ترانه مادر است، از آن خوب هايش هم هست. از آن خيلى خوب ها، از آن خيلى فداكارها، از آنهايى كه دلتنگى براى نوازشِ صورتِ ظريفِ دختركش و بوسيدنِ موهاىِ لطيفش را حالا به جان و دل خريده تا براى بهتر شدن و روشن تر شدنِ آينده ىِ فرزندش و آينده ىِ ديگر فرزندانِ خاكِ وطنش تلاش كند، ترانه مثل همه ى ما هم نسلى ها مى داند آنچه بر ما گذشته، قابل تعمير، بازسازى و جبران نيست، او براى آينده مى كوشد، تصميمش را گرفته است و از آينده نااميد نيست! _تا باشد زن هاى غيورى مثل ترانه عليدوستى، تا باشد مادرهاىِ ازخودگذشته اى، مثلِ مادرِ حناى عزيزِ كوچكِ ما! #ترانه_علیدوستی
. قهر نكن عزيزم! همیشه که عشق پشت پنجره هامان سوت نمی زند گاهی هم باد شکوفه های آلوچه را می لرزاند دنیا همیشه قشنگ نیست پاشو عزيزم! برایت یک سبد ،گل ِ نرگس آورده ام با قصه ی آدم ها روی پل آدم ها روی پل راه می روند آدم ها روی پل می ترسند آدمها روی پل می میرند #ويسلاوا_شيمبورسکا 📷 @melody.aramnia
بچه كه بودم تلويزيون نگاه كردن رو خيلى دوست داشتم، يه روزى رفتم توىِ تلويزيون و ديگه درنيومدم! ميخواستم بازيگر شم، از بچگى، با تمام وجودم، تو دفترچه خاطرات پونزده سالگيم نوشته ام امروز بچه ها و خانم معلمَم براى انشاء من دست زدن ديگه مطمئنم ميخوام در آينده شغلى داشته باشم كه يه جاهايى ميرم برام دست بزنن !!. جَوون بودم و اميد داشتم. براى خواسته م و آرزوم خيلى زحمت كشيدم و خيلى تلاش كردم و هميشه و تا همين لحظه عاشقانه حرفه ام رو دوست داشتم… اما الان ديگه خسته ام… همه امون خسته ايم، به پشت سر نگاه ميكنيم، ميبينيم جاده اى كه ازش اومديم جاده ى پر از سنگلاخى بوده كه تمام روح و تنمون رو زخمى كرده، پُر از موانع، سرشار از بَلاها و طوفان ها و حوادث تلخى كه حقمون نبوده سَرمون بياد، و رو به رو كه حداقل براى من يه مِهِ سفيدِ مبهم خيلى بزرگه با لكه هاى روشنى از اميد، راستش من به اون لكه ها دلبسته ام، در خستگى و نا اميدىِ خودم زار ميزنم و فقط ديدن اون لكه هاى نوره كه زنده نگهم ميداره! _دوستان جريحه دار عكس مال بچگيامه _عكس رو تو ازم گرفتى، تيپم هم تو درست كردى @mehrnazdehghan_2
. من و خواهرم دو سال اختلاف سنى داريم، خواهرم دو سال از من كوچيكتره و سالهاى جَوونيش عضوِ تيمِ ملىِ بسكتبالِ كشور بوده، پدرمون، هر بار كه من اجراىِ تئاتر داشتم به ديدنِ اجراهاىِ من مى اومد اما هيچ وقت نتونست و اجازه اش رو نداشت كه بازى ها و مسابقه هاىِ خواهرم رو ببينه، خواهرم هيچ وقت نتونست وسطِ بازى سربرگردونه و پدرمون رو ببينه كه با ذوق بهش نگاه ميكنه و تشويقش ميكنه! _تمام اين سالها، از حسرتِ نبودنِ برادرها و پدرها و مَردهاىِ زندگىِ دخترهاىِ ورزشكارمون، (مردهايى كه حمايتشون رو در فضاىِ يك جامعه ىِ بسته، عاشقانه نثارِ دخترها و زن هاىِ زندگيشون كردن، بهشون پاىِ دويدن و بال پرواز دادن) روى