و بردارد و با خود ببرد. بساط زندگی که قهوهخانهی ته بازار میشود، چهرههای غریبهی آشنا اشتیاق نوشیدن چای دوم را از آدم میگیرند. میپرسم «امروز چندم است؟» و پاسخ تقویم کهنه یادم میآورد قلب را که برعکس کنی پنجبار خواهد تپید. پنجبار در امتداد پنج روز تا فرصتی باشد برای تغییر. انتهای دالان زندگی، کنج تنهایی، وقتی تقویم روزانه پنجبار ورق خورده باشد، من، که مادرم نامم را به گوشم «فاخته» خوانده بود، مُردهام. . #خیال_است_دیگر #گلاره_عباسی #نوولای_فارسی
.. . ☝📚منتشر شد . پخش سراسری از شنبه ۴ اسفند . در مرامش گاهی جانت زودتر از عمرت تمام میشود. به خودت که میآیی میبینی هزار سؤال بیپاسخ در قامت تجربههای ناتمام مقابلت صف کشیدهاند. از زندگی چه میخواستی؟ عشق؟ یار مهربانی که از قصهها میآمد و خوشبختی را برایت صرف میکرد؟ آنچه زندگی را به ما بدهکار میکند صبر است. صبر، هر چهقدر هم بلند، زورش به گذر زمان نمیرسد. حتی سیندرلا هم که باشی باز نیمهشب که از راه برسد جادوی حقیقت خیال عاشقانهات را خراب میکند. آدمیزاد است دیگر… گاهی قلبش را درست مانند استکان کمرباریکِ خالیشده از چای برعکس میکند و با نعلبکی روی میز میگذارد تا فرشتهی مرگ بیاید و بردارد و با خود ببرد. بساط زندگی که قهوهخانهی ته بازار میشود، چهرههای غریبهی آشنا اشتیاق نوشیدن چای دوم را از آدم میگیرند. میپرسم «امروز چندم است؟» و پاسخ تقویم کهنه یادم میآورد قلب را که برعکس کنی پنجبار خواهد تپید. پنجبار در امتداد پنج روز تا فرصتی باشد برای تغییر. انتهای دالان زندگی، کنج تنهایی، وقتی تقویم روزانه پنجبار ورق خورده باشد، من، که مادرم نامم را به گوشم «فاخته» خوانده بود، مُردهام. . #خیال_است_دیگر #گلاره_عباسی #نوولای_فارسی
در روایتی دیگر ؛ میتوانستم آن روز آنجا نباشم. دوشنبه ظهر را میگویم. از تابستان نیمی گذشته بود و من کلافه از درد دندان، خودم را تا مطب دندانپزشکیِ دوستی کشانده بودم تا یک برگه از صد آفرین های درد را در مطب دکتر جا بگذارم و در بروم. صد آفرین تا رویش را برگرداند من آنجا نبودم ولی غافل از اینکه اون هم زورش بیشتر بود و هم رویش. و شد فاخته و خِرَم را گرفت تا امروز . می توانستم آنجا نباشم و ساکشن و مته و تابلوی روی دیوار به جانم نیفتند و حواسم تیر نکشد در اوج بی حسی دندان. دندانم بی حس بود یا جانم؟ نمی دانستم . اما حقیقت تنها یک روایت دارد و من آنجا بودم. در روزهایی که گویی گرما و درد برای سهم خواهی به جانم افتاده بودند. در روزهایی که جانم درد می کرد و یقهی تنم را گرفته بود. دکترها بیماری صدایش میزدند. دکتر ها چه می دانستند که بیماریِ من جان به تنگ آمدن بود و بس آن تابلو بهانهای شد تا ته ماندهی جانم روی کاغذها بترکد و داستان « فاخته » سر برود روی کاغذ. از فاخته چه یاد گرفتم؟ یادگرفتم گاهی شمردن تا پنج هم سخت است. گاهی دلت میخواهد زور خیالت بیشتر از واقعیت باشد و گاهی جانت زودتر از عمرت تمام میشود… خیال است دیگر… گاهی دلش میخواهد یک خیال را به معجزهی درد تقدیم کند تا در حقیقت زندگی به او فرصت آغوشی تازه بدهد. این کتاب به «درد» تقدیم شده تا بهانهای باشد برای آشتی میان زندگی و مرگ… «خیال است دیگر» را در تنهایی بخوانید. خدا را چه دیدی؟ شاید “فاخته“ شفای جان را زیر گوش آخرین مجال برای زندگی نجوا کرد. با عشق از طرف نویسندهای که خیال کردن را از هر روایتی ببشتر دوست دارد. دست خودش نیست که کاش بود… #گلاره_عباسی #نشرچشمه @cheshmehpublication
