Gelare Abbasi Instagram – در روایتی دیگر ؛
میتوانستم آن روز آنجا نباشم.
دوشنبه ظهر را میگویم.
از تابستان نیمی گذشته بود
و من کلافه از درد دندان،
خودم را تا مطب دندانپزشکیِ دوستی کشانده بودم
تا یک برگه از صد آفرین های درد را در مطب دکتر جا بگذارم
و در بروم.
صد آفرین تا رویش را برگرداند
من آنجا نبودم
ولی غافل از اینکه
اون هم زورش بیشتر بود
و هم رویش.
و شد فاخته و خِرَم را گرفت
تا امروز .
می توانستم آنجا نباشم
و ساکشن و مته و تابلوی روی دیوار به جانم نیفتند
و حواسم تیر نکشد
در اوج بی حسی دندان.
دندانم بی حس بود یا جانم؟
نمی دانستم .
اما حقیقت تنها یک روایت دارد
و من آنجا بودم.
در روزهایی که گویی
گرما و درد
برای سهم خواهی
به جانم افتاده بودند.
در روزهایی که جانم درد می کرد
و یقهی تنم را گرفته بود.
دکترها بیماری صدایش میزدند.
دکتر ها چه می دانستند
که بیماریِ من
جان به تنگ آمدن بود و بس
آن تابلو بهانهای شد
تا ته ماندهی جانم
روی کاغذها بترکد
و داستان « فاخته »
سر برود روی کاغذ.
از فاخته چه یاد گرفتم؟
یادگرفتم گاهی شمردن
تا پنج هم سخت است.
گاهی دلت میخواهد
زور خیالت بیشتر از واقعیت باشد
و گاهی جانت
زودتر از عمرت تمام میشود…
خیال است دیگر…
گاهی دلش میخواهد
یک خیال را
به معجزهی درد تقدیم کند
تا در حقیقت زندگی
به او فرصت آغوشی تازه بدهد.
این کتاب
به «درد» تقدیم شده
تا بهانهای باشد
برای آشتی میان زندگی و مرگ…
«خیال است دیگر»
را در تنهایی بخوانید.
خدا را چه دیدی؟
شاید “فاخته“ شفای جان
را زیر گوش آخرین مجال
برای زندگی نجوا کرد.
با عشق
از طرف نویسندهای
که خیال کردن را از هر روایتی
ببشتر دوست دارد.
دست خودش نیست که کاش بود…
#گلاره_عباسی #نشرچشمه
@cheshmehpublication | Posted on 17/Feb/2025 12:13:41