سكوهاىِ باشگاه ها و ورزشگاه ها براى ديدنِ مسابقه و تشويق كردنِ عزيزانشون، بگيريد تا… انواع و اقسام نظارت ها و فشارهاىِ غيرمرتبط با نَفسِ ورزش در طىِ مسابقاتِ داخلى و بين المللى، تخصيص ندادنِ بودجه ى قابل توجه و قائل نبودنِ اهميت و توجهِ چندان به ورزشِ بانوان و خيلى چيزهاى ديگه… وجودِ همه ى سختى ها و بى مهرى ها…همه ى اينها، هيچ وقت باعث نشد دخترهاىِ ورزشكارِ ما دست از تلاش بردارن، از نزديك بارها شاهد بودم كه چطور صبورى كردن، جنگيدن و عاشقانه راه خودشون رو پيش بردن. درود به همه اشون، پرچمشون بالاست🙌💪✌️ _به بهانه ىِ خواهرم كه متولدِ شب هاىِ بمباران است، به بهانه ى خواهرم كه متولدِ آبان است، به بهانه ىِ خواهرم خواهرت خواهرامون…
. نميدونم اين ويدئو كار كيه ولى هر كى هست خدا خير بهش بده، بعد چند روز گريه كردن خوب خنديدم. خدايا عزت و ذلتمون دست توئه، عاقبت به خيرمون كن، نذار بى آبرو شيم🙏 به نظرم ديگه شما بمونين و حوضتون #صداوسیما @koupidar
. برف نو! برف نو! سلام! سلام! بنشین، خوش نشستهای بر بام پاکی آوردی ای امید سپید همه آلودگیست این ایام! #شاملو
. حالا كه دارين سعى ميكنين تو رودروايسى و مقايسه و اينا بذارين خدمتتون عرض كنم كه پدر من هيچ وقت، نگاه شهوت آلودى به هيچ زن غريبه و آشنايى نداشت و هيچ زنى رو با نگاهش معذب نكرد ،همينطور برادرم و بسيار بى شمارى از مردهاى شريفى كه سالهاى سال همكاران و دوستان و آشنايانم بودن، به پسرم هم ياد ميدم فارغ از جنسيت نگاه انسانى به آدمها داشته باشه و انسان بودن آدمها در اُلَويتش باشه، پيشنهاد ميكنم شما هم همين كار و بكنين، ياد بگيرين به هر زنى به دليل زن بودنش نگاه شهوت آلود نداشته باشيد! _نگاه شهوت آلود به همه ى زن ها قطعا يه مريضيه درمانش كنين. _باور كنين يا نه اين روزها كه زن ها تصميم گرفتن بيشتر روى انتخاب خودشون توى پوششون پافشارى كنن هم زمان ميزان نگاه هاى شهوت آميز و آلود و از اين جور نگاه ها كه مى گين در سطح شهر هم خيلى كمتر از قبله. _برادرم به خودت بيا! _خانوما، ممنون كه انقدر شجاعين، ممنون كه شهرمون، كشورمون رو قشنگ مى كنين❤️🌹
. سرمونو بذاريم روى شونه ى هم زار بزنيم از حجم اين همه غم… با اينكه دورى از وطن، كنار مايى هموطن ✌️✌️✌️
. بسته بالاى سر گيسوان، چه هيبتى ست! #الناز_ركابي نماينده ى تيم ملى ايران در مسابقات سنگ نوردى آسيا 💪✌️👏👏❤️
. به من گفتى تا كه دل دريا كن… 🌹🌹🌹🌹
. چیزی بگو حرفی بزن از فردا اما نه آنقدر تلخ که دلم بلرزد و نه آنچنان زیبا که باورم نشود! نترس سرانجام فریاد میزند ناخدا که جزیرهای پیداست جزیرهای کوچک جزیرهای سرد اما امن… نقطهای در انتهای دریا که رنجها را تمام میکند.. . ٠ ٠ ٠ نترس هرگز نترس قایقِ من! موجی که غرق نکند بالاترمان میبرد! @nabayad_mikhandim شعر از #معين_دهاز بخشى از شعر #اسب_من _نام عكاس را متاسفانه نميدانم!