در روایتی دیگر ؛ میتوانستم آن روز آنجا نباشم. دوشنبه ظهر را میگویم. از تابستان نیمی گذشته بود و من کلافه از درد دندان، خودم را تا مطب دندانپزشکیِ دوستی کشانده بودم تا یک برگه از صد آفرین های درد را در مطب دکتر جا بگذارم و در بروم. صد آفرین تا رویش را برگرداند من آنجا نبودم ولی غافل از اینکه اون هم زورش بیشتر بود و هم رویش. و شد فاخته و خِرَم را گرفت تا امروز . می توانستم آنجا نباشم و ساکشن و مته و تابلوی روی دیوار به جانم نیفتند و حواسم تیر نکشد در اوج بی حسی دندان. دندانم بی حس بود یا جانم؟ نمی دانستم . اما حقیقت تنها یک روایت دارد و من آنجا بودم. در روزهایی که گویی گرما و درد برای سهم خواهی به جانم افتاده بودند. در روزهایی که جانم درد می کرد و یقهی تنم را گرفته بود. دکترها بیماری صدایش میزدند. دکتر ها چه می دانستند که بیماریِ من جان به تنگ آمدن بود و بس آن تابلو بهانهای شد تا ته ماندهی جانم روی کاغذها بترکد و داستان « فاخته » سر برود روی کاغذ. از فاخته چه یاد گرفتم؟ یادگرفتم گاهی شمردن تا پنج هم سخت است. گاهی دلت میخواهد زور خیالت بیشتر از واقعیت باشد و گاهی جانت زودتر از عمرت تمام میشود… خیال است دیگر… گاهی دلش میخواهد یک خیال را به معجزهی درد تقدیم کند تا در حقیقت زندگی به او فرصت آغوشی تازه بدهد. این کتاب به «درد» تقدیم شده تا بهانهای باشد برای آشتی میان زندگی و مرگ… «خیال است دیگر» را در تنهایی بخوانید. خدا را چه دیدی؟ شاید “فاخته“ شفای جان را زیر گوش آخرین مجال برای زندگی نجوا کرد. با عشق از طرف نویسندهای که خیال کردن را از هر روایتی ببشتر دوست دارد. دست خودش نیست که کاش بود… #گلاره_عباسی #نشرچشمه @cheshmehpublication
با حقوق کودکان در کمتر از نیم ساعت آشنا شوید! 👧🏻🧒🏼👦🏽 کنوانسیون حقوق کودک یکی از فراگیرترین و معتبرترین معاهدات بینالمللی در زمینه حقوق بشر است. این کنوانسیون که در سال ۱۹۸۹ توسط سازمان ملل متحد تصویب شد، حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تمامی کودکان را، بدون در نظر گرفتن پیشینه یا شرایط آنها، تضمین میکند. کنوانسیون حقوق کودک، کودکان را بهعنوان افرادی با حقوق مستقل به رسمیت میشناسد و از دولتها میخواهد برای حمایت و ترویج این حقوق اقدام کنند تا هر کودک بتواند زنده بماند، رشد کند، بیاموزد و شکوفا شود. در این پادکست کوتاه، همراه با منصور ضابطیان و گلاره عباسی، به مرور مواد کنوانسیون حقوق کودک میپردازیم تا با این حقوق مهم، یک به یک آشنا شویم. @mansourzabetianofficial @gelarehabbasi این برنامه صوتی را میتوانید در کستباکس، اپلپادکست و اسپاتیفای گوش دهید! 📻 کافیست کانال یونیسف ایران را در این پادگیرها جستجو کنید.
