Ziba Karamali Instagram – ۲۷ تمام
این متن کوتاه نیست.اگرخسته میشوید از آن عبور کنید.
تصورم از ۲۷ سالگیام طوردیگری بود وخب شاید همانطور میشد اگر این یک سال با پدیده رنج تا این اندازه خو نمیگرفتم.
رنج چندماه قبل از ۲۶ سالگی آغاز شد و آنقدر بزرگ شد که در روز تولد ۲۶ سالگی بدن ضعیف و رنجورم از اخبار تاریک پاییز ۱۴۰۱ به حدی بیمار شد که فقط در حد فوت کردن شمع از زیر پتو بیرون خزید و باز به قعر دردی لایتناهی سقوط کرد. ترسی ندارم از افسردگی سیاهی که دامنگیرم شد حرف بزنم.روزهای تلخ سال گذشته گمان میکنم خیلی از ما را به روانپزشک و داروخانه کشاند.درد پشت درد،خبر پشت خبر،خشم روی خشم کم کم مرا تبدیل به جنازه ای کرد که نمی شناختمش. نه صورت بهت زدهی شاهدم بر درد را،نه آن پاک باختگی و رهایی از تعلقم را.هر آنچه روزی آمال و آرزوهایم بودند را زمین گذاشتم و سبک شدم. بی چیز شدم!بی هیچ چیزی! مدت ها در گنگی یافتن ریسمانی برای تعلق با زمانه جنگیدم. دیگر آینده برایم روشن نبود.نه در روزهایی که از دست رفتن جان های عزیزی همه چیز را سیاه تر از قبل کرده بود.بدنم بر پاهایم سنگینی میکرد.وزن جسمم اضافه شد وزن روحم بیشتر. دروغ چرا؟ روزهای زیادی آرزو میکردم کاش سرشتم جور دیگری بود. کاش بلد بودم گاهی چشم ببندم و باقی جهان را رها کنم. اما من این طور نبودم و این هم انتخاب من نبود.
آنروزها گذشتند و امروز در آخرین روز ۲۷ سالگیم،گمان میکنم کم کم پاهایم قوت گرفتهاند.هنوز هم تنم بر پاها سنگینی میکند اما حداقل ایستاده ام. شاید فردا قدمی هم برداشتم.نمیدانم!دیگر بزرگ فکر نمیکنم. هر قدم کوچک را تحسین میکنم چون گمان میکنم همین که هنوز زنده ام و نفس میکشم شاید بزرگترین پیروزی این یک سال است. همین خنده های سرسری کوچک وهمین بر دوش کشیدن بار سنگین زیستن در رنج شاید بزرگترین دستاورد من در دل این سال سخت بود.سال سیاهی که جهانم را دگرگون کرد اما در دل سیاهیاش شاید تنها چیزی که کورسوی نوری را برایم روشن گذاشت که با چشم دوختن به آن، در نبرد مرگ و زندگی، زندگی را برگزینم، همان باری بود که بر زمین نهادم.بار تعلق و آمالی که بر زمین کوبیده شد، پیله ای چسبیده به تن بود که پروانگیام را ربوده بود. پیله را ذره ذره دریدم و از دلش، زنی بیرون آمد که بیشتر دوستش داشتم.
هرچند زخم دیده و هرچند تهی دست تر اما حقیقی تر. جسورتر و صادق تر. بی پرواتر و “زیبا”تر!
تولدت مبارک زیبا! من توی امروز را با تمام زخمها و غمهایت بیشتر دوست دارم!تو بیش از تمام ۲۷سال عمرت،امروز خودت را زندگی میکنی و این زیباترین هدیهایست که امسال به تو داده شد!۲۷ سالگی مبارک | Posted on 06/Dec/2023 01:32:32