. ما رگ جان را به آن زلف پریشان بسته ایم پیچ و تاب زلف او را بر رگ جان بسته ایم #صائب_تبریزی @minorammusic 🥀🖤.
. اينجا مهاباده و اون فرشته اى كه اونجا ايستاده، برادرِ جانِ دلِ خوشتيپ ماست كه سندروم داون داره، فرشته ى مهربونى كه بالهاش رو براى هموطناش باز كرده و آغوش هديه مى ده. همديگرو به آغوش بكشيم ما فقط همديگرو داريم. #مهاباد #سندرم_داون #آغوش #شروین_حاجی_آقاپور #وطنم_دردت_به_جون_و_تنم
. _زينب رُك و بى پرواست، شوخى هاش حد و مرز نداره، نقدهاش تند و تيزه، در فضاى خصوصى و دوستانمون، تهِ هر بار از ته دل خنديدن يك بار با شرم و خجالت ميگم “واى خاك بر سرم!!”…و اين يعنى در فضاى عمومى تر باز هم تلاش مى كنه خودش رو سانسور كنه! _زينب يك استندآپ كمدينِ تمام عياره! با همه ى سواد و معلومات و حس طنزِ درجه يك و پيشرو بودنش و دغدغه هاى اجتماعيى كه داره. و تلخىِ گزنده ى پشتِ شوخى هاى شيرينش كه باعث ميشه هى بگى ؛” اى واى چقدر درست ميگه”…در قالبِ تيپ منحصر به فردى به اسمِ “امپراطور كوزكو” كه همه ى حرفا و نقدها و درد دل هاش رو از زبون اون تيپ مى گه. _من صداش ميكنم “زى ز” و بهش ميگم جوجه ى من، چون انقدر كوچولو و ظريفه كه هر بار بغلش ميكنم تو بغلم جا ميشه و در عين همه ى پرده دريهاش و تابوشكنى هاش خيلى مظلوم و شكننده است… _اين يكى دو روزه روى همه ى خونِ دل خوردن ها و غم و غصه هاى ديگه، دلم داره از غصه براى زينب مى تركه! _جاى كمدين زندان نيست! #زينب_موسوي_را_آزاد_كنيد @iamkuzcooo ويدئو: چند سال قبل صدا و سيما
. _سالها پيش به خاطر كار زشتى كه برادرم كرده بود و ويدئوش در فضاى مجازى پخش شده بود وظيفه ى خودم دونستم بارها و بارها عذرخواهى كنم و تا حل شدن كامل ماجرا پيگيرش باشم. در تمام اون مدت و ماه ها بعدش از دعا براى گور به گور شدن پدر خدابيامرزم تا تكه تكه شدن بچه ى ده ساله ام بى نصيب نموندم. _من متوجه ى خشم و هيجان مردم، لبريز شدن آستانه ى تحملشون با كوچكترين جرقه اى هستم،هر چند آدرس غلط بهشون داده بشه، روى صحبتم الان با همكارامه؛ سختتون بود يه تماس با مونا و مارال بگيرين واقعيت ماجراى ديدار پدرشون با وزير ارشاد در شهر