تولدت مبارک پسر لبخند! . ما میتونستیم درست روز تولد پارسالت وقتی هنوز طعم شیرینی خندههات توی این دنیا بود باهم آشنا بشیم .اما من یکم دیر رسیدم و قصهی رفاقت ما یه جور دیگه نوشته شد. حالا توو اولین تولدت بعد از پرواز، بانو رخشان بنیاعتماد، خانوم لیلی گلستان عزیز، باران جان و جهانگیر خان کوثری ، میلاد رحیمی نازنین و خیلی از مهربونای دیگه جمع شدن تا یه قصهی جادویی برات بخونن. تیستو سبز انگشتی! قصهی یه پسربچهی خارقالعاده مثل خودت که به هر بذری دست میزد، سبز میشد. فردا توو ساعت تولدت وقتی قصهی تیستو رو پلی میکنم به باغچهی خونه خیره میشم. میدونم وقت شنیدنش هر بار لبخند بزنی، یه برگ سبز میشه…. امشب خندههای تو زمستون این باغچه رو سبز میکنه چون یه حسی بهم میگه: تو یه سبز انگشتی جادویی بامزه هستی! تولدت مبارک امیرحسین با عشق رفقای تو در سوینا✨❤️ miladrahimiabkenar @baran_kosari_fan @golestanlili @reza.behboodi @gelarehabbasi @miladshadjareh @ramtin_nahid ebrahim_haghighi @farnoushnikandish @nargesfarshi @music.and.expression @mahya.farmani @aftabnetgroup @sevinagroup ساخت تیزر: محیا فرمانی @mahya.farmani #رخشان_بنی_اعتماد #جهانگیرکوثری #ماهورمیرشکاک #ابوالفضل_ابهر #باران_کوثری #رضا_بهبودی #گلاره_عباسی #میلاد_شجره #فرنوش_نیک_اندیش #نرگس_فرشی #میلاد_رحیمی_آبکنار #لیلی_گلستان #سوینا #سینمای_نابینایان #امیرحسین_کاشانیان
زمین که می خورم جایی از تنم که زخم می شد دردم که می گرفت خانوم می گفت: “بزرگ می شی یادت می ره” من بزرگ شدم، ولی یادم نرفت. فقط دردهایم بیش تر شد … به لطف همراهی شما “خیال است دیگر” در کمتر از یکماه به چاپ چهارم رسید.
. نسخه ویژه نابینایان «مادیان» با صدای رعنا آزادیور منتشر میشود رعنا آزادیور فیلم سینمایی «مادیان» ساخته علی ژکان را برای نابینایان توضیحدار کرد. به گزارش روابط عمومی سوینا، این گروه نسخه ویژه نابینایان فیلم سینمایی «مادیان» ساخته علی ژکان را پنجشنبه دوم اسفند ۱۴۰۳ در چارچوب برنامه فیلمخانه منتشر میکند. این فیلم روز پنجشنبه ساعت ۱۹ از طریق سایت سوینا در دسترس مخاطبان قرار میگیرد. این برنامه قسمت ۳۵ از فیلمخانه سوینا است که زیرنظر گلاره عباسی تولید میشود. نظارت متن و ضبط این فیلم به عهده کیوان کثیریان بوده و محدثه واعظیپور متن روایت آن را نوشته است. این برنامه در استودیو شهر صدای پارسیان با صدابرداری رامتین ناهید ضبط شده و مسعود زرگران آن را میکس و تدوین کرده است. علاقمندان میتوانند با مراجعه به پایگاه اینترنتی سوینا به نشانی www.sevinagroup.com یا از طریق پادگیرها و کانال تلگرام رادیو سوینا به فایل صوتی فیلمهای توضیحدار دسترسی داشته باشند. سوینا را در نشانیهای اینترنتی زیر پیگیری کنید: www.sevinagroup.com www.aparat.com/sevinagroup www.instagram.com/sevinagroup T.me/sevinagroup T.me/radio_sevina www.youtube.com/channel/UCs2-CtvQ8W3YZ2M7Xy8DQHQ twitter.com/sevinagroup @ranaazadivar83 @gelarehabbasi @kkasirian @persiansoundcity @mo.vaezipour @masood_zargaran @ramtin_nahid @sevinagroup ساخت تیزر: افشین ضیائیان @afshinziaian #گروه_سوینا #sevinagroup #فیلم_صوتی #فیلمخانه #فبلم_مادیان #فیلم_سینمایی_مادیان #رعنا_آزادی_ور #فیلم_سینمایی_توضیحدار