Bahareh Afshari Instagram – روز ۸ مهر ۱۴۰۱ در خیابان شریعتی بود ساعت ۳ بعداز ظهر بود ناگهان ۱۰ موتورسوار با سرنشینانی با شمشیر بی غلاف به واقع شمشیر نه قمه کاری نمیکردند فقط با سرعت از کنار مردم میگذشتند …
به سمت راستم نگاه کردم مادری چادر به سر همچنان که اسپری آسم رو به دهانش نمیزد که راحتتر نفس بکشد دختر جوانش رو که گچ بینی اش زیر آفتاب اذیتش میکرد پشت خودش پنهان کردو هیچ ماشینی سوارشون نمیکرد خیلی شلوغ بود در این شرایط برای هیچ تاکسی کار کردن به صرفه نیست
چند متر بالاتر چند پسر نوجوان بدون ترس به موتور سواران فریاد میزدند «ما از ایران نمیریم ایران پس میگیریم» واقعا ۱۵ سال هم نداشتند
پیرمردی از جلوی ماشین رد شد و برایش مهم نبود کسی با او برخورد کند
در ماشین کنار من مادرپیری از ترس روسری اش رو جلو کشید و همزمان دختر راننده روسری اش رو انداخت
فضا پر از غبار گاز اشک آور بود
برایم سخت شد نفس کشیدن به گوشیم نگاه کردم در نیم ساعت گذشته ۱۰ تا میس کال از مادر و برادرم داشتم که مطمئن بشن من به خانه رسیدم…ببین حال مادران این شهر اینروزها چیه!
از کوچه ایی فرعی پیچیدم ۴ پسر بسیجی جلوی ماشینم رو گرفتم بهش گفتم پسرم چیزی شده خندید اما من مطمئنم بودم که اگر ۲۰ سالگی بچه دار میشدم او الان جای پسرم بود انقدر کوچک …
این ماجرای سه دقیقه از ایران امروز ما بود
همچنان که صدای بوق های ممتد جیغ مردم شبیه سمفونی مرگ بود با خودم فکر میکردم ما کی طعم زندگی رو میچشیم نه حتی خوشبختی فقط مطمئنم این شرایط حق ما مخصوصا زنان این کشور نیست…
#ایران | Posted on 03/Oct/2022 13:45:05
Check out the latest gallery of Bahareh Afshari