مشهد رو از زبون اونها هم بشنوين؟! براى اينكه نشون بدين چهره ى مردمى و انقلابى هستين ديوار كوتاه تر از آبرو و شرف همكارتون پيدا نكردين؟! _دو روز ديگه اين ماجراى ديدار و ضيافت هم مثل همه ى ماجراهاى حاشيه اىِ ديگه تموم ميشه و همه يادشون ميره! بعدش ميخوام بدونم چه جورى ميخواين بعد از اين تو چشم اين دوتا خواهر كه همه تون ميدونين چقدر مظلوم و معصوم و آبرودارن نگاه كنين؟! پ.ن :خانم فرزانه نشاط خواه، آقاى جمشيد جهانزاده و آقاى اصغر همت در صفحه شون در مورد اتفاق به طور كامل توضيح دادن دوست داشتين ماجرا رو بدونين از صفحه ى اين عزيزان پيگير بشين @farzanehneshatkhah @asghar_hemmat
. برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن هم پل بسازیم #ايرج_جنتى_عطايى #روز_جهانى_دختر مبارك❤️
. دردونه ى خانواده ى ما بيست سالش شد و ما با يه چشم خون و يه چشم اشك چشم مى دوزيم به تصويرِ پرپر شدن بچه هاى هم سن و سالش، گوش ميسپاريم به صداى فريادها و حق خواهى هاى هم نسل هاش، آهِ جگرسوز مى كشيم از تصورِ رنجِ پدر و مادرهايى كه جَوونهاشون رو از دست دادن، ما رو ببخش كه تولد بيست سالگى تو اينطور گذشت، ما رو ببخش كه نتونستيم براى تو و هم نسل هات دنياى بهتر و قشنگترى بسازيم، به اميد روزهاى روشن تر، آزادتر و زيباتر، عزيزِ جانِ خاله، براى تو و براى همه ى جَوونهاى وطنِ خسته و دردمندمون @barbodnazariii @mehrnazdehghan_2
. _همه ى مردم بايد از قوانين عادلانه اطاعت كنند• _يك قانون ناعادلانه اصلا قانون نيست. _همه ى ما وظيفه ى اخلاقى داريم از قوانين ناعادلانه سرپيچى كنيم. _كسى كه از قانون ناعادلانه سرپيچى مى كند و با ماندن در زندان تاوان آن را مى دهد تا وجدان جامعه را بيدار كند بيشترين احترام را به قانون گذاشته است. جناب آقاى #مارتین_لوترکینگ @hafezeye_tarikhi
. خداييش مَديونين با اين حجم از سواد و معلومات و قدرت سخنورى و اِشراف به موضوعِ موردِ بحث و استفاده ى كاملا صحيح از كلمات تخصصى و كمالات و كاريزماتيك بودنِ ايشون و حس اطمينان بخش و آرامش بخشى كه در واژه واژه ى سخنرانى ايشون موج ميزنه به حرفهاشون اطمينان نكنين! هزار الله و اكبر!!!
. عجب آب و هوایی داره شیراز پسین دلگشایی داره شیراز پسین دلگشا و صبح سعدی عجب شاه چراغی داره شیراز #شاهچراغ_شیراز 🥀🖤
. اين راديو يادگار پدرمه، يادمه تمام سالهاى كودكيم در اوايل دهه ى شصت پدرم شب به شب راديوش رو روشن ميكرد و انقدر پيچش رو به چپ و راست ميپيچوند و انقدر آنتنش رو اين طرف اون طرف ميكرد تا بلكه از بين صداهاى خش خش و غيژ غيژ و قطع و وصل هاى ممتد صدايى رو بشنوه كه ميگه “صداى ما رو از فلان جاى جهان ميشنويد و اخبار امروز اينه” ، يا اينكه موفق شه بلكه صداى هايده اى، بَنانى ، آهنگِ “مرا ببوس براى آخرين بارى” رو با بدترين كيفيت بشنوه و كمى دلخوش شه! بعدها بود كه ماهواره ها اومدن، با ديش ها و رسيورها و لذت ارتباط با اتفاقات جاهاى ديگه دنيا، كه هى اومدين و گرفتين و جمع كردين و پرت كردين و ما مردم هى دوباره هزينه كرديم و خريديم و نصب كرديم چون داشتنش از نون شب برامون واجب تر بود! چون نميخواستيم شما براى گوش و چشم ما تصميم بگيريد! بعدترها گوشى هاى هوشمند اومدن با همه ى امكانات ارتباطيشون و ما راضى بوديم به همون اينترنت ضعيف كوفتيى كه برامون فراهم كرده بودين، همونى كه اين روزها همون رو هم ازمون گرفتين، همونى كه براى داشتنش دست به دامن اين فيلترشكن و اون فيلترشكن ميشيم، براى خوندن يه خبر ساده يا ديدن يك ويدئوى دو دقيقه اى، دو كلمه حرف زدن با عزيزامون صد دقيقه وقت ميذاريم! ما هيچ وقت به اخبار داخلى از رسانه هاى داخلى اعتماد نكرديم، اگر اعتماد ميكرديم (دور از جونِ هموطن هاى عزيزم) مرض نداشتيم نسل به نسل خودمون رو براى شنيدن و ديدن اخبار و اتفاقات، خارج از محدوده ىِ بسيار محدودِ مورد تاييدى كه برامون تعيين كردين به زحمت بندازيم! ما هيچ وقت به شما اعتماد نكرديم! _عكس صفحه ى دوم يكى از تصويرهاى آشناى اين روزها كه به كرات ميبينيم!
. اين راديو يادگار پدرمه، يادمه تمام سالهاى كودكيم در اوايل دهه ى شصت پدرم شب به شب راديوش رو روشن ميكرد و انقدر پيچش رو به چپ و راست ميپيچوند و انقدر آنتنش رو اين طرف اون طرف ميكرد تا بلكه از بين صداهاى خش خش و غيژ غيژ و قطع و وصل هاى ممتد صدايى رو بشنوه كه ميگه “صداى ما رو از فلان جاى جهان ميشنويد و اخبار امروز اينه” ، يا اينكه موفق شه بلكه صداى هايده اى، بَنانى ، آهنگِ “مرا ببوس براى آخرين بارى” رو با بدترين كيفيت بشنوه و كمى دلخوش شه! بعدها بود كه ماهواره ها اومدن، با ديش ها و رسيورها و لذت ارتباط با اتفاقات جاهاى ديگه دنيا، كه هى اومدين و گرفتين و جمع كردين و پرت كردين و ما مردم هى دوباره هزينه كرديم و خريديم و نصب كرديم چون داشتنش از نون شب برامون واجب تر بود! چون نميخواستيم شما براى گوش و چشم ما تصميم بگيريد! بعدترها گوشى هاى هوشمند اومدن با همه ى امكانات ارتباطيشون و ما راضى بوديم به همون اينترنت ضعيف كوفتيى كه برامون فراهم كرده بودين، همونى كه اين روزها همون رو هم ازمون گرفتين، همونى كه براى داشتنش دست به دامن اين فيلترشكن و اون فيلترشكن ميشيم، براى خوندن يه خبر ساده يا ديدن يك ويدئوى دو دقيقه اى، دو كلمه حرف زدن با عزيزامون صد دقيقه وقت ميذاريم! ما هيچ وقت به اخبار داخلى از رسانه هاى داخلى اعتماد نكرديم، اگر اعتماد ميكرديم (دور از جونِ هموطن هاى عزيزم) مرض نداشتيم نسل به نسل خودمون رو براى شنيدن و ديدن اخبار و اتفاقات، خارج از محدوده ىِ بسيار محدودِ مورد تاييدى كه برامون تعيين كردين به زحمت بندازيم! ما هيچ وقت به شما اعتماد نكرديم! _عكس صفحه ى دوم يكى از تصويرهاى آشناى اين روزها كه به كرات ميبينيم